هنرمندان و بازیگران

زیارت بنیامین بهادری و دوستش سلیم ، به نیابت از همسرش و نیما وارسته در مشهد مقدس + عکس

بنیامین بهادری به نیابت ازهمسرش نسیم و سلیم به نیابت از نیما وارسته

 

 

بنیامین بهادری با انتشار عکس زیر در اینستاگرامش نوشت :

من هر وقت كم ميارم به اينجا پناه ميارم # اين بار من به جاى نسيم اومدم، سليم هم به جاى نيما كه نيت كرده بود بياد اينجا ولى نشد # هر كجاى دنيا گره افتاده به كارت، آروم بگو يا ضامن آهو

بنیامین بهادری به نیابت ازهمسرش نسیم و سلیم به نیابت از نیما وارسته

ادامه مطلب زیارت بنیامین بهادری و دوستش سلیم ، به نیابت از همسرش و نیما وارسته در مشهد مقدس + عکس

آزاده نامداری به همراه سایر هنرمندان مشهور در ساحل زیبای قشم + تصاویر

 آزاده نامداری به همراه سایر هنرمندان مشهور در ساحل زیبای قشم

 

محمود پاک‌نیت، مهوش صبرکن، آزاده نامداری و چند تن دیگر از هنرمندان مطرح کشوری، در برنامه پاکسازی ساحل هنگام از زباله‌ها شرکت کردند.

آزاده نامداری به همراه سایر هنرمندان مشهور در ساحل زیبای قشم

 شرکت کنندگان در این برنامه به منظور ترویج فرهنگ حفظ محیط زیست با شعار خلیج فارس پاک و تقویت برنامه‌ریزی برای توسعه گردشگری شهرستان قشم اقدام به جمع‌آوری زباله‌های موجود در ساحل جزیره هنگام کردند.

 بازدید و پاکسازی ساحل جزیره هنگام با همکاری هنرمندان نامی کشور از جمله محمود پاک‌نیت، مهوش صبرکن، آزاده نامداری ، مسئولان انجمن تالاسمی قشم و اهالی طبیعت دوست قشم با پاکسازی مساحت وسیعی از ساحل دریا، صورت گرفت.

 

 محمود پاک‌نیت هنرمند نامی کشور در حاشیه این برنامه مسئلـه آلودگی زمیـن را از مسائل عمده زیست محیطی و دغدغه مهمی برای دوستداران محیط زیست در سراسر جهان ذکر کرد و گفت: حضور هنرمندان در هنگام به معنی توجه این قشر به جزیره است و باید این برنامه‌ها توسط اداره گردشگری و صنایع دستی سازمان منطقه آزاد به صورت مستمر و همیشگی ادامه داشته باشد.

 پاک‌نیت از تماشای دلفین‌های در ساحل هنگام به عنوان یکی از ظرفیت‌های بالقوه این جزیره یاد کرد و افزود: توجه به این امر می‌تواند دستاورد خوبی برای جزیره داشته باشد و در کنار این ظرفیت‌ها، توانمندی بانوان در بخش صنایع دستی نیز قابل تحسین است.

 

آزاده نامداری به همراه سایر هنرمندان مشهور در ساحل زیبای قشم

 

وی در ادامه اظهار امیدواری کرد با الگو گرفتن از چنین اقداماتی، شاهد فرهنگسازی هرچه بیشتر در راستای بهبود و رفع مشکلات زیست محیطی باشیم.

 این بازیگر مطرح کشور، تصریح کرد: طبیعت و محیط زیست از جمله نعمت‌های ارزشمند الهی است که باید تلاش گردد همزمان با استفاده و لذت بردن از آنها، در حفظ و نگهداریشان نیز کوشا باشیم.

آزاده نامداری به همراه سایر هنرمندان مشهور در ساحل زیبای قشم

 پاک‌نیت از گردشگران دریایی خواست تا در زمان حضور خود در هنگام سفرهای دریای، این جزیره را همچون خانه خود دانسته و از ریختن زباله در دریا و سواحل آن خودداری کنند. جزیره هنگام از جزایر تابعه شهرستان قشم و در مجاورت جزیره قشم قرار داد.

 

بانی فیلم

ادامه مطلب آزاده نامداری به همراه سایر هنرمندان مشهور در ساحل زیبای قشم + تصاویر

همراه با خواهران اسکندری و حرف های جالب آنها در خانه مادری + تصاویر جدید این 3 خواهر هنرمند و مادرشان

همراه با خواهران اسکندری و حرف های جالب آنها در خانه مادری

 

همه خانواده‌هاي ايراني قابل احترام و دوست‌داشتني‌اند. اما كمتر پيش مي‌آيد كه همه اعضاي يك خانواده اينقدر همراه و همدل باشند و در موقعيت‌هاي مختلف يكديگر را حمايت كنند. خانواده اسكندري كه لاله و ستاره را به دنياي هنر ايران تقديم كرده در يك عصر ارديبهشتي با ما همكلام شدند تا از روزهاي گذشته و احوال اين روزهايشان برايمان بگويند.

 به جز ستاره و لاله كه معرف حضور مردم ايران هستند، مادر و خواهر بزرگتر (سارا) اين دو بازيگر خوب كشورمان به همراه روژين (دختر سارا) نيز در اين مصاحبه با ما همراه بودند. مصاحبه‌اي كه حرف‌هاي تازه زيادي در آن پيدا مي‌شود.

 مادر ستاره و لاله مي‌گويد بچه‌ها از كودكي با هنر و نمايش آشنا بودند اما ستاره زودتر وارد بازيگري شد و با توجه به روحياتي كه داشته مي‌شد از همان دوران كودكي حدس زد روزي به عنوان بازيگر فعاليت خواهد داشت.

ستاره هم از شيطنت‌هاي كودكي اش مي‌گويد، اين كه تا مدت‌ها از دختر بودن راضي نبوده و دوست داشته پسر باشد اما امروز به زن بودن خود افتخار مي‌كند. لاله هم روزهاي حضور در تئاتر شهر به عنوان گريمور تا روزگار متاهل بودن را برايمان روايت مي‌كند.

 * براي شروع از داستان بازيگر شدن ستاره و لاله براي‌مان بگوييد.

 مادر: عموي بچه‌ها (حسين اسكندري) از مجري‌هاي خوب تلويزيون بودند و به همين دليل بچه‌ها به سمت نمايش و بازيگري گرايش داشتند. در دوران كودكي علاوه بر نمايش‌هاي كودكانه‌اي كه كار مي‌كردند در يكي- دو كار تلويزيوني هم همراه با عموي خود بودند و اين فضا را تجربه كردند. ستاره اولين نفري بود كه بين بچه‌ها وارد كار بازيگري شد اما سارا و لاله كارشان را با گريم آغاز كردند.

 * ستاره جان چي شد كه وارد دنياي بازيگري شديد؟

 ستاره: به خاطر حضور عمو حسين در تلويزيون زياد با اين فضا غريبه نبوديم و همراه با لاله در فيلم‌هاي كوتاهي كه عمو حسين پيشنهاد مي‌دادند حضور داشتيم. فكر مي‌كنم سال اول راهنمايي بودم كه براي اولين بار جلوي دوربين يك فيلم كوتاه به كارگرداني آقاي حميد تمجيدي قرار گرفتم و با مرحوم جمشيد اسماعيل خاني و خانم كابلي همكاري داشتيم.

 اما بعد از اين فيلم كوتاه، نوار حضورم در بازيگري قطع شد. تا اين‌كه وقتي 18-19 ساله بودم همراه با برادرم (سيامك) كه در دانشكده هنرهاي زيبا تحصيل مي‌كرد به اين دانشكده رفتم و آنجا بود كه با دپارتمان تئاتر آشنا شدم و به نوعي دوباره به تئاتر بازگشتم.

 

 * لاله را هم شما به سمت بازيگري آورديد؟

ستاره: نه، من نقشي در بازيگر شدن لاله نداشتم.

 لاله: اتفاقا ايشان مخالف بازيگر شدن من بود.

 ستاره: لاله كارش را با گريم آغاز كرد و وقتي كار تصوير به لاله پيشنهاد شد، به او پيشنهاد دادم كه از زاويه تئاتر وارد بازيگري شود. در آن زمان حس مي‌كردم كه راه درست اين است كه لاله از طريق تئاتر وارد بازيگري شود.

 * و لاله جان چي شد كه شما كارتان را با گريم آغاز كرديد؟

 لاله: ورود من به گريم به خاطر حضور سارا در اين حوزه بود. تحصيلات دانشگاهي‌ام گرافيك بود و همزمان با تحصيل در اين رشته نقاشي را هم پيگيري مي‌كردم. دانشجو بودم و دوست داشتم مشغول كار باشم تا اين‌كه سال 75 كه تئاتر شهر به دنبال جذب نيروي جديد بود، از طرف سارا معرفي شدم و حدود دو سال و نيم همراه با سارا در تئاتر شهر مشغول كار گريم بودم. در همان سال‌هايي كه گريم كار مي‌كردم، پيشنهاد كار تصوير داشتم اما ستاره زياد موافق اين موضوع نبود و معتقد بود بايد بازيگري را از تئاتر شروع كنم. البته من زياد به اين نظر اعتقاد نداشته و الان هم ندارم چون فكر مي‌كنم جنس بازي تئاتر و تصوير تفاوت زيادي دارد و الزاما بازيگري كه در حوزه تصوير فعاليت دارد نيازي نيست كارش را از تئاتر آغاز نمايد.

 * ستاره مخالفت مي‌كرد يا ممانعت؟

 لاله: نه واقعا ستاره مانع حضورم در بازيگري نبود اما مشوق هم نبود. كسي كه در مورد حضورم در عرصه بازيگري خيلي تشويقم كرد پدرم بود. مادرم هم معتقد بود ورود به بازيگري باعث مي‌شود زندگي انسان از روال طبيعي خود خارج شود و به همين دليل هم موافقت چنداني با حضورم در بازيگري نداشت. در هر صورت من در شروع راه با كارگردان‌هاي خوبي كارم را آغاز كردم و همين موضوع باعث تجارب شيريني از بازيگري در ذهنم نقش ببندد. شايد اگر همان اول با چند كار ناموفق وارد بازيگري مي‌شدم بعد از يكي- دو سال ديگر اين حرفه را ادامه نمي‌دادم. البته حضورم در بازيگري باعث قطع ارتباطم با دنياي هنرهاي تجسمي نشد و در طول اين سال‌ها هنرهاي تجسمي را به موازات بازيگري پيگيري كرده‌ام.

 * سارا جان شما چرا بازيگري را انتخاب نكرديد؟

 سارا: به نظرم هر كسي بايد در مسير استعدادهاي خودش حركت كند. از 13-14 سالگي به گريم علاقه داشتم و از همان سن و سال با اكثر اساتيد گريم آشنا بودم و با علاقه كارهايشان را دنبال مي‌كردم. عمو حسين هم با علم به علاقه‌ام به گريم من را به كلاس گريم استاد عبدا… اسكندري معرفي كردند اما پدرم در آن زمان با حضورم در اين كلاس‌ها مخالفت كردند. تا اين‌كه سال 72 در كلاس‌هاي استاد جلال معيريان شركت كردم.

 * و هيچ وقت هم به بازيگر شدن فكر نكرديد؟

 سارا: اگر بگويم نه، دروغ گفته‌ام. در مقطعي حس مي‌كردم چيزي در درونم وجود دارد كه بايد آن را با ديگران به اشتراك بگذارم و شايد بازيگري بهترين راه براي تخليه اين هيجان‌ها بود. زماني كه مشغول گريم بودم دوستان تئاتري‌ام به من پيشنهاد دادند كه وارد بازيگري شوم اما چون اين توانايي را در خودم نمي‌ديدم ترجيح دادم وارد بازيگري نشوم.

 * برگرديم به دوران كودكي بچه‌ها. از ويژگي‌هاي سارا، ستاره و لاله برايمان بگوييد.

مادر: ستاره معمولا كارگردان خوبي بود، سارا مجري خوبي بود و برنامه‌هاي ستاره را به خوبي اجرا مي‌كرد (خنده). لاله اما دختر آرامي بود و زياد اهل شيطنت نبود. از همان دوران كودكي با توجه به استعدادي كه در ستاره وجود داشت مي‌شد حدس زد يك روز بازيگر خوبي مي‌شود. البته در خانواده پدر بچه‌ها ژن بازيگري وجود دارد و پدرشان هم بازيگر خوبي است (خنده).

 لاله: پدر بزرگ ما در تعزيه‌ها بازي مي‌كرد و نقش شمر را برعهده داشت و از اين طريق هم با بازيگري بيگانه نبوديم.

* كدام يك از بچه‌ها بيشتر شيطنت مي‌كرد؟

 مادر: شيطنت‌هاي خانه در اكثر مواقع با سرپرستي ستاره خانوم انجام مي‌شد (خنده).

لاله: من و سيامك بچه‌هاي مظلوم خانه بوديم.

 * خاطره‌اي از شيطنت‌هاي ستاره داريد كه برايمان بگوييد؟

مادر: ستاره در مجموع بچه شيطاني بود. مثلا سال سوم دبستان به جاي والدين هم كلاسي‌هايش، رضايتنامه مي‌نوشت و امضاء مي‌كرد.

 ستاره: از دوم دبستان خط نستعيلق را فرا گرفتم و مي‌توانستم به چند مدل متفاوت بنويسم. از همان سال‌ها بود كه از قول مادر، پدر بچه‌هاي رضايت نامه مي‌نوشتم (خنده).

 لاله: البته سر من هم كم بلا و مصيبت نياورده‌اي (خنده).

 * چطور؟

لاله: بچه كه بوديم به منزل پدربزرگ‌مان در كاشمر مي‌رفتيم. آنجا يك حوضي بود كه در آن شنا مي‌كرديم و دور حوض مي‌نشستيم و از آفتاب استفاده مي‌كرديم. يك بار كه يك ديگ بزرگ مسي در حياط بود، ستاره پيشنهاد داد اين بار به جاي اين‌كه روي زمين بنشيني، برو به آن ديگ تكيه بده! من هم از همه جا بي خبر رفتم و به اين ديگ تكيه دادم و تنها چيزي كه يادم مي‌آيد اين است كه صدايي شبيه به جنبش روغن در ماهي تابه به گوشم رسيد و وقتي برگشتم ديدم پوست پشتم به بدنه ي ديگ چسبيده و ستاره‌ها در حال خنده است (خنده). البته اين يكي از نمونه شيطنت‌هاي ستاره است و از اين خاطرات زياد داريم. (خنده)

* دليل اين همه شيطنت چه بود؟

 ستاره: راستش من با اين‌كه دختر هستم خيلي مشكل داشتم و تا مدت‌ها دوست داشتم پسر باشم. به همين دليل هم سال‌ها در كوچه و خيابان فوتبال بازي مي‌كردم و كارهاي پسرانه انجام مي‌دادم.

 * چه چيز پسر بودن برايتان جذاب بود؟

ستاره: همينقدر كه حس مي‌كردم پسرها احساس رهايي و آزادي بيشتري دارند برايم جذابيت داشت. به فضاي اين روز جامعه نگاه نكنيد كه حقوق خانم‌ها و آقايان به صورت يكسان و برابر رعايت مي‌شود، زمان ما واقعا بين پسر و دختر و آزادي‌هايشان تفاوت زيادي قائل مي‌شدند و من به رها شدن از چهارچوب خانه ميل داشتم.

 * الان هم اين حس را داريد؟

ستاره: الان در شرايطي هستم كه نه تنها ميلي به مرد بودن ندارم بلكه از زن بودنم خوشحالم. چون در عين حالي كه تمام خصوصيات و ويژگي‌هاي زنانه را دارم استقلال مردانه را هم حس مي‌كنم. اما در دوران كودكي شايد نوعي بيش فعالي داشتم…

 * چه كار مي‌كرديد كه فكر مي‌كنيد بيش فعال بوديد؟

ستاره: زياد اهل درس خواندن نبودم اما قبل از اين‌كه وارد دبستان شوم، با كمك برادرم (سيامك) خواندن و نوشتن بلد بودم و كتاب مي‌خواندم. هميشه از هر كاري كه به عنوان وظيفه روي دوشم قرار داشته، مثل درس خواندن يا خانه داري متنفر بوده و هنوز هم هستم. در عوض كارهايي كه در آن احساس توانايي مي‌كنم را دوست دارم و به شدت از آن استقبال مي‌كنم.

 * موضوعي كه گفتيد با مسئوليت‌پذيري منافاتي ندارد؟

ستاره: واقعا آدم بي‌‌مسئوليتي نيستم اما دوست دارم مسئوليتم را خودم انتخاب كنم نه اين‌كه بهم تحميل شود.

 * برگرديم به كمي عقب‌تر، شيطنت‌هاي كه در دوران كودكي انجام مي‌داديد فقط به اين دليل بود كه دوست داشتيد پسر باشيد؟

ستاره: در آن زمان در تعريف پسر بودن اين شيطنت‌ها قابل قبول بود. شايد باورتان نشود اما يكي از تمايلات من در آن سال اين بود كه از درخت بالا بروم، شيشه مي‌شكستم و… ! در طول عمرم يك روز به كودكستان رفتم و همان روز شيشه كودكستان را شكستم و ديگر هيچ وقت مرا به كودكستان راه ندادند (خنده).

 از طرف ديگر من بچه وسط خانواده بودم، يك خواهر- برادر بزرگتر و يك خواهر – برادر كوچكتر از خودم داشتم و اصولا به صورت خاص محبوب پدر و مادرم نبود. مثلا لاله بچه ي لوس پدرم بود؛ روزبه بچه آخر بود، سيامك بچه لوس مادرم بود و سارا هم دردانه پدربزرگ و مادربزرگم! به همين دليل هم فكر مي‌كنم آن شيطنت‌ها راهي بوده براي ديده شدن!

 

 

 

* شما تا چند سال در تربت حيدريه زندگي مي‌كرديد و بعدا به تهران آمديد. زندگي در فضاي بسته تهران روي اين شيطنت‌ها تاثيرگذار نبود؟

ستاره: من چهارساله بودم كه از تربت حيدريه به تهران آمديم. در كاشمر در فضاهاي غيرآپارتماني انرژي خودمان را تخليه مي‌كرديم اما در تهران و آپارتمان‌هاي تنگ و كوچكش احساس محدوديت مي‌كرديم و از راه‌هاي مختلف به فكر تخليه انرژي خودمان بوديم.

 * لاله نسبت به ستاره درس خوان تر بود، نه؟

 لاله: بچه درس خوان نبودم اما شاگر بدي نبودم. البته رشته‌ام در دبيرستان را دوست نداشتم. من مي‌خواستم به هنرستان بروم اما با مخالفت پدرم مجبور شدم در رشته تجربي ادامه تحصيل دهم. در نهايت سال اولي كه در كنكور شركت كردم در رشته گرافيك دانشكده الزهرا(س) قبول شدم اما چون تجديد آورده بودم، نتوانستم ثبت نام كنم اما سال دوم در رشته گرافيك دانشگاه آزاد و همچنين رشته مجسمه سازي دانشگاه تهران قبول شدم كه متاسفانه در مرحله گزينش رد شدم و خيلي هم از اين موضوع ضربه روحي خوردم. مدرسه ما در ضلع غربي دانشگاه تهران قرار داشت و تمام سال‌هاي دبستان براي رفت و آمد از داخل دانشگاه عبور مي‌كردم و به همين دليل هم حس و حال عجيبي نسبت به اين دانشگاه داشتم.

 * در نهايت هم همان گرافيك را ادامه داديد؟

 لاله: بله و از اين بابت هم خيلي خوشحالم چون گرافيك رشته‌اي است كه ديد وسيعي به انسان مي‌دهد.

 * و به اندازه ستاره شيطنت داشتيد؟

لاله: كلا بچه آرومي بودم و زياد با حس‌هايي كه ستاره در مورد دوران كودكي اش گفت در ارتباط نبودم. راسش من خيلي دوست داشتم در همان روزهاي كودكي باقي مي‌ماندم و شايد به همين دليل هم تا 13 سالگي وقتي در مورد سنم مي‌پرسيدند مي‌گفتم 9 ساله‌ام (خنده). دوران كودكي‌ام را دوست داشتم و خيلي سخت راضي شدم كه از آن عبور كنم.

 * در همان ايام كودكي تصور مي‌كرديد بازيگر شويد؟

 لاله: در آن سن و سال خودم را بيشتر يك نقاش تجسم مي‌كردم و هيچ وقت فكر نمي‌كردم بازيگر شوم. ستاره از كودكي تصميم داشت بازيگر شود اما شرايط ورود من به بازيگري خيلي اتفاقي پيش آمد.

به دليل علاقه كه به نقاشي و هنرهاي تجسمي داشته و دارم در تمام اين سال‌ها رشته‌هاي مختلف هنرهاي تجسمي را پيگيري كرده‌ام و خوشحالم كه الان كه 38 ساله‌ام در دو شاخه هنري فعاليت دارم. وقتي كه دوست دارم فضاي جمعي و گروهي هنر را تجربه كنم وارد دنياي بازيگري و نمايش مي‌شوم و زماني كه حوصله جمع را ندارم هم به هنرهاي تجسمي مي‌پردازم.

 * از دنياي لاله و ستاره بعد از شهرت براي‌مان بگوييد.

مادر: لاله و ستاره بعد از مشهور شدن واقعا تغيير نكردند. حداقل اين مسئله در محيط خانواده تاثيري نداشت. بچه‌ها در هر درجه‌اي از شهرت و موقعيت اجتماعي براي پدر و مادر هميشه بچه باقي مي‌مانند.

 سارا: تواضع و فروتني يكي از اصول ابتدايي بود كه در خانواده به ما آموخته شد. به همين دليل هم هيچ يك از ما پنج نفر مغرور نيستيم و با خشوع برخورد مي‌كنيم. ستاره و لاله هم بعد از اين‌كه به شهرت رسيدند هيچ تغيير نكردند و با مردم و اطرافيان رفتار متواضعانه‌اي داشتند.

 * در فضاي بيرون و تعاملات اجتماعي كه داريد از اسم بچه‌ها استفاده مي‌كنيد؟

مادر: معمولا خودم به كسي نمي‌گويم كه مادر ستاره و لاله هستم چون معتقدم هر كسي هويت خودش را دارد و من هويتم را وامدار بچه‌ها نمي‌دانم. به همين دليل تا ضرورتي وجود نداشته باشد نمي‌گويم مادر لاله و ستاره هستم. البته همه بچه‌ها باعث افتخارم هستند اما هيچ وقت خودم را با اسم آنها مطرح نمي‌كنم.

 * ستاره جان شما زودتر مشهور شديد، درسته؟

ستاره: بله. من وقتي تئاتر را شروع كردم، بازيگري برايم از حواشي كه دارد مهم تر بود. البته هر آدمي كه وارد بازيگري مي‌شود درگير مساله شهرت و ديده شدن است و شكي نيست كه دوست دارند ديده شوند. من هم يكي از اين آدم‌ها بودم كه اتفاقا ديده شدن از كودكي به عنوان يكي از نيازهايم مطرح بوده! اولين باري كه در كوچه و خيابان مزه شهرت را چشيدم، زماني بود كه در سريال «خانه شماره 13» بازي كردم.

 واقعا تصور نمي‌كردم اين سريال تا اين حد ديده شود و اتفاقي برايش بيفتد. يك بار ميوه خريده بودم و از ميدان انقلاب به سمت خانه در حركت بودم كه يك خانمي مرا ديد و گفت: الهي بميرم! تو همانقدر كه در تلويزيون كار مي‌كني، بيرون هم كار مي‌كني!؟ (خنده).

 * آن زمان چند ساله بوديد؟

ستاره: 21 ساله بودم.

 * و شهرت روي ارتباط‌تان با دوستان و اطرافيان تاثيري نداشت؟

ستاره: واقعا نه! من هنوز با دوستان دوران دانشگاه كه خيلي از آنها امروز انسان‌هاي بزرگي هم هستند رابطه خوبي دارم. بدون تواضع عرض مي‌كنم كه شهرت نه تنها هيچ فاصله‌اي بين من و اطرافيانم ايجاد نكرد، بلكه اتفاقا نگاهم را بازتر كرده! شهرت به معناي عامش در سريال «نرگس» براي من اتفاق افتاد اما خوشبختانه آن زمان 30 ساله بودم و مي‌دانستم اين مسائل زودگذر است.

 * لاله جان مشهور شدن ستاره چقدر در تصميم شما براي ورود به بازيگري تاثير داشت؟

 لاله: راستش هيچ وقت به خاطر شهرت وارد بازيگري نشدم. من آدم درون گرايي بودم و به اين دليل به سمت بازيگري آمدم كه حس‌هايي كه در درونم وجود دارد را به نوعي تخليه كنم و موقعيت‌هاي مختلف را تجربه كنم.

 * خاك سرخ باعث شهرت شما شد، درسته؟

 لاله: بله، البته پيش از آن چند سكانس در «متولد ماه مهر» و «شراره» سيامك شايقي بازي كرده بودم. سال 79 در سريال «خاك سرخ» بازي كردم كه يك سال و نيم بعد روي آنتن رفت و من در اين مدت در هيچ كاري بازي نكردم و مشغول كار دكوراسيون بودم. خاك سرخ اتفاق خيلي خوبي بود كه به دليل توقعي كه بين مردم ايجاد كرد، كارم را در ادامه راه سخت كرد و مجبور بودم با وسواس زيادي پيشنهادهايم را بررسي كنم تا بتوانم جواب محبت مردم را به راحتي بدهم.

 

 * شهرت را دوست داريد؟

لاله: شهرت هم مزايايي دارد و هم معايبي! سختي شهرت اين است كه فضاي شخصي شما محدود مي‌شود و بايد خيلي مراقب رفتارهاي شخصي و اجتماعي خود باشيد اما از طرف ديگر نمي‌توان منكر اين شد كه شهرت ويژگي‌هاي خاص خودش را دارد.

 مثلا من سال‌ها در حوزه هنرهاي تجسمي فعاليت داشتم اما زماني كارم ديده شد كه به عنوان بازيگر مطرح بودم. شايد اگر من لاله اسكندري نبودم كارهايي كه براي شهرداري تهران انجام دادم به چشم نمي‌آمد. در هر صورت وقتي شما يك شغلي را انتخاب مي‌كنيد با همه تبعات مثبت و منفي آن را بپذيريد. شهرت هم يكي از تبعات بازيگري است و بايد با آن كنار آمد.

 *روژین بايد منتظر باشيم شما را به عنوان گريمور ببينيم يا بازيگر؟

 روژين: هيچ كدام، علاقه من طراحي لباس است و دوست دارم در اين حوزه فعاليت داشته باشم.

 * چرا طراحي لباس؟

روژين: از زماني كه يادم مي‌آيد همراه با مادرم به تئاتر شهر مي‌رفتم. در دوران كودكي در سه تئاتر به عنوان بازيگر حضور داشتم اما به دليل مخالفت خانواده‌ام فعاليتم در بازيگري متوقف شد. فكر مي‌كنم بهتر است انسان در راهي قدم بگذارد كه حس مي‌كند در آن موفق‌تر است.

 * فكر مي‌كنم با توجه به وجود خاله لاله و خاله ستاره مي‌تواني به بازيگر شدن هم اميدوار باشي، نه؟

 روژين:پارتي‌هاي من كار خاصي براي من انجام نمي‌دهند (خنده). راستش وقتي شما به واسطه دو انسان مشهور ديگر وارد يك محيطي مي‌شوي بايد توانايي لازم را داشته باشي تا متهم به مسائل مختلف نشوي و اعتبار آن دو نفر را هم زير سوال نبري!

ستاره: من، لاله وستاره بدون هيچ پارتي و پشتوانه‌اي و فقط با تكيه بر زحمت‌هاي خودمان وارد اين عرصه شده‌ايم.

 روژين: البته نبايد فراموش كنيم كه در رشته‌هاي هنري مختلف به دليل روابطي كه دارم يك قدم از ديگران جلوتر هستم اما در نهايت زحمتي كه انسان مي‌كشد اهميت دارد.

ستاره: شايد اگر دختري به سن و سال روژين كه خاله‌هايش هم بازيگر نيستند بخواهد وارد تئاترشود، به راحتي برايش ميسر نباشد كه به علاقه‌اش دست پيدا كند اما شرايط يك مقدار براي روژين فراهم تر است اما اينطور نيست كه من مدام او را حمايت كنم و بگويم در فلان كار كه من حضور دارم روژين هم بايد باشد.

سارا: روژين از سن 5-6 سالگي پيشنهاد بازيگري داشت. روژين بازيگري را دوست داشت اما تمرين‌ها اذيتش مي‌كرد و در نهايت به اين نتيجه رسيدم كه بايد روند حضور روژين در حوزه بازيگري قطع شود و در آينده اگر قصد پيگيري بازيگري را دارد اين كار را به صورت آكادميك انجام دهد.

 * با تمام اين تفاسير روژين قصد ورود به بازيگري را ندارد؟

روژين: من هنوز هم بازيگري را دوست دارم اما فكر مي‌كنم بايد دانش حداقلي در مورد بازيگري كسب كنم و بعد به صورت جدي وارد اين حرفه شوم.

 * خاله لاله را بيشتر دوست داري يا خاله ستاره را؟

روژين: هر كدام از خاله‌هايم را يك جور متفاوت دوست دارم اما راستش آنقدر كه با خاله ستاره راحتم با خاله لاله راحت نيستم و گاهي از او خجالت مي‌كشم.

 شغل دوم

 * «تار اول» هنوز هم پابرجاست؟

 ستاره:بله. ما گروهي در تئاتر داشتيم كه به دليل سياست‌هاي سليقه‌اي دولت قبل در حوزه نمايش تصميم گرفتيم مدتي تئاتر كار نكنيم اما گروهمان را حفظ و در حوزه‌اي ديگر فعاليت داشته باشيم. در واقع ما «تار اول» را ابتدا براي حفظ گروه و در وهله بعدي احياي هنر پارچه بافي راه اندازي كرديم. از طرف ديگر همه ما مي‌دانيم كه بازيگري شغل بي‌‌ثباتي است و اصولا راه‌اندازي شغل دوم اتفاق مبارك و خوبي است.

 * لاله جان شما با توجه به ناملايماتي كه در حوزه زيباسازي شهري داشتيد از حضور در اين عرصه دلسر نشده ايد؟

لاله: راستش اوايل كه وارد اين عرصه شدم فضا به اين شكل نبود. سال 87 كه اولين كار را براي منطقه 5 انجام دادم همه چيز خوب بود و با بازخوردهاي خوبي مواجه شديم اما از سال 89 دوستان زيباسازي كم لطفي كردند و يك سري مشكلاتي براي ما ايجاد كردند. بعد از اين اتفاق بود كه حدود 3 سال با شهرداري كار نكردم اما در نهايت سال 92 دوباره با شهرداري وارد همكاري شدم. هم بحث كارآفريني اين موضوع برايم جذابيت داشت و هم موضوع احياي هنرهاي دستي برايم مهم بود و به همين دليل هم كارم را در اين حوزه ادامه دادم.

 * ازدواج چقدر روي فعاليت‌هاي هنري شما تاثير داشته؟

 لاله: زماني كه مي‌خواستم ازدواج كنم تنها شرايطي كه از طرف ما مطرح شد اين بود كه بايد مرا آن چيزي كه هستم بپذيريد. اصولا من اين نگاه را دوست ندارم كه در يك رابطه مشترك، كسي براي طرف مقابل برنامه ريزي كند. خوشختانه هم همسرم و هم خانواده ايشان خيلي با من همراهي مي‌كنند و مرا همانطور كه هستم پذيرفته اند. در طول 3 سالي كه از ازدواجم مي‌گذرد با صبوري بسيار خوبي از سوي همسرم (ساسان) همراهي شده‌ام.

ستاره: كه اين صبوري واقعا قابل تقدير است.

 لاله: من سه هفته بعد از ازدواجم رفتم جلوي دوربين، سه ماه بعد از ازدواج به آبادان رفتم و بيش از يك ماه آنجا كار مي‌كردم اما ساسان هميشه همراهم بوده و حمايتم كرده است.

 * اهل آشپزي هم هستيد؟

لاله: بله اما اينطور نيست كه هميشه پاي گاز باشم.

ستاره: ولي آشپزي همسر لاله بهتر است(خنده).

 

مجله سبز

ادامه مطلب همراه با خواهران اسکندری و حرف های جالب آنها در خانه مادری + تصاویر جدید این 3 خواهر هنرمند و مادرشان

رضا عطاران در جشن تولد 46 سالگی اش + عکس

رضا عطاران در جشن تولد 46 سالگی اش

 

 

رضا عطاران در جشن تولد 46 سالگی اش

رضا عطاران در جشن تولد 46 سالگی اش

ادامه مطلب رضا عطاران در جشن تولد 46 سالگی اش + عکس

عکسهای جدید نیما کرمی ( مجری ) در کنار همسر و دخترش

هم بازی شدن فاطمه معتمدآریا و همسرش در فیلم بهمن + تصاویر جدید

هم بازی شدن فاطمه معتمدآریا و همسرش در فیلم بهمن

 

 

فیلم سینمایی «بهمن» به کارگردانی مرتضی فرشباف و با بازی فاطمه معتمدآریا و احمد حامد همسرش راهی سی و سومین جشنواره فیلم فجر خواهد شد.

 تدوین این فیلم سینمایی به تازگی آغاز شده است. فیلمبرداری این فیلم 27 فروردین ماه به پایان رسیده و به تازگی پوریا پارسا مقام مونتاژ را آغاز کرده است. لیرضا علویان صداگذاری «بهمن» را انجام خواهد داد.

 ساخت موسیقی فیلم نیز به حامد ثابت سپرده شده تا بزودی آهنگسازی «بهمن» آغاز شود. این اولین فیلم بلند سینمایی فرشباف است که به احتمال فراوان اولین نمایش آن در جشنواره سی و سوم فجر خواهد بود.

 هم بازی شدن فاطمه معتمدآریا و همسرش در فیلم بهمن

 فاطمه معتمدآریا و احمد حامد این فیلم 17 بهمن در تهران کلید خورده و بخشی از صحنه‌های آن در لواسانات فیلمبرداری شده است. حضور معتمدآریا و همسرش در کنار هم در این فیلم از نکات قابل توجه «بهمن» است.

هم بازی شدن فاطمه معتمدآریا و همسرش در فیلم بهمن

 

فیلم داستان زنی به نام هما از مجرب‌ترین پرستاران بیمارستان است که پیشنهاد شب‌کاری ده روزه‌ای را می‌پذیرد. هما دچار بی‌ خوابی می‌شود و نحوه رویارویی او با کار خود و خانواده چنان می‌ شود که در آستانه فروپاشی قرار می‌گیرد.

 هم بازی شدن فاطمه معتمدآریا و همسرش در فیلم بهمن

 مریم شیرازی، امیر نصیری یکتا، فریده اسماعیلی و شیرین یزدان بخش دیگر بازیگران این فیلم هستند. جواد نوروزبیگی تهیه کنندگی «بهمن» را برعهده دارد. عوامل اصلی این پروژه عبارتند از: نویسنده: نسیم مرعشی، کارگردان: مرتضی فرشباف، مدیر فیلمبرداری: هومن بهمنش، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، صدابردار: وحید مقدسی، طراح صحنه: بهزاد کزازی، طراح لباس: سارا خالدی، مجری طرح: فرشته مهدی‌زاده، تهیه کننده: جواد نوروز بیگی.

 

خبرآنلاین

ادامه مطلب هم بازی شدن فاطمه معتمدآریا و همسرش در فیلم بهمن + تصاویر جدید

عکس نوجوانی مجید اخشابی در آغوش پدرش

 

شادی به چشمان و لبانم بخشیدی…

مجید اخشابی با انتشار این عکس نوشت :
این عکس را از لابلای لحظات و صفحات زندگیمان یافتم. انگار با بوسه ای یک دنیا شادی به چشمان و لبانم بخشیدی…
دستهای گرم و همیشه مهربانت، چشمهای گیرا و همیشه خندانت و آغوش آسمانی و روحنواز و خدابخشت حتی یکروز از روزهای بی تو به فراموشی رهایم نکردند.


عکس نوجوانی مجید اخشابی در آغوش پدرش

 

 

صفحه شخصی مجید اخشابی

ادامه مطلب عکس نوجوانی مجید اخشابی در آغوش پدرش

سام درخشانی : سال آینده ازدواج می کنم + عکس

سام درخشانی

 

سام درخشانی گفت: خدا را شکر به لحاظ مالی به جایگاهی رسیده ام که بتوانم به ازدواج فکر کنم. انشاا.. ظرف یک سال آینده این اتفاق خواهد افتاد.

سام درخشانی بازیگری که با سریالهای «پژمان» و این روزها «آوای باران» به شدت در کانون توجه مخاطبان قرار گرفته است در تازه ترین گفتگویش نکات جالبی را درباره حضور بازیگر «حریم سلطان» در «آوای باران» و همچنین مساله ازدواجش بیان کرده است.

 


«خانواده سبز» نوشت: درخشانی پیرامون شایعاتی که درباره حضور بازیگر نقش «ابراهیم» سریال «حریم سلطان» در «آوای باران» مطرح شده می گوید:«این موضوع صحت ندارد. بازیگری که برای یکی از نقشهای این سریال انتخاب شده تنها شبیه آن بازیگر ترک است اما این بازیگر یکی از بازیگران جوان ایرانی است و این مساله فقط یک شباهت ظاهری است. اینکه ما در ترکیه فیلمبرداری داشتیم هم به این ماجرا دامن زد. خوشبختانه در کشورمان آن قدر بازیگر خوب داریم که نیازی نباشد به استفاده از بازیگران خارجی.»

 درخشانی همچنین درباره ازدواجش اظهار می دارد:«در مورد ازدواج هیچ وقت با فشار و اجباری از سوی خانواده مواجه نبوده ام و تصمیم گیری در این مورد برعهده خودم بوده است. طی این سالها به دنبال تثبیت جایگاه مالی و شغلی خودم بوده ام و کم کم دارم به جایگاهی میرسم که مطمئن و امن است و می توانم فرد جدیدی را وارد زندگیم کنم. خدا را شکر به لحاظ مالی به جایگاهی رسیده ام که بتوانم به ازدواج فکر کنم. انشاا.. ظرف یک سال آینده این اتفاق خواهد افتاد.»

شبکه ایران

ادامه مطلب سام درخشانی : سال آینده ازدواج می کنم + عکس

بازیگر زن ایرانی، پدیده امسال ؟ + عکس

بازیگر زن ایرانی، پدیده امسال

 

سهیلا گلستانی بازیگر جوانی که پیش از این در فیلم‌هایی چون «نصف مال من نصف مال تو» و «چهل سالگی» ایفاگر نقش‌های کوتاهی بوده است و بیشترین حضور مقابل دوربین را در تله فیلم «دماغ» و سریال «وضعیت سفید» داشته است، امسال با چهار فیلمی که نقش اصلی آنها را برعهده دارد، نامش به عنوان پرکارترین بازیگر زن مطرح است.

این بازیگر در فیلم های «میهمان داریم» به کارگردانی محمد مهدی عسگرپور، «امروز» ساخته رضا میرکریمی، «بیداری برای سه روز» ساخته مسعود امینی تیرانی و « شب، بیرون» به کارگردانی همسرش کاوه سجادی حسینی به ایفای نقش پرداخته است.

 

گلستانی تجربه ساخت فیلم کوتاه را نیز دارد و آخرین ساخته او بنام «بازگشت» در جشنواره رویش برگزیده شد.

نکته جالب این که او در سه فیلم از چهار فیلم رل مقابل پرویز پرستویی را دارد و در فیلم چهارم یعنی شب، بیرون، پرستویی تهیه کننده کار است.

ایسنا

ادامه مطلب بازیگر زن ایرانی، پدیده امسال ؟ + عکس

اولین زنی که لیگ فوتبال ایران را گزارش کرد + عکس

اولین زنی که لیگ فوتبال ایران را گزارش کرد + عکس

 

خیلی زود است که او را عادل فردوسی‌پور بانوان بدانیم، اما همین که توانسته اولین زنی باشد که گزارش یک مسابقه فوتبال را روی آنتن زنده رادیویی تجربه کند، باعث می‌شود وی را متمایز بدانیم.

جرات و توانایی زیادی می‌خواهد که اولین باشی و تمام تلاشت را هم برای ادامه راه به کار بگیری. زهره هاشمی گوینده جوان رادیویی است که چند سال پیش برای اولین بار مسابقه فوتبال بین دو تیم استقلال و صبا را گزارش کرده است. اتفاقی که می‌تواند راهی برای حضور بیشتر زنان در عرصه گزارش باشد. با او به گفت‌و‌گو نشستیم تا هم از تجربه‌اش بپرسیم و هم نظرش را در مورد توانایی زنان در این عرصه جویا شویم.

شما اولین زنی هستید که گزارش فوتبال را انجام داده‌اید، حس و حال‌تان در آن لحظه چطور بود؟

تصور این‌که بخواهید یک مسابقه فوتبال را گزارش کنید، هیجان‌انگیز است چه برسد به این‌که در واقعیت این اتفاق بیفتد. این اتفاق برای من هم خیلی هیجان‌انگیز بود. من توانسته بودم یک کار کاملا متفاوت انجام بدهم که تا پیش از این هیچ خانمی شانس انجام دادن آن را نداشته است. اما باید این را هم بگویم که در آن لحظه واقعا استرس داشتم، تمام ترسم از این بود که نتوانم آن‌طور که باید از عهده‌اش بر بیایم. وقتی گزارش بازی صبا و استقلال را انجام دادم در حقیقت در عمل انجام شده قرار گرفته بودم. من باید در همان لحظه و بدون هیچ آمادگی این کار را انجام می‌دادم. برای همین نفسم بند آمده بود و قلبم تند می‌زد. شاید برای من که سال‌ها در رادیو و تلویزیون تجربه دارم گفتن این موضوع خیلی خوب نباشد، اما واقعیت این است که من ترسیده بودم! همین که فکر می‌کردم من اولین کسی هستم که گزارش یک مسابقه فوتبال را انجام می‌دهد، استرس‌زا بود.

این تجربه برایتان در گزارش​ مسابقه فوتسال تکرار شد، جدا از این‌که خیلی رسانه‌ای نشد، اما آیا استرسی که در اولین گزارش تجربه کردید برایتان تکرار شد؟

نه، در مورد گزارش فوتسال قضیه کاملا متفاوت بود. این کار کاملا حرفه‌ای و البته برای جشنواره صورت گرفت. من فرصت این را داشتم که اشتباهاتم را اصلاح کنم و دیگر خبری از پخش زنده نبود.

همان‌طور که می‌دانید در دنیا زنان کمی هستند که این حرفه را انتخاب می‌کنند. دلایل زیادی هم برای استقبال نشدن از این حرفه وجود دارد. شما چطور فکر می‌کنید؟ به نظر شما طبیعت زن و شرایط روحی او اجازه می‌دهد این کار را انجام بدهد؟

فکر می‌کنم هیجان بخشی از فطرت زن است و این‌که بخواهیم به دلیل استرس یا هیجانی که در طول یک مسابقه وجود دارد، تفکیک جنسیتی داشته باشیم، عاقلانه نیست. همان‌طور که فوتبالیست زن، مربی زن و داور زن داریم طبیعتا می‌توانیم گزارشگر زن در رشته‌های مختلف ورزشی داشته باشیم. البته این نکته را باید اضافه کنم نگاه جنسیتی به فوتبال در شرایطی که نیمی از طرفداران هر تیم را بانوان تشکیل می‌دهند، اصلا درست نیست.

بیراه نیست بگویم تجربه‌ای که شما دارید کمیاب یا بهتر است بگوییم بی‌سابقه است. این را شانس می‌دانید یا توانایی که در طول سال‌ها اجرای زنده به دست آورده‌اید؟

در ایران و بخصوص رادیو این فرصت به خانم‌ها داده می‌شود که برنامه زنده در حوزه ورزش داشته باشند. برای مثال اجرای ایستگاه ورزش رادیو جوان چند سال در اختیار من و چند همکار دیگرم بود. یا رادیو تهران و بخصوص رادیو ورزش. از این منظر این یک فرصت است که به بانوان زیادی هم داده شده است. من هم این فرصت را داشتم، ولی به نظر من ​جایی این فرصت به شانس تبدیل می‌شود که صفر تا صد اجرای یک برنامه در اختیار شما قرار بگیرد. یعنی شما فقط ملزم به خواندن خبر نیستید. یا صرفا پرسش برنامه یا تلفن‌ها را اعلام نمی‌کنید. یک نفر در مقام کارشناس کنار شما نمی‌نشیند تا شما در بحث‌های تخصصی فقط ناظر یا شنونده باشید، بلکه تمام گفت‌وگوهای تخصصی برنامه به عهده شما قرار می‌گیرد.شبیه آنچه در برنامه‌های معروف آقایان صورت می‌گیرد. متاسفانه در این برنامه‌ها ما فقط در استودیو در کنار مهمان برنامه حضور داریم و حق پرسش، چالش، تحلیل و اظهارنظر محدودی را هم داریم. اما من شانس بزرگی داشتم که تجربه‌ای متفاوت و کاملا حرفه‌ای را در کارنامه کاری‌ام درج کنم؛ از آنالیز جام‌جهانی فوتبال تا بررسی لیگ کشتی آزاد و فرنگی.

اولین زنی که لیگ فوتبال ایران را گزارش کرد + عکس

زهره هاشمی گوینده جوان رادیو

چقدر معتقدید زنان می‌توانند از عهده این کار بر بیایند؟

من فکر می‌کنم اگر خانم‌ها در این حوزه جدی گرفته بشوند و فرصت کافی در اختیارشان قرار گیرد می‌توانند پا به پای آقایان این کار را انجام بدهند. ما اکنون هم خانم‌های بسیار توانمندی در عرصه برنامه‌سازی حوزه ورزش داریم. مثلا در رادیو جوان، سمیرا سلطانی که گزارش فوتسال حاصل جسارت و تلاشش بود و هنوز هم به صورت فعال کارش را ادامه می‌دهد یا شکوفه موسوی و مهتاب رستمی که من معتقدم توانایی بسیار زیادی دارند. ​

سارا گودرزی ‌‌/‌‌ جام‌جم

ادامه مطلب اولین زنی که لیگ فوتبال ایران را گزارش کرد + عکس

شاهرخ استخری از بازیگری و خبر ازدواجش و دختردار شدنش می گوید / تصاویر

شاهرخ استخری از بازیگری و خبر ازدواجش و دختردار شدنش می گوید

 

شاید خیلی ها فکر کنند شاهرخ استخری یکی از آن بازیگرانی است که راه صدساله را یک شبه طی کرده اما واقعیت اینطور نیست و شاهرخ راه رسیدن به شهرت را پله پله و به مرور طی کرده است.

 

مجله خانواده سبز: شاید خیلی ها فکر کنند شاهرخ استخری یکی از آن بازیگرانی است که راه صدساله را یک شبه طی کرده اما واقعیت اینطور نیست و شاهرخ استخری راه رسیدن به شهرت را پله پله و به مرور طی کرده است. او که فعالیت بازیگری خود را با بازی در تله فیلم «تلخون» آغاز کرد با بازی در سریال «دلنوازان» و «فاصله ها» به شهرت و محبوبیت خوبی بین مخاطبین جعبه جادویی دست پیدا کرد. شاهرخ امااین روزها کم کارتر از گذشته شده و با وسواس بیشتری پیشنهادهایش را بررسی می کند تا به قول خودش بتواند در نهایت به اتفاقی که دوست دارد، دست پیدا کند. چندی پیش شبکه «آی فیلم» سریال «دلنوازان» را بازپخش کرد تا یک بار دیگر و بعد از چهار سال خاطره یک سریال در ذهن مخاطبین تلویزیون زنده شود. به این بهانه پای صحبت شاهرخ استخری نشستیم تا از حال این روزهایش برایمان بگوید…

 شاهرخ استخری از بازیگری و خبر ازدواجش و دختردار شدنش می گوید

«دلنوازان» بعد از چهار سال از شبکه آی فیلم پخش شد و باز هم توانست مخاطبان زیادی را پای تلویزیون بکشاند. فکر می کنی ویژگی این سریال چه بود که مردم باز هم توانستند با آن ارتباط خوبی برقرار کنند؟

- این سریال یک مقدار برای مردم حالت نوستالژی داشت. ما ایرانی ها انسان های خاطره بازی هستیم و فکر می کنم این خاطره بازی در مورد «دلنوازان» اتفاق افتاد و مردم دوباره به آن اقبال خوبی نشان دادند. فکر می کنم مهمترین ویژگی این سریال این بود که آقای سهیلی زاده (مثل آثار دیگرشان که چهره های جدیدی را به مردم معرفی می کنند)، شش جوان با انرژی را که همه آنها انگیزه زیادی برای دیده شدن داشتند دورهم جمع کرده بودند. در این پروژه هیچ دلخوری و نارضایتی وجود نداشت و همه چیز برای ساخت یک مجموعه خوب فراهم بود.

مدتی است که سریال های تلویزیونی با استقبال چندانی روبرو نمی شود، فکر می کنی ویژگی «دلنوازان» یا «فاصله ها» چه بود که اینقدر مورد توجه قرار گرفت؟

- یکسری فرمول ثابت شده وجود دارد که اگر در هر سریالی از آن استفاده شود، احتمال بیشتری برای جذب مخاطب دارد و سریال مورد توجه مخاطب قرار می گیرد. در دنیا مرسوم است که وقتی می خواهند سریال جدیدی را تولید کنند، از چهره های جدید استفاده می کنند که آقای سهیلی زاده این کار را در آثارشان انجام می دهند، ضمن اینکه فضاسازی آقای سهیلی زاده هم در این مسیر بی تاثیر نیست و ایشان به بخش نمایشی بودن و مخاطب پسند بودن کار دقت زیادی دارند.


وقتی به گروه بازیگران جوان «دلنوازان» نگاه می کنیم به این نتیجه می رسیم که هر یک از بازیگران این سریال مسیر متفاوتی را برای زندگی حرفه ای خود انتخاب کردند. به نظر می رسد مسیری که تو انتخاب کردی، نسبت به بقیه دوستانت متفاوت تر است. قبول داری؟

- به نظرم یک بخشی از ماجرا مسیری است که تو به صورت ناخودآگاه در آن قرار می گیری و بخشی از آن هم انتخابی است که تو به عنوان بازیگر انجام می دهی! اولین اتفاقی که برای بازیگری که در یک سریال پربیننده بازی کرده می افتد، این است که بخشی از سینما که بیشتر به فروش فکر می کنند به سراغ او می آیند و او را به تکرار نقش های مشابه قبلی وادار می کنند. البته من سعی کرده ام تا حد ممکن از تکرار دوری کنم.

تو برای شروع در سینما، در کار کارگردانانی حضور پیدا کردی که بیشتر به عنوان سازنده فیلم های تجاری معروف بودند…

- ببین یک زمانی بود که وقتی می خواستم برای بازی در تلویزیون قرارداد ببندم می گفتند شما که سینمایی بازی نکرده ای، پس به ما تخفیف بده! از طرف دیگر وقتی برای بازی در فیلم سینمایی هم پای قرارداد می نشستم می گفتند شما که کار اولت هست، پس بی زحمت یک مقدار فیتیله را بکش پایین! این در حالی بود که در همان ایام من چند پیشنهاد سینمایی را رد کرده بودم تا بتوانم با یک نقش خوب وارد سینما شوم. به همین دلیل وقتی دیدم از هر دو طرف تحت فشار هستم، تصمیم گرفتم از بین پیشنهادهای سینمایی که به دستم رسیده بود، یکی را انتخاب کنم. در نهایت فیلم هایی مثل «چک»، «پس کوچه های شمرون» و … را در سینما تجربه کردم که که فکر می کنم هر کدام از این فیلم ها یکی از متفاوت ترین آثار سازندگان آن به حساب می آید.

اما الان به نظر می رسد در سینما کم کارتر از گذشته شده ای و هر پیشنهادی را قبول نمی کنی…

- مسیری که در موردش صحبت کردیم، راهی است که به نتیجه رسیدن در آن مستلزم صبر است.

 

برای بازی در سینما فقط به نقش یک فکر می کنی؟

- نه واقعا اینطور نیست اما متاسفانه هنوز حتی نقش کوتاهی که من را برای بازی ترغیب کند، پیشنهاد نشده!

پیش از شما بازیگرانی مثل شهاب حسینی بودند که از تلویزیون به شهرت رسیدند و در سینما اتفاقات خوبی برایشان افتاد. با توجه به شناختی که از تو دارم و صحبت هایی که در این شش سال با هم داشته ایم، چرا تو در جایگاهی که همیشه می خواستی نیستی؟

- خیلی سوال سختی است. گاهی به این فکر می کنم شاید هنوز زود است و نباید عجله کنم. گاهی هم فکر می کنم شاید دیگر اتفاقاتی که از اول به آن فکر می کردم، هیچ وقت برایم نخواهد افتاد. ببین فکر می کنم این خیلی مهم است که تو با چه کاری معرفی و دیده شوی. مثلا یک بازیگر کارش را با یک سریال روتین شبانه آغاز می کند و دیده می شود، یک نفر دیگر با بازی در نقش اصلی یک فیلم سینمایی دیده می شود و … این شروع بازیگر را در کانالی قرار می دهد که او باید از این مسیر برای رشد خود استفاده کند. جایی که من کارم را آغاز کردم، یک نقش در تله فیلم تلخون علیرضا امینی، یک نقش کوتاه در سریال سامان مقدم بود، بعد هم در داداشی و بعد هم نقش اول یک سریال شبانه … (سکوت چند دقیقه ای شاهرخ)

نمی خواهی صحبت هایت را ادامه دهی؟

- راستش حس می کنم یک نوع یارکشی در سینمای ما وجود دارد که در سینمای دنیا نیست. مثلا وقتی فیلمی مثل هانگر گیم تولید می شود، همراه خود ستاره جوانی مثل جنیفر لارنس را شکل می دهد. آنها چنین ستاره ای را به وجود می آورند و بعد از چند وقت فیلمی به آن پیشنهاد می شود که با بازی در آن اسکار را تصاحب می کند و در ادامه می آیند وهانگر گیم 2 را با بازی او می سازند که در هفته اول اکران، به فروش افسانه ای 158 میلیون دلار دست پیدا می کند یادمان باشد فیلمی که نسخه 2 آن ساخته می شود قطعا فیلمی است تجاری! پس برای بازیگر، بازی در سینمای تجاری یا جایزه بگیر منافاتی ندارد. این یعنی سینما، اول ستاره می سازد و بعد از آن استفاده می کند. متاسفانه در سینمای ما این اتفاقات خیلی سخت می افتد.

چطور؟

- ببین یک اتفاقی برای بازیگر جوانی می افتد و عده ای او را برای بازی در یک سریال دوست دارند. در این حالت شما می توانید انگ تلویزیونی بودن به او بچسبانید، او را چهار سال رها کنید، طوری که مردم به طور کلی او را فراموش کنند و یا در مقابل می توانید او را حمایت کنید و از این بازیگر جوان یک ستاره بسازید که در ادامه به روند کلی سینما کمک کند. متاسفانه ما در سینمای مان نه تنها چیزی به نام ستاره سازی نداریم بلکه عادت به ستاره سوزی داریم. بازیگران زیادی بوده اند که ثابت کرده اند اگر فرصت لازم را به دست بیاورند می توانند در سینمای غیربدنه هم درخشش خوبی داشته باشند. بازیگرانی که نشان دادنداگر یک کارگردان خوب باشد که با آنها خوب کار کند می توانند موفق باشندو همینطور هم شد و توانستند با درخشش در نقش هایی که برعهده داشتند، کاندید شوند.

فکر می کنی اهالی سینمای هنری تو را غریبه می دانند؟

- شاید هم بیشتر از یک غریبه! این در حالی است که خیلی وقت ها آدم هایی که در سینمای بدنه کار می کنند هم بازیگرانی که بیشتر در سینمای هنری حضور دارند را غریبه می دانند. به شخصه فکر می کنم هیچ کدام از این دسته بندی ها درست نیست. سینمای بدنه به بازی بازیگران خوب احتیاج دارد و سینمای هنری هم به فروش خوب نیاز دارد. (سکوت چند لحظه ای شاهرخ) البته در سال های اخیر سینمای هنری نشان داده که بدون ستاره هم می توان به موفقیت رسید.

اصلا موفقیت یک فیلم به نظرات یعنی چه؟

- به نظرم این موضوع دو بخش دارد. بخش اول که اهمیت زیادی هم دارد موضوع صنعت سینماست که باید ببینیم برای یک فیلم چقدر هزینه شده و در نهایت چقدر فروش داشته! فکر می کنم با قیاس این اعداد می توانیم در مورد موفقیت یک فیلم در این بخش نظر دهیم. بخش دیگر این است که شما یک فیلم خوب با ارزش هنری قابل قبول می سازید و مخاطب دوست دارد بارها آن را تماشا کند که این هم از نظر من موفقیت است. قبلا دوست دارم این نوع فیلم ها هم به فروش بالایی دست پیدا کنند. فروش های میلیاردی امروز در مقابل فروش فیلمی در روزگار قدیم که از بین یک میلیون و دویست هزار نفر جمعیت آن زمان تهران، یک میلیون نفر در سینماها به تماشای آن نشسته اند، چیزی جز یک شوخی نیست.

 

در این مدت که کم کارتر از گذشته شده ای، فیلم ها و سریال های متعددی را رد کرده ای، از فراموشی نمی ترسی؟

- خیلی ها من می گویند که هر چه بیشتر کار کنی و جلوی چشم باشی، موفق تری و کم کم پیشنهادی بهتر هم خواهی داشت. اما من هیچ وقت نتوانسته ام خودم را به این راضی کنم در کاری بازی کنم که آن را دوست ندارم. شاید این فراموشی که می گویی اتفاق بیفتد اما این امکان وجود دارد که بعد از مدتی، دوباره با یک کار خوب و با قدرت بازگشت.

اصلا چرا لابی نمی کنی و از رابطه های مرسوم سینمایی استفاده نمی کنی تا به یک نقش خوب برسی؟

- از آنجایی که لابی خاصی ندارم و فرمول هایی از این جنس را بلد نسیتم، باید بنشینم و دعا کنم بخشی از سینما که فیلم هایشان را صرفا برای فروش نمی سازند، من را قبول کنند. شاید صبری که امروز به خرج می دهم باعث شود یک روز نظر این دوستان عوض شود.

و در این یکی دو سال کارهایی را هم انتخاب کرده ای که به نظرم اشتباه بوده …

- … شاید در بین کارهایی که کردم اشتباه هم وجود داشت اما این را مطمئن باش در کارهایی که انتخاب نکردم اشتباه نبوده، آسیب روانی و ذهنی که بیکاری در حرفه ما با خود به همراه دارد از ترس فراموش شدن هم بدتر است. تو هر چقدر هم در زمان بیکاری روی خودت کار کنی (کتاب خواندن، فیلم دیدن، ورزش کردن) باز هم حس می کنی که بیکاری و این برای مرد سخت است. حتی بی پول هم به اندازه کم کاری سخت نیست. در شروع کار، ویترین خیلی برایم مهم بود. مثل اوایل سعی می کردم ماشین خوبی سوار شوم اما امروز دیگر برایم مهم نیست کما اینکه الان یک سال است ماشین ندارم. به هر حال شرایط سخت است. در این چند سالی که در تلویزیون کار نکرده ام، شاید به اندازه درآ»دی که برای بازی در «فاصله ها» کسب کردم هم درآمد نداشته ام. البته دلاری اش را حساب کن (خنده). اما به هر حال این راهی است که خودم انتخاب کرده ام.

این یعنی تو همه این سختی ها را قبول کرده ای که اتفاقات بهتری در زمینه بازیگری برایت بیفتد …

- ان شاءالله، امیدوارم زودتر در مسیر رسیدن به اهدافم قرار بگیرم.

چند هفته پیش تو را در کنار علی ضیاء برای کمک به کارتن خواب های تهران دیدم، این یعنی مشکلی که بین شما به وجود آمده بود، حل شده؟

- مشکل و کدورتی بین ما نبوده و نیست و آن مسئله هم خیلی زود حل شد. چند بار بنا بود با علی قرار بگذاریم و یکدیگر را ببینیم تا اینکه در نهایت یکی از سه شنبه شب ها به دعوت علی به جمع کارتن خواب های تهران رفتیم… حس عجیبی بود. فضای آنجا طوری است که انسان را به فکر فرو می برد. به منطقه ای در نزدیکی اتوبان آزادگان رفتیم و بعد از 300-200 متر پیاده روی به چند نفر رسیدیم که از سرمای این روزها به یک پیت آتش پناه برده بودند. به شخصه تا مدت ها از این که بگویم زندگی ام سخت است و مشکل دارم خجالت می کشیدم. بچه های موسسه طلوع هر هفته سه شنبه ها نزدیک به 3 هزار عدد غذای گرم را بین کارتن خواب های تهران تقسیم می کنند و برای نجات آنها از اعتیاد و برگرداندن آنها به زندگی تلاش می کنند.

پس هر سه شنبه آنجا هستی؟

- … تلاشم را می کنم که این اتفاق بیفتد. حتی از علی خواسته ام که هر هفته این موضوع را یادآوری کند.

 

سال گذشته علی ضیاء در برنامه اینجا شب نیست رادیو جوان خبر ازدواج تو را اعلام کرد و این موضوع را به تو تبریک گفت. ظاهرا از این بابت از علی ناراحت بودی، درسته؟

- خودتت می دانی که من علی ضیاء را از زمانی که «گزینه جوان» را اجرا می کرد دوست داشتم. وقتی این ماجرا اتفاق افتاد و مطلع شدم علی در برنامه اعلام کرده، ناراحتی ام از این نبود که چرا علی تبریک گفته، از این ناراحت بودم که وقتی من راجع به مسئله ای که در زندگی شخصی ام اتفاق افتاده صحبت نکرده ام، شاید به این معناست که نمی خواهم آن را رسانه ای کنم و یا حداقل ترجیح می دادم این موضوع در جای درست خودش و از طریق خودم اطلاع رسانی شود. ناراحتی من فقط همین بود.

تولد دخترم

دختر كوچولوی شاهرخ استخری

نگاهت نسبت به آینده چطور است؟

- با تغییراتی که این اواخر در زندگی ام به وجود آمده، مثل به دنیا آمدن دختری که خدا بهم هدیه داده، نسبت به قبل در مورد آینده خیلی نگران تر هستم. من اصلا اینطوری نبودم، نگران داشتن و نداشتن نبودم اما الان دیگر یک مقدار ماجرا فرق دارد. آنهایی که بچه دارند می دانند که بچه غرور آدم را می شکند…

چطور؟

- به هر حال یکی به دنیا آمده که تو برای لبخندش حاضری هر کاری انجام بدی!

حرفی مانده که برایمان بگویی؟

- عجله ندارم، اما امیدوارم یک روزی اتفاقی که مد نظرم است در سینما برایم بیفتد و مجبور نشوم وداع تلخی با این حرفه داشته باشم.

کاش مردم بازیگران سینما را انتخاب می کردند

… متاسفانه نظر مردم در انتخاب بازیگران سینما کمرنگ است. متاسفانه روابط یک مقدار جای ضوابط را گرفته است که این موضوع دردناکی است. تو من را می شناسی و می دانی در این حرفه دوست و و رفیق زیادی ندارم، دروغ نمی گویم و از چیزی جز حق دفاع نمی کنم. یک مقدار دلم پر است و شاید حرفی بزنم که برای برخی ها خوشایند نباشد. بگذریم …

ادامه مطلب شاهرخ استخری از بازیگری و خبر ازدواجش و دختردار شدنش می گوید / تصاویر

شهاب حسینی تولد همسرش را در فیس‌بوک تبریک گفت +عکس

شهاب حسینی

 

شهاب حسینی، بازیگر سینما و تلویزیون تولد همسرش را در صفحه شخصی خود در فیس‌بوک تبریک گفت. در این پیام آمده است

با عشق می‌شود گفت سلام، حال کسی را پرسید، به گل‌های باغچه آب داد و اصلا نگران نبود. این عشق از کجا آمده که معجزه می‌کند.

با عشق می‌شود به خدا رسید از همین خیابان با همین خنکای شبانگاهی که از سمت این زمستان می‌وزد.

با عشق می‌شود گفت سلام، حال کسی را پرسید، به گل‌های باغچه آب داد و اصلا نگران نبود. این عشق از کجا آمده که معجزه می‌کند. بوی سیب می‌دهد و عطر گل محمدی. یک جور اعتماد به تمام کائنات. انگار همه عاشقانه‌ها همصدا شده‌اند تا ضربان قلب تو را تنظیم کنند و لرزش دست و دل مرا.

 

با عشق می‌شود در شب میلاد تو در آسمان، قرص کامل ماه را به فنجان چای مهمان کرد. من عاشقم. تو خود عشقی. پس بی‌دلیل نیست که امشب می‌شود به خدا رسید …

پریچهر بانو جان زادروزت فرخنده و مینو …

ادامه مطلب شهاب حسینی تولد همسرش را در فیس‌بوک تبریک گفت +عکس

متلک فردوسی‌پور به کاپیتان پرسپولیس چه بود؟!+عکس

متلک فردوسی‌پور به کاپیتان پرسپولیس

 

مجری برنامه 90 همچنان علاقمندی خود به شوت های محمد نوری را حفظ کرده است.

 

عادل فردوسی پور بارها در گزارش بازی ها و برنامه 90 با کنایه از شوت های محمد نوری که با اختلاف به بیرون می رود، یاد کرده است.

 در جریان بازی پرسپولیس برابر سایپا، یکی از تماشاگران با لباس فضانوردی در ورزشگاه شرکت کرد تا بهانه فردوسی پور برای کنایه زدن به کاپیتان پرسپولیس فراهم شود.

وی در برنامه 90 به شوخی اعلام کرد که پرسپولیسی ها به خاظر شوت های محمد نوری مجبور شده اند که یک توپ جمع کن فضانورد استخدام کنند.

جالب اینجاست که با وجود انتقادهای فردوسی پور، محمد نوری مدتی است که بازی نمی کند و نیمکت نشین شده است.

متلک فردوسی‌پور به کاپیتان پرسپولیس چه بود؟

 

جام نیوز

ادامه مطلب متلک فردوسی‌پور به کاپیتان پرسپولیس چه بود؟!+عکس

حسن روحانی چگونه و با چه کسی به منزل شجریان رفت ؟

 

خبرنگار پارسینه کسب اطلاع کرد دکتر حسن روحانی رئیس جمهور به همراه همسرش در یک دیدار غیررسمی و بدون اطلاع قبلی به منزل محمدرضا شجریان استاد آواز موسیقی کشور رفته و با وی دیدار کرده است.
محمدرضا شجریان در این دیدار به شوخی به حسن روحانی گفته بود: حالا که شما منزل ما آمدید، ما هم می توانیم سرزده خانه شما بیاییم؟!

 

به گزارش پارسینه، این دیدار سه هفته قبل انجام شده است.

گفتنی است صدای محمدرضا شجریان با تایید خودش در فیلم انتخاباتی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 92 قرار داده شده بود و روحانی نیز در آن فیلم اظهار می کند که صدای شجریان را دوست دارم.

ادامه مطلب حسن روحانی چگونه و با چه کسی به منزل شجریان رفت ؟

اولین واکنش بنیامین/جزییات تصادف/مراسم ترحیم همسر بنیامین

اولین واکنش بنیامین/جزییات تصادف/مراسم ترحیم همسر بنیامین

 

 بازهم یک تصادف دیگر در اتوبان‌های تهران، شهروند دیگری را به کام مرگ فرستاد. «نسیم حشمتی» همسر «بنیامین بهادری» موزیسین و خواننده ایرانی، در یک سانحه رانندگی کشته شد اما راننده‌یی که از عقب با خودروی ماتیز آنها تصادف کرده بود به جای آنکه توقف کند پایش را بر پدال گاز فشرد و از محل حادثه دور شد. حادثه ساعت چهار بعدازظهر روز جمعه اتفاق افتاد.

 

 

وقتی بنیامین به همراه همسر و دختر دوساله‌اش سوار بر خودروی ماتیز از خروجی بزرگراه شهید باکری وارد بزرگراه شهید همت می‌شد. نسیم حشمتی بر صندلی راننده نشسته بود و بنیامین در کنارش و هر دوی آنها نیز کمربندهایشان را بسته بودند. اما تکان‌های سخت خودرو، راننده را به‌شدت مجروح کرده و او را دچار خونریزی داخلی کرد.

محسن رجب پور تهیه‌کننده آلبوم‌های بنیامین و از نزدیکان او گفت: «این‌طور که بنیامین تعریف کرده است، یک خودروی ۲۰۶ نوک مدادی در ابتدا با عقب خودروی ماتیز برخورد کرده اما چون سرعت بالایی داشت مجددا از پهلو با ماتیز برخورد کرده و ماتیز به بیرون اتوبان پرتاب شده است.» به گفته او «بعد از رسیدن آمبولانس اورژانس، همسر بنیامین را به بیمارستان رساندند. حتی او را به اتاق عمل هم بردند اما به گواه گواهی فوت، او بر اثر خونریزی داخلی فوت کرد.» این در حالی است که دختر دوساله بنیامین که بر صندلی عقب نشسته بود با وجود نبستن کمربند ایمنی حتی یک خراش هم برنداشته است.

از عهده پلیس راهور خارج است

سرهنگ عین‌الله جهانی معاون آموزش و فرهنگ ترافیک پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ به پرسش اعتماد پاسخ داد. او گفت: «در چنین حادثه‌یی دیگر پیگیری حادثه از دست پلیس راهنمایی و رانندگی خارج است.» به گفته او «در چنین مواردی نزدیکان متوفی باید به کلانتری مراجعه کنند و پس از طرح شکایت، پرونده به دادسرا فرستاده می‌شود.

روال به این صورت است که با دستور از دادسرا، اگر در آن منطقه دوربینی وجود داشته باشد و اگر جهت دوربین در آن لحظه به سمت محل حادثه باشد و اگر تصاویر را ضبط کرده باشد، مسوولان این امر در شهرداری، تصاویر ضبط شده در روز و ساعت مورد نظر را بررسی کرده و آن را بر روی سی‌دی کپی کرده و به دادسرا می‌فرستند تا خودروی مورد نظر شناسایی و توقیف شود.»

اما این همه ماجرا نیست. به گفته سرهنگ جهانی اگر هر یک از این «اگرها» محقق نشود، باید به دنبال سرنخ بود: «سرنخ‌هایی مانند اینکه شاید فردی خودرو ی مورد نظر را دیده باشد مثلا خودروی مورد نظر پس از آنکه به سرعت از محل حادثه دور شده است در محلی توقف کرده و سایر رانندگان هم مسیر با او توانسته باشند پلاک او را یادداشت کنند یا شاید سرانجام یکی از سرنشینان خودروی ۲۰۶ عذاب وجدان بگیرد و به پلیس مراجعه کند.» او تاکید کرد: «اگرچه شرایط روحی خانواده داغدیده اکنون مساعد نیست اما توصیه می‌کنم سریعا به پلیس مراجعه کنند. در چنین مواردی حتی اگر نتوانند ضارب را پیدا کنند بر اساس قانون، دیه متوفی از صندوق دولت پرداخت می‌شود.»

پیام تسلیت هنرمندان :

زانیار خسروی : از خواب که بیدار شدم اولین خبری بود که شنیدم. واقعا حرف زدن در این مورد سخته فقط میتونم بگم بنیامین عزیز منو در غم خودت شریک بدون و اینکه از خداوند برات صبر آرزو می کنم

محسن یگانه : بنیامین عزیزم شاید هیچکدام از این پیامهای تسلیت به اندازه کافی التیام بخش حالی که الان داری نباشه … بعضی وقتا هیچ کاری نمیشه کرد جز صبوری … این یلدای همیشگی رو صبوری کن … محسن یگانه

نیوشا ضیغمی : از دست دادن کسی که دوستش داری وشریک زندگیته خیلی تلخه…از خدا برای بنیامین عزیز ارزوی صبر دارم و در غمش شریک هستم

رضا یزدانی : تسلیت ﺑﻪ ﺑﻨﯿﺎﻣﯿﻦ ﺑﻬﺎﺩﺭﯼ ﻋﺰﯾﺰ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﻤﺴﺮ ﮔﺮﺍﻣﯿﺸﻮﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻧﺤﻪ ﯼ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ , چقدر تقویم هماهنگ و تلخ رقم خوردکه اولین شبِ نبودنش، طولانی ترین شب سال خواهد بود …

امیر جعفری : متاسفانه با خبر شدیم که همسر بنیامین بهادری در اثرسانحه تصادف جان خود را از دست داده…
بنیامین جان, من و ریما از خداوند برای تو عزیز طلب صبر و آرامش می کنیم,مارا هم در غم خود شریک بدان و تسلیتمان را پذیرا باش…
روحش شاد و یادش گرامی / امیرجعفری/ریمارامین فر-۹۲/۱۰/۱

واکنش بنیامین بهادری به فوت همسرش

بنیامین بهادری خواننده مطرح موسیقی پاپ در اولین واکنش به سانحه تصادف و فوت همسرش در حالی که به شدت گریه می کرد گفت: فعلا در شرایطی نیستم که بتوانم در این مورد صحبت کنم .

بنیامین بهادری گفت : مرگ همسرم من را شوکه کرد و فکر نمی‌کنم بتوانم به این زودی ها این ماجرای تلخ را از یاد ببرم.

جزئیات و زمان مراسم ترحیم همسر بنیامین بهادری

محسن رجب پور جزئیات و زمان مراسم ترحیم همسر این خواننده را اعلام کرد. وی گفت: «طبق برنامه ریزی های انجام شده دوشنبه دوم دی ماه از ساعت ۱۴ تا ۱۵:۳۰ در مسجد حضرت رسول (ص) واقع در میدان کاج سعادت آباد مراسم بزرگداشت سومین روز درگذشت و همچنین جمعه ششم دی ماه از ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰ در مسجد جامع شهرک غرب مراسم هفتمین روز درگذشت همسر مرحومه بنیامین بهادری برگزار خواهد شد.

ادامه مطلب اولین واکنش بنیامین/جزییات تصادف/مراسم ترحیم همسر بنیامین

اشكان خطيبي و عكس همسر قلابي و واقعي اش!!

 

 

 

    امروز عکسی از اشکان خطیبی و همسرش در بعضی سایت ها منتشر شد که البته این خانم همسر اشکان نیست.

 اشكان خطيبي و عكس همسر قلابي و واقعي اش!!

 

و احتمالا به صورت عمدی هم عکس رو کات کردن که مشخص نشه دست خانم توی دست مردی هست که سمت چپش ایستاده.عکس اصلی را در زیر مشاهده میکنید

 

اما همسر واقعی اشکان چه کسیست؟

اشكان خطيبي و عكس همسر قلابي و واقعي اش!!

سمت راست تصویر کنار همدیگه ایستادن

اشكان خطيبي و عكس همسر قلابي و واقعي اش!!

ادامه مطلب اشكان خطيبي و عكس همسر قلابي و واقعي اش!!

مجموعه عکس‌های سریال تلویزیونی بی‌قرار + معرفی بازیگران و خلاصه داستان/ بزودی از شبکه یک سیما

مجموعه عکس‌های سریال تلویزیونی بی‌قرار

 

 

 

مجموعه عکس‌های سریال تلویزیونی بی‌قرار

بازیگران سریال بی‌قرار,محمد صادقی و سارا خویینی ها در سریال بیقرار

به لحاظ اینکه این سریال از فضایی معنوی برخوردار است، شروع آن با روز اربعین خواهد بود و تا شهادت امام رضا (ع) ادامه خواهد داشت. سریال “بی‌قرار” با نام قبلی “هرگز فراموشم مکن” در ۱۰ قسمت به تهیه کنندگی محمدعلی تفکر و کارگردانی فلورا سام برای پخش از شبکه اول سیما آماده شده است.

مجموعه عکس‌های سریال تلویزیونی بی‌قرار

کامران تفتی و لاله اسکندری در سریال بیقرار / عکس بازیگران

 سریال بی‌قرار : لاله اسکندری ,سارا خویینی ها,محمدرضا شریفی نیا,کامران تفتی,محمد صادقی,علی قربان زاده,گوهر خیراندیش,,مریم امیرجلالی,کمند امیرسلیمانی,مریم سلطانی,مریم بوبانی

مجموعه عکس‌های سریال تلویزیونی بی‌قرار

داستان “بی‌قرار” درباره زنی به نام رعناست که نقش آن را لاله اسکندری بازی می کند. این زن از زندان آزاد می شود و می بیند که همه زندگی خود را از دست داده است و مجددا می‌خواهد زندگی‌اش را از نو بسازد و این میان اتفاقاتی برای او رخ می دهد.

مجموعه عکس‌های سریال تلویزیونی بی‌قرار

 

مجموعه عکس‌های سریال تلویزیونی بی‌قرار

 مجموعه عکس‌های سریال تلویزیونی بی‌قرار

مجموعه عکس‌های سریال تلویزیونی بی‌قرار

 

 

ادامه مطلب مجموعه عکس‌های سریال تلویزیونی بی‌قرار + معرفی بازیگران و خلاصه داستان/ بزودی از شبکه یک سیما

بهاره رهنما و پژمان جمشيدي درتیاتر زن و شوهر شدند و از مردم كلي فحش خوردند!/تصاوير كمياب

بهاره رهنما و پژمان جمشيدي زن و شوهر شدند!/تصاوير كمياب

 

پژمان جمشیدی گفت: فحش‌هایی که برای بازی در تئاتر به من دادند،‌ زمانی که در پرسپولیس بازی می‌کردم از علی پروین نخورده بودم!

 

 

  پژمان جمشیدی گفت: فحش‌هایی که برای بازی در تئاتر به من دادند،‌ زمانی که در پرسپولیس بازی می‌کردم از علی پروین نخورده بودم!

بهاره رهنما و پژمان جمشيدي زن و شوهر شدند و از مردم كلي فحش خوردند!/تصاوير كمياب

این فوتبالیست که به تازگی وارد عرصه‌ی بازیگری شده است، پس از اولین شب اجرایش در نمایش «بادی که تو را خشک کرد‌، مرا برد»،ادامه داد: فکر می‌کنم تمام این مدت که وارد عرصه بازیگری شدم، دارم خواب می‌بینم. شب فوق العاده‌ای بود. من همیشه روی سکوی تماشاچی‌ها می‌نشستم و امشب خودم داخل صحنه بودم و واقعا با تمام سختی‌ها و تهمت‌هایی که در این مدت به من زده شد احساس شیرینی بود. من اسم خودم را بازیگر نمی‌گذارم و دوست‌دارم بازیگری تئاتر را تجربه کنم و تمام تلاش‌ام را برای حضور در این نمایش انجام دادم.

او ادامه داد: من همیشه این را می‌دانستم که تئاتر جای محترمی است و آدم‌هایی که از تئاتر می‌آیند، بسیار آدم‌های محترمی هستند اما این موضوع را نمی‌دانستم که عرصه تئاتر آنقدر محصور است‌، فحش‌هایی که برای بازی در این کار به من دادند،‌ زمانی که در پرسپولیس بازی می‌کردم از علی پروین نخورده بودم!


جمشیدی با اشاره به اینکه لذت بازی در این نمایش بیشتر از بازی در سریال «پژمان» برایش بوده است تصریح کرد: من فقط تمام تلاش‌ام را انجام دادم تا آبروی کارگردان کار علی نرگس‌نژاد و بهاره رهنما را حفظ کنم، واقعا برای من تجربه عالی بود،‌ مطمئنا بعد از فوتبال، بازی در این نمایش برایم لذت بخش‌ترین کار بود‌.

 بهاره رهنما و پژمان جمشيدي زن و شوهر شدند و از مردم كلي فحش خوردند!/تصاوير كمياب

بهاره رهنما بازیگر سینما و تئاتر که در نمایش«بادی که تو را خشک کرد،‌ مرا برد» به ایفای نقش می‌پردازد، گفت: اجرای امشب بسیار خوب بود،‌ من فکر نمی‌کردم امشب بتوانیم روی صحنه برویم. دو شبانه روز برای فراهم کردن شرایط اجرا نخوابیده بودیم ولی خوشبختانه همه چیز با امواج خوب تماشاگران پیش رفت.

او درباره حضور پژمان جمشیدی به عنوان بازیگر در کنار خود ادامه داد: پژمان جمشیدی را من برای بازی در این کار معرفی کردم و امشب برای این تصمیم، رو سفید شدم. واقعا در طی این سال‌هایی که من تئاتر کار کردم، یکی از بهترین هم‌بازی‌های من در صحنه بوده است.

رهنما تصریح کرد: وقتی بازیگر مقابل خوب بازی نکند مطمئنا در بازی شما هم تاثیر منفی می‌گذارد و در پژمان جمشیدی آن حس بازیگری رد شده بود و کاملا توانسته بود خود را به حس فضای اجرا بسپارد.

در نشست نقد و بررسی نمایش «بادی که تو را خشک کرد، مرا برد» که پس از اولین اجرای این نمایش‌، شامگاه 17 آذر در تالار وحدت برگزار شد‌، کارگردان نمایش علی نرگس‌نژاد گفت: اجرای امشب بهترین اجرای شب اولی بوده که تا الان داشتم به هر حال همیشه در شب اول اجرا، ناهماهنگی‌هایی وجود دارد‌ و چند روز نخوابیدیم و اراده کردیم که امشب اجرا را برسانیم. من از بهاره رهنما، پژمان جمشیدی ممنونم که فشارهای این روزها را تحمل کردند و این سختی‌ها محصولش این بود که بهترین اجرای شب اول را داشته باشیم.

او درباره انتخاب پژمان جمشیدی برای بازی در این نمایش گفت: در اولین برخوردی که با پژمان جمشیدی برای انتخاب این نقش داشتم صداقت او به دلم نشست. البته صداقت نه از نگاه اخلاقی بلکه برای یک بازیگر صداقت به لحاظ تکنیکی خیلی مهم است‌، بازیگر باید صداقت درونی داشته باشد و پژمان جمشیدی هم با اشتیاق و با تمام وجودش این کار را انجام داد.


او افزود: من پیش از این با بازیگران زیادی کار کردم که تجربه اولشان در تئاتر بوده است ولی هیچ کس در مورد آنها هیچ صحبتی نکرد، پژمان جمشیدی برای من یک بازیگر بود نه یک فوتبالیست. او کسی است که توانست از پس انجام کار برآید.

در این جلسه حسین خطیبی روانپزشک و پژوهشگر اجتماعی به بررسی این نمایش از منظر روانشناسی پرداخت و در بخشی از صحبت‌هایش گفت: باید به سه چیز در هر تئاتری احترام بگذاریم. اول انتخاب کارگردان،‌ دوم استقلال بازیگر و سوم اقتصاد تئاتر‌، چرا که حضور بازیگری مثل پژمان جمشیدی به اقتصاد تئاتر کمک خواهد کرد.

ايسنا

ادامه مطلب بهاره رهنما و پژمان جمشيدي درتیاتر زن و شوهر شدند و از مردم كلي فحش خوردند!/تصاوير كمياب

دکوراسیون خانه مریم امیرجلالی / تصاویرش از منزلش

دکوراسیون خانه مریم امیرجلالی

 

هنرمندها سلیقه‌شان هم مثل نقش‌آفرینی‌های‌شان زیباست. از مریم امیرجلالی راجع به خانه پرسیدیم؛ اینکه باید چه شکلی باشد، چه رنگی باشد و خانه خودش چه شکلی است. او هم با مهربانی تمام، ما را در جریان سلیقه خوبش گذاشت. مطمئنا مهمان‌های او جزو خوشبخت‌ترین مهمان‌های دنیا هستند!

 

ترکیب کرم و زرشکي

خانه ایده‌آل مریم امیرجلالی چه شکلی است؟

مریم امیرجلالی  : اول از هر چیزی خانه باید در یک محله  خوب باشد، البته نه آنچنان از نظر مادیات. ساکت و آرام باشد. همسایه‌های آن خانه باید تا حدودی از فرهنگ آپارتمان‌نشینی با خبر باشند.  هر کسی در حد درآمدی که دارد می‌تواند خانه‌اش را خیلی ساده، خیلی آراسته و خیلی قشنگ درست کند. حتما نباید با مبلمان لویی شانزدهم چیده شود! خانه‌ می‌تواند با یک مبلمان خیلی سبک و خیلی زیبا  آرایش بهتر و قشنگ‌تری داشته باشد. مسئله فقط سلیقه است. متاسفانه آدم به خانه بعضی‌ها می‌رود و می‌بیند پول هنگفتی ریخته‌اند ولی هیچ سلیقه‌ای در کار نیست! می‌شود سالن پذیرایی را با دو تا نیمکت و چند تا کوسن رنگی خیلی زیبا کرد!

دکوراسیون خانه مریم امیرجلالی

 


 

با این حساب خانه خودتان باید خوش‌رنگ باشد؟

مریم امیرجلالی : فرش خانه من زمینه کرم دارد با گل‌های زرشکی خیلی کم‌رنگ. مبلم هم یک نیم‌ست قدیمی است که روی چوب آن کار شده است. رنگ مبلم هم زرشکی است. ناهارخوری‌ام یک میزگرد است با چهار تا صندلی که باز هم زرشکی است. یک صندلی و یک تینکر دارم که آن هم رویش زرشکی است. پرده‌ام کرم است و یک طرفش پارچه تقریبا ساده زرشکی. دور بوفه ایتالیایی‌ام هم یک نوار ابریشم زرشکی خیلی کم‌رنگ است. می‌توانم بگویم در تمام ست خانه من از رنگ‌های پررنگ استفاده شده است، نه رنگی که حال نداشته باشد و بی‌حال باشد. خانه باید رنگ‌آمیزی داشته باشد و چیدمان رنگ‌هايش گرم باشد و نه مات.

 دکوراسیون خانه مریم امیرجلالی

بچه‌های من

توی خانه‌تان گل و گیاه هم دارید؟

مریم امیرجلالی  : من یک پاسیو دارم که پر از گل است. اینها واقعا بچه‌هاي من هستند و من عاشق این گل‌ها هستم. در سالنم هم کنار کنسول و آینه‌ام چهار تا بامبوی خیلی زیبا دارم که توی آنها را گل مصنوعی شمعدانی گذاشته‌ام ولی هر کسی می‌آید فکر می‌کند واقعا توی گلدان‌ها را شمعدانی کار کرده‌ام! می‌گویند باید به بامبو حتما نوارهای قرمز زده شود. این را هم از نظر انرژی می‌گویند! درستی‌اش را نمی‌دانم ولی من بامبوها را در شیشه بلند گذاشته‌ام. همین شمعدانی‌های مصنوعی که به نظر خیلی طبیعی می‌آید کنارشان است و خیلی زیبا شده. جلوی در ورودی تراسم هم گل است. من عاشق گل و گلدان هستم! هرکس هم که برای دیدن من می‌آید، حالا چه خانه را عوض کرده‌ام یا تولدی بوده باشد، می‌گویم خواهشا برای من کادو نیاورید فقط گل بیاورید. گل و گلدان خیلی به آدم انرژی می‌دهد.

 دکوراسیون خانه مریم امیرجلالی

همه‌چیز سر جای خودش

دکور خانه هر چند وقت یکبار باید عوض شود؟

مریم امیرجلالی  : من خیلی دوست دارم که تقریبا هر دو ماه یک دفعه آدم دکوراسیون خانه‌اش را عوض کند ولی من باب مثل جای تلویزیون که مشخص است و ساختمان‌ها همه آنتن مرکزی دارند. شما فقط از یکجا می‌توانید استفاده کنید. پس تلویزیون سر جایش است. کاناپه‌ای که باید رو‌به‌روی تلویزیون قرار بگیرد هم همین‌طور. من هم که واقعا وقت زیادی ندارم که بخواهم دو ماه یا یک ماه یک دفعه دکور خانه‌ام را عوض کنم. از چیدمان خانه‌ام هم خیلی راضی‌ام! بنابراین نباید وقتم را صرف این چیزها بکنم. البته خودم را می‌گویم. شاید خیلی‌ها دوست داشته باشند هفته به هفته دکور عوض کنند.

 دکوراسیون خانه مریم امیرجلالی

به فنگ‌شویی اعتقاد دارید؟

مریم امیرجلالی  : اینها دیگر همه کلاس است! من اصلا این چیزها را قبول ندارم. توی خانه باید آرامش و آسایش باشد. وقتی که مهمان می‌آید کسی که در خانه زندگی می‌کند با روی باز از او استقبال کند؛ به اینها می‌گویند انرژی! چوب و تخته را کج بگذاری، نیم گوش بگذاری یا مربع بعد انرژی توی آن خانه می‌آید و نمی‌رود را قبول ندارم. این آدم‌ها هستند که باید انرژی را به وجود بیاورند. چوب و تخته که انرژی به وجود نمی‌آورد. اینها دیگر کلاس است!

 دکوراسیون خانه مریم امیرجلالی

خانه‌هایی به شکل سمساری

خانه باید خلوت باشد یا شلوغ؟

مریم امیرجلالی  : آرامش باید در خانه حکمفرما باشد. نه اینکه مثل بعضی‌ها به در و دیوار تابلوهای زیاد بزنند و چهار تا چهار پایه اینجا یه نیمکت آنجا بگذارند! روی مبل‌شان را هم فرش ابریشم می‌اندازند! من اصلا این کارها را دوست ندارم. سبک خانه باید ساده، زیبا و آراسته باشد.

 دکوراسیون خانه مریم امیرجلالی

پس سلیقه شما بیشتر مدرن است؟

مریم امیرجلالی  : بله. البته سنتی هم دوست دارم. براي مثال یک گوشه از خانه یا یک اتاق از خانه به سبک سنتی چیده شود. یکسری عکس‌های قدیمی و یکسری رومیزی‌های قشنگ قدیمی گذاشته شود. منتها چیزهای قدیمی در یک اتاق جمع شوند نه اینکه شما فکر کنید بنده یک ویترین ایتالیایی گذاشته‌ام آن طرفش یک فرش دستبافت تابلوی مولانا را هم روی دیوار آویزان کرده‌ام. خب، این یعنی چی؟ بعد وارد خانه‌ها که می‌شوی احساس می‌کنی به سمساری وارد شده‌ای!
دکوراسیون خانه مریم امیرجلالی

ادامه مطلب دکوراسیون خانه مریم امیرجلالی / تصاویرش از منزلش

گفت‌وگو با برزو ارجمند و همسرش، پارمیس+تصاویر

گفت‌وگو با برزو ارجمند و همسرش، پارمیس+تصاویر

 

چند ماهی می‌شود که بروز ارجمند پدر شده است. پسری که عاشقانه دوستش دارد و اصلا دوست ندارد از او جدا شود و به سر کار برود. به بهانه خوشبختی آنها سراغ‌شان رفتیم و از خانواده سه نفره‌شان پرسیدیم؛ از اینکه چقدر وجود جانیار باعث تفاوت در شیوه زندگی‌شان شد‌ه است و حالا که پدر و مادر شده‌اند چه حسی دارند. پارمیس زند، یک مادر تمام‌عیار است، عاشقانه با جانیار رفتار می‌کند و نگاهش پر از محبت است. برزو ارجمند هم از کوچک‌ترین عادت‌های پسرش خبر دارد، می‌داند که باید چه کار کند تا او را آرام کند اما جانیار، پسری آرام و خوش‌اخلاق است که دائم به دنبال چیزی می‌گردد، دائم چشمانش می‌چرخد و با آن یک جفت چشم سیاه چیزهای تازه را کشف می‌کند.

 

 

گفت‌وگو با برزو ارجمند و همسرش، پارمیس+تصاویر

گفت‌وگو با برزو ارجمند و همسرش، پارمیس+تصاویر

 

نقطه شروع

زمانی که فهمیدید قرار است صاحب فرزند شوید چه حسی داشتید؟

پارمیس: ترس

چرا؟

پارمیس:خب پذیرفتن مسئولیت حس ترسناکی است. دائم با خودمان فکر می‌کردیم که حالا باید چه کار کنیم. خیلی حس ترسناکی است، حس اولیه‌اش ترس بود اما بعد از آن خوشحال بودیم.

برزو: جانیار خارج از ایران به دنیا آمده، همان زمانی که پارمیس به سفر رفت، من هم برای گرفتن ویزا اقدام کردم، اما کار من به مشکل برخورد. وقتی جانیار متولد شد، پارمیس 3 ماه با او تنها بود. زمانی که او به دنیا آمد نبودم و راستش را بخواهید باید اعتراف کنم یک ماه است که جانیار را دیده‌ام. همه چیز وحشتناک و بد بود البته خیلی هم خوشحال بودم چرا که می‌دانستم بار زندگی به روی دوش همسرم است. در مورد بچه‌دار شدن هم می‌دانستم که همه سختی‌هایش برای پارمیس است و خوشی‌هایش برای من است به همین دلیل خوشحال هستم. واقعیت این است که در تمام 10 سال زندگی‌مان هم همین‌طوری بوده. سختی‌های زندگی و فکر کردن در مورد چگونه زندگی کردن همیشه با پارمیس بوده. بعد از 10 سال بالاخره تصمیم گرفته بودیم که بچه‌دار شویم.

انتخاب اسم

قبل از اینکه جانیار به دنیا بیاید دوست داشتید دختر باشد یا پسر؟

پارمیس: از همان اول پسر می‌خواستم. اما به خودم می‌قبولاندم که سالم بودن بچه مهم‌تر از هر چیزی است.

برزو: من هم پسر دوست داشتم اما همیشه می‌خواستم دو تا بچه داشته باشم. اولی پسر باشد و دومی دختر.

پارمیس: راستش را بخواهید برزو همیشه دوست داشت یک دختر داشته باشد و اسمش را بگذارد باران.

برزو: این دلیل داشت؛ من در 17 سالگی خواب دخترم را دیدم. در خوابم به او گفتم شما کی هستید؟ به من جواب داد که من باران ارجمند هستم. در آن زمان هم اسم باران خیلی کم شنیده بودم.
اسم جانیار را چه کسی انتخاب کرد؟

پارمیس: برزو. از کتاب اسم انتخاب کردیم. خیلی دنبال اسم بودیم. یک شب چند تا از دوستان‌مان هم اینجا بودند، همین‌طور که داشتیم می‌گفتیم جانیار را انتخاب کردیم و همه هم گفتند که آره خیلی خوب است.

نگران تنهایی همسر و فرزندم بودم

حالا بعد از به دنیا آمدن جانیار زندگی چقدر برای شما فرق کرده است؟

برزو: همه چیز متحول شده است.

پارمیس: حس آدم کلا فرق می‌کند. زمانی که بچه‌دار می‌شوی، اصلا یک طور دیگر فکر می‌کنی و احساست به زندگی عوض می‌شود و دیدت به زندگی فرق می‌کند.

 

 

 

اولین لحظه‌ای که جانیار را دیدید، چه حسی داشتید؟

پارمیس:خیلی متعجب بودم. باورم نمی‌شد که این بچه من باشد. داستانش خیلی بامزه بود. خیلی مو داشت. همین‌طور که نگهش داشته بودند، چشمانش باز بود و دور و برش را نگاه می‌کرد و تقریبا گریه می‌کرد. من دائم می‌پرسیدم که بچه‌ام کو؟ چون سزارین داشتم، بیهوشم کرده بودند. زمان بیهوشی خیلی کم بود، درست مانند یک خواب یک ربع ساعت بود. همین که چشمانم را باز کردم، دیدم یک بچه‌ای دارد گریه می‌کند. دوباره پرسیدم بچه من کجاست؟ به من نشانش دادند و گذاشتنش روی سینه‌ام. همین که روی سینه‌ام قرار گرفت ساکت شد. از همان جا بود که قلبم کش آمد.

نگرانی‌ها از بین رفت؟

پارمیس: آره تمام نگرانی‌ها محو شد. چرا که دائم من نگران بودم که بچه‌ام سالم باشد. با اینکه تمام آزمایش‌ها را انجام داده بودم، خدا خدا می‌کردم که بچه‌ام سالم باشد.

برزو: خدا واقعا پدر و مادر آقای جابز را بیامرزد. (خنده) اگر آقای جابز نبود احتمالا خیلی از اتفاق‌ها برای من سخت می‌‌شد. روزی که پارمیس به بیمارستان رفت، حدودا ساعت چهار و نیم صبح به وقت محلی بود. می‌دانستم که پارمیس سحرخیز است و زمانی که من از ایران به او زنگ می‌زدم، زود بود. آن روز هرقدر تلفن می‌زدم، پارمیس جواب نمی‌داد و از این قضیه خیلی نگران بودم. تا اینکه بعد از 30 بار تماس، ساعت 9 شب به وقت ایران خاله‌اش تلفن را جواب داد و به من گفت برزو بابا شدی. تنها کاری که می‌توانستم انجام بدهم گریه کردن بود. اولین بار یک عکس از او و پارمیس در بیمارستان دیدم. بعد از آن با تانگو شروع کردیم به حرف زدن و شعر خواندن و دائما می‌گفتم تا 2 هفته دیگر می‌آیم چون واقعا قرار بود کارم درست شود. همه چیز برای من خیلی سخت بود. هیچ کار سینمایی یا تلویزیونی قبول نکرده بودم، آن‌موقع همیشه نگران تنهایی همسرم و فرزندم بودم.

برنامه‌های به درد بخور

در برنامه‌ریزی‌هایی که برای پسرتان انجام دادید تا کجا پیش رفتید؟

پارمیس: برنامه‌های زیادی برای او دارم اما به این نتیجه رسیدم که نمی‌توان طبق برنامه‌ریزی پیش رفت و خیلی کم پیش می‌آید که همه چیز همان طوری باشد که تصورش کردید. ما خیلی برنامه‌ریزی کرده بودیم، اما هیچ کدام محقق نشد. هیچ کدام اتفاق نیفتاد و یک عالمه مشکل به آنها اضافه شد. هزینه‌های زیادی تقبل کردیم. بنابراین باید دید که چه می‌شود و ببینیم خدا چه می‌خواهد.

برزو: یکسری از کارها وجود دارد که به عنوان پدر و مادر می‌توانیم انجام دهیم که فرزندمان در آینده می‌تواند از آن استفاده کند. به خاطر می‌آورم قبل از اینکه دانشجو شوم در حال اقدام برای رفتن به کانادا بودم و تنها مدرکی که در آن پروسه خیلی برایم مفید واقع شد، مدرک غریق‌نجاتی بود که برای دوران 14 یا 15 سالگی بود. این مدرک خیلی به دردم خورد.از 5 سالگی شنا می‌کردم. البته فکر می‌کردم اگر بازیگر نمی‌شدم، فعالیتم در عرصه موسیقی به کمک می‌آمد. یکسری کارهایی از این دست می‌توانیم انجام دهیم که به داشته‌های‌مان اضافه شود. پارمیس زبانش خیلی خوب است. اینها مجموعه داشته‌هایی است که می‌توانیم در اختیارش قرار بدهیم که در آینده انتخاب‌های بیشتری داشته باشد.

پارمیس: موافقم؛ مثلا فکر کرده‌ایم که پیانو نواختن را یاد بگیرد، اما خب نمی‌دانیم در آینده دوست خواهد داشت یا نه؟ بنابراین هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست.

برزو: دوست داریم که حتما موسیقی کار کند، دوست داریم ورزش کند، زبان بخواند، خیلی چیزها را دوست داریم.

 

گفت‌وگو با برزو ارجمند و همسرش، پارمیس+تصاویر

گفت‌وگو با برزو ارجمند و همسرش، پارمیس+تصاویر

 

بازیگری تعطیل

بازیگری چطور؟ دوست دارید بازیگر شود؟

برزو: نه؛ واقعا دوست ندارم مگر اینکه شرایط سینما و هنر در ایران تغییر کرده باشد. تمام این حرف‌ها را پدرم به من می‌زد، من به او می‌گفتم که تو خودت بازیگر شدی اما دوست نداری من هم بازیگر شوم. الان می‌فهمم چرا که اصولا بازیگری و هنر در ایران شغل نیست اما در همه جای دنیا شغل به حساب می‌آید. در ایران به عنوان یک شغل نمی‌توان به آن نگاه کرد، بنابراین اصلا امنیت کاری وجود ندارد.شاید تا وقتی که جانیار بزرگ شود و به بازیگری علاقه‌مند باشد، خیلی چیزها تغییر کرده باشد اما تا اینجایی که من تجربه‌اش کرده‌ام هنوز با آن موافق نیستم.

حسادت پدر به پسر

زندگی‌تان را اگر بخواهید به قبل و بعد از بچه‌دار شدن توصیف کنید چه می‌گویید؟

پارمیس: من به هیچ وجه نمی‌توانم تصور کنم که بچه نداشتم. اصلا نمی‌توانم فکر کنم که جانیار از همان اول نبوده. درست مثل این است که بگویی قبلا دست و پا نداشتی. او جزیی از وجودم است.

شما به این رابطه مادر و پسری حسودی نمی‌کنید؟

برزو: چرا دیگر. الان قطعا مطمئنم که پارمیس جانیار را بیشتر از من دوست دارد. مگر می‌شود حسودی نکنم (خنده)!

اگر قرار باشد از همین حالا یک قولی به او بدهید چه قولی می‌دهید؟

پارمیس: سعی می‌کنم که در هر شرایطی پشتش باشم و حمایتش کنم. این را می‌توانم قول بدهم. نه اینکه بگویم بچه‌ام ممکن است خلاف کار شود و من پشتش باشم اما سعی می‌کنم که در زندگی‌اش حمایتش کنم.

برزو: همین همراهی کردن خیلی مهم است. اینکه تو هم راه باشی و هم همراه، خیلی سخت است اما تو می‌توانی اجازه بدهی که خودش راهش را پیدا کند و همراهش باشی، اما خیلی از ما در زندگی‌مان پدر و مادرها هم راه‌مان بودند و هم همراه‌مان. برای همین من دوست دارم که خودش یک راه باحال پیدا کند.

یک خانواده کامل وخوشحال

حالا که یک خانواده کامل شدید از خانواده‌تان برای ما تعریف کنید؟

برزو: الان همه چیز برایم یک شکل دیگر است، همه چیز برایم معنی پیدا کرده است. الان خیلی خوب حرف آن آدم‌های پولداری که به بچه‌های‌شان می‌گویند ما کار کردیم تا تو خوشبخت شوی را درک می‌کنم.

این مفهومی که قبل از بچه‌دار شدن از خوشبختی داشتید برای شما پیش آمد؟

پارمیس: بچه‌دار شدن لذتی است که در حال حاضر قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست. قبل از اینکه بچه نداری کارهای خودت را خیلی راحت انجام می‌دهی، اما بعد از بچه‌دار شدن تمام تمرکزت می‌رود به روی بچه. همه چیز تحت تاثیر بچه است.

برزو: من الان به تمام آن زوج‌هایی که دوستمان هستند و خیلی دوست‌شان دارم، مصرانه می‌گویم که خیلی خودخواه هستید که این نعمت را از خودتان دور کردید. تا قبل از این به هیچ کس پیشنهاد نمی‌کردم که بچه‌دار شود. اما حالا به آنهایی که دوست‌شان دارم می‌گویم. مثلا یکی از دوستان‌مان هستند که همیشه می‌گویند ما خیلی خوشحالیم، اما آنها نعمتی را از خودشان می‌گیرند که غیرقابل باور است.

به بچه عادت می‌کنیم

بعد از این 3 ماه زندگی‌تان چقدر روی غلتک افتاده است؟

پارمیس: هنوز جا نیفتاده است.

یعنی همچنان سردرگم هستید؟

پارمیس: شرایط بچه دائم تغییر می‌کند. در یک شرایط ثابت نیست که بتوانیم در مورد آن شرایط صحبت کنم. مثلا هر روز ممکن بود که این ساعت بیدار باشد اما حالا خواب است و ساعت خوابش کم و زیاد می‌شود. این ما هستیم که یواش یواش به برنامه‌هایش عادت می‌کنیم.

برزو: مثلا سعی می‌کنیم که شب‌ها سر یک ساعتی بخوابد.

پارمیس: مثلا هنوز خودمان عادت نکرده‌ایم که شب‌ها بگذاریم در اتاق خودش بخوابد، پیش خودمان می‌خوابانیمش. در صورتی که باید به او یاد بدهیم در اتاق خودش بخوابد.

مکمل خوشبختی

فکر می‌کنید که وجود جانیار مکمل خوشبختی‌تان است؟

برزو: یک چیز جالب بگویم؛ شما زمانی که ازدواج می‌کنید، خانواده تشکیل نمی‌دهید. این غلط است که به شما می‌گویند وقتی ازدواج می‌کنید خانواده تشکیل می‌دهید. شما با ازدواج کردن یک زندگی مشترک را شروع می‌کنید. وقتی که این دو، سه می‌شود شما یک خانواده تشکیل می دهید.

 

گفت‌وگو با برزو ارجمند و همسرش، پارمیس+تصاویر

گفت‌وگو با برزو ارجمند و همسرش، پارمیس+تصاویر

 

در بعضی خانواده‌ها می‌گویند که با به دنیا آمدن بچه یک فاصله‌ای بین پدر و مادر پیش می‌آیدچرا که تمام انرژی منعطف بچه می‌شود، برای شما این اتفاق افتاد؟

برزو: زمانی که جانیار به دنیا آمد، من دوباره عاشق پارمیس شدم. این را از ته دل می‌گویم. بعد اصلا نگاه پارمیس بعد از اینکه باردار شد، یک نگاه متفاوت بود. من الان عشق را خیلی خوب می‌توانم بازی کنم، برای اینکه نگاه جانیار به پارمیس نگاه عاشقانه‌ای است و همین‌طور نگاه پارمیس به او برای من هنوز اینطور نیست. به دلیل اینکه پارمیس 3ماه با جانیار بوده؟ اینکه می‌گویند مادر عزیزتر از جان مصداق همین ماجراست. وقتی که می‌رود بغل پارمیس و صدای قلبش را می‌شنود کاملا مست می‌شود.

ادامه مطلب گفت‌وگو با برزو ارجمند و همسرش، پارمیس+تصاویر

عکس : آزیتا حاجیان و مهراوه شریفی نیا در سریال «کیمیا»

 

 

برای نقش مادر مهراوه شریفی نیا در سریال «کیمیا» از مادر واقعی او یعنی آزیتا حاجیان استفاده کردم زیرا می‌خواستم با باورپذیری مشکل سن را حل کنم.

جواد افشار درباره فعالیت های این روز هایش در تلویزیون گفت: اوایل آذرماه سریال ۱۰۰ قسمتی «کیمیا» را به تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی کلید زدم.

وی در ادامه افزود: تا پایان امسال تصاویر مربوط به خرمشهر گرفته می شود؛ سال آینده در  تهران کار خواهیم کرد و سال ۹۴ هم صحنه های لندن جلوی دوربین می رود.

آزیتا حاجیان و مهراوه شریفی نیا در سریال «کیمیا»


کارگردان سریال «مادرانه» با بیان اینکه در این سریال ۳۷۰ بازیگر حضور دارند، گفت: بازیگران مطرحی همچون مهراوه شریفی نیا، آزیتا حاجیان، پوریا پور سرخ، حسن پورشیرازی، آرش مجیدی، آشا محرابی و… در این سریال نقش آفرینی می کنند.

افشار با بیان اینکه برنامه یک ساله ای برای پیش تولید طراحی شده بود توضیح داد: از بیش از ۳۰۰ دختر جوان برای نقش اول «کیمیا» تست بازیگری گرفتم؛ زیرا دوست داشتم چهره جدیدی را معرفی کنم اما نتوانستم چهره دلخواهم را پیدا کنم به همین دلیل  بازیگر حرفه ای همچون مهراوه شریفی نیا را برای نقش اول آوردم.

وی در ادامه افزود: مهراوه شریفی نیا علی رغم اینکه سن بیشتری از شخصیت قصه داشت اما گزینه مناسبی بود. برای نقش مادر مهراوه نیز از مادر واقعی او یعنی آزیتا حاجیان استفاده کردم؛ زیرا می خواستم باورپذیری کار بیشتر شود.

کارگردان سریال «پول کثیف» درباره داستان سریال نیز گفت: در این سریال سرگذشت دختری به نام «کیمیا» در سه مقطع زمانی قبل از انقلاب، دوره جنگ و زمان حال روایت می شود. تحولات جامعه، پدر و دختری را مقابل هم قرار داده است. دختر خانواده که کیمیا نام دارد پرسشگر است و معترض و در مقابل او پدری قرار دارد که نظامی، منضبط و پایبند به قانون است. سیر حوادثی که در زندگی این خانواده رخ می دهد آن ها را درگیر توطئه و دسیسه ای بزرگ و شیطانی می کند و کیمیا با تلاشی خستگی ناپذیر درصدد نجات خانواده برمی آید و به این ترتیب او تبدیل به زنی مقاوم و استوار می شود؛ زنی مشابه هزاران زن ایرانی مسلمان که برای حفظ خانواده از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند.

افشار درباره همکاری اش با تلویزیون نیز توضیح داد: من فرزند تلویزیون هستم و کارم را با تلویزیون آغاز کردم به همین دلیل خودم را عضوی از این رسانه می دانم. از کار با تلویزیون راضی هستم و لذت می برم زیرا مخاطب برایم محترم است.

وی در ادامه افزود: مشکلات اقتصادی و شرایط بحران زده کشور تاثیر زیادی بر روی تلویزیون گذاشته است؛  اما به دلیل علاقه زیادی که به تلویزیون دارم هیچ وقت این رسانه را رها نمی کنم.

 

 

 

ادامه مطلب عکس : آزیتا حاجیان و مهراوه شریفی نیا در سریال «کیمیا»

محسن تنابنده و ساره بیات سرگردان در خیابانهای تهران + عکس

لامپ صد

 


 

"لامپ صد"با نام قبلی"هیولا" نوشته ی خود آقاخانی است و داستان زندگی فرزین با بازی "محسن تنابنده" را روایت می کند که دچار اعتیاد به مواد مخدر است و خانواده اش را در طول داستان درگیر ماجراهایی میکند.

لامپ صد

حسن مصطفوی مدیر تولید این فیلم سینمایی در خصوص روند تولید "لامپ صد" چنین می گوید:گروه سازنده فیلم هم اکنون در خیابانهای تهران مشغول فیلمبرداری هستند و در روزهای آتی برای ادامه کار تهران را ترک می کنند.

لامپ صد

مصطفوی در ادامه افزود : تدوین فیلم بطور هم زمان توسط "بهرام دهقانی" آغاز شده است و گروه در تلاشند تا "لامپ صد"برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده کنند.

لامپ صد

عوامل و دست اندرکاران این فیلم عبارتند از :
نویسنده و کارگردان:سعید آقاخانی، تهیه کنندگان:محسن محسنی نسب،احسان دلاویز، مجری طرح:محسن تنابنده، مدیر تولید:حسن مصطفوی، مدیر فیلمبرداری:امیر معقولی،طراح چهره پردازی:عبدالله اسکندری،تدوین:بهرام دهقانی، صدابردار:مهران ملکوتی، طراح صحنه و لباس:گلرخ حقیقی، برنامه ریز:فرشاد ارج،دستیار اول کارگردان:مصطفی تنابنده،عکاس مریم تخت کشیان، مشاور رسانه ای:منصوره بسمل

لامپ صد

عرش

 

 

 

ادامه مطلب محسن تنابنده و ساره بیات سرگردان در خیابانهای تهران + عکس

حاشیه های ازدواج دو مجری تلویزیون ایران + تصاویر

حاشیه های ازدواج دو مجری تلویزیون ایران + تصاویر

 

حاشیه های ازدواج دو مجری تلویزیون ایران + تصاویر

به گزارش فان پرس ، نیما کرمی و زینب زارع هر دو از مجریان توانای کشور به شمار می روند. آنها با وجود اینکه 7 سال از زندگی مشترک شان را پشت سر گذاشتند و تا کمتر از یک ماه دیگر صاحب فرزندی می شوند، اما همچنان با عشق و علاقه زندگی می کنند و بر این باورند هر روز که می گذرد، عشق آنها عمیق تر می شود. با نیما کرمی یک بار دیگر خاطرات خوش دوران خواستگاری، ازدواج و ماه عسل شان را مرور کردیم. با ما همراه شوید. سوژه ای که حسابی طرفدار پیدا کرده است.

 

 

حاشیه های ازدواج دو مجری تلویزیون ایران + تصاویر

حاشیه های ازدواج دو مجری تلویزیون ایران + تصاویر

 

در روز خواستگاری به ما سخت نگذشت

نیما کرمی می گوید: «چون من و همسرم از قبل همدیگر را می شناختیم و پیرامون بسیاری از مسائل با یکدیگر به توافق رسیده بودیم در نتیجه در روز خواستگاری استرس چندانی نداشتیم و این مراسم به ما چندان سخت نگذشت و بیشتر جنبه معارفه خانواده ها با یکدیگر را داشت چون مادر بسیاری از زمینه ها با یکدیگر هم فکر بودیم، در نتیجه مراسم خواستگاری با خیر و خوشی گذشت و اصلا در آن از سختگیری های رایج خبر نبود.»

ما مراسم عروسی نگرفتیم

کرمی می گوید: «من و همسرم هر دو تمایل چندانی برای برگزاری مراسم عروسی به شکل رایج و با تجملات نداشتیم، در ابتدا ما جشن عقد ساده ای را در منزل مان برگزار کردیم و میزبان اقوام و نزدیکان بودیم اما مراسم عروسی را برگزار نکردیم و به جای آن به «ماه عسل» رفتیم، منتهی من شش ماه بعد از ازدواج مان توفیق رفتن به به سفر مکه را پیدا کردم و به همین خاطر در یکی از رستوران های تهران، اقوام خودم و همسرم را دعوت کردم و به آنها شام دادم تا از این طریق به نوعی جبران شام عروسی را کرده باشم.»

با مهریه همسرم مخالفت کردم

آقای مجری می گوید: «من و همسرم قبل از اینکه مراسم خواستگاری به شکل رسمی برگزار شود در مورد مسائلی مانند مهریه و جهیزیه و برگزاری نوع مراسم عقد و عروسی با یکدیگر صحبت کردیم و به نوعی به توافق رسیده بودیم. پیشنهاد همسرم برای مهریه 14 سکه طلا بود که من با آن مخالفت کردم و پیشنهاد دادم که مهریه 110 سکه شود چرا که بر این باور بودم اگر برای من اتفاقی بیفتد این مبلغ هر چند اندک به نوعی به پشتوانه ایشان می تواند بدل شود.»

یک پیشنهاد درگوشی به آقایان

با وجود اینکه من و همسرم مراسم عروسی برگزار نکردیم و همسرم در کمال خانمی و متانت از این خواسته به حقش گذشت اما پیشنهاد در گوشی من به آقایان این است که یک مراسم عروسی ساده برای همسرشان حتما برگزار کنند چون خانم ها حس پوشیدن لباس عروس و سوار شدن در ماشین عروس، آداب و رسومی از این دست را دوست دارند. البته بهتر است در این مراسم دست به زیاده روی نزنیم و با برگزاری یک مراسم ساده و صمیمی و به دور از تشریفات، شب خاطره انگیزی را رقم بزنیم.»

از بابت مادرزن شانس آوردم

من در مورد خانواده همسر هیچ گارد ذهنی نداشتم و برخلاف برخی که بر این باورند خانواده همسر، هیچگاه نمی توانند جای خانواده فرد را بگیرند و همواره در حال دخالت هستند این پیش زمینه ذهنی را نداشتم، خوشبختانه این نگاه مثبتم باعث شد با خانواده ای آشنا شوم و وصلت کنم که به لحاظ اخلاقی در سطح بالایی قرار دارند. من از بابت مادرزن حسابی شانس آوردم چرا که ایشان به لحاظ اخلاقی بسیار وارسته هستند.»

دو سال ابتدایی زندگی مشترک سخت است

خوشبختانه با وجود اینکه سال ها از زندگی مشترک ما می گذرد، اما رابطه میان ما، نه تنها سردتر نشده است و دلزدگی در آن به وجود نیامده بلکه خدا رو شکر، عشق و عتلاقه میان ما به مراتب بیشتر شده است. فراموش نکنید در ابتدای زندگی مشترک چون زن و شوهر از دو فرهنگ متفاوت کنار هم قرار می گیرند در نتیجه به لحاظ اخلاقی ممکن است با یکدیگر تفاوت هایی را داشته باشند که این تفاوت ها گاه باعث ایجاد اختلاف میان آنها می شود که البته اگر این مدت را بتوانند با درایت پشت سر بگذارند، بی شک زندگی شان شیرین تر می شود، در مورد ما هم این موضوع وجود داشت، من و همسرم در ابتدای زندگی بر سر مسائلی ممکن بود، دچار اختلاف نظر شویم اما رفته رفته وقتی با خصوصیات اخلاقی هم آشنا شدیم، توانستیم این اختلاف نظرها را به حداقل برسانیم.

 

حاشیه های ازدواج دو مجری تلویزیون ایران + تصاویر

حاشیه های ازدواج دو مجری تلویزیون ایران + تصاویر

 

به زودی صاحب فرزند می شویم

اگر خدا بخواهد تا کمتر از یک ماه دیگر صاحب فرزند می شویم، شکی ندارم که حضور او به زندگی ما گرمای خاصی می بخشد و باعث شیرینی زندگی ما می شود.

نقش نامزدی در ازدواج

به نظرم، نباید از کنار نقش نامزدی در ازدواج گذشت، این دوره نقش زیادی در آشنایی زوجین با یکدیگر دارد، به همین خاطر من معتقدم، از این دوران، دختر و پسرها باید بهترین استفاده را ببرند، البته بر این باورم که دوران عقد، نباید بیشتر از 6 ماه به طول بینجامد، چون ممکن است دچار مشکل شود. چرا که در این دوران، زوج ها با فرهنگ های مختلف به خانه همدیگر می روند و ممکن است در این میان، حرف هایی را بشنوند و یا رفتاری ببینند که موجب دلخوری شود اما اگر زودتر زیر یک سقف بروند مشکلاتشان به حداقل می رسد.

حکایت آشنایی ما دو نفر

حدود هفت سال قبل با همسرم «زینب زارع» که از مجریان توانای کشور به حساب می آیند در رادیو آشنا شدم، وقتی با ایشان برخورد کردم، جدا از ظاهرشان، از نوع برخورد و فعالیت اجتماعی ایشان خوشم آمد، چرا که با وجود رعایت حریم ها، رفتار تحسین برانگیزی را در جمع داشتند، قبل از آشنایی با همسرم تمایل چندانی نداشتم که همسرم با من همکار باشد اما پس از آشنایی با ایشان، نظرم تغییر کرد و به این نتیجه رسیدیم که ایشان گزینه مناسبی به شمار می روند.

 

منبع : برترین ها

ادامه مطلب حاشیه های ازدواج دو مجری تلویزیون ایران + تصاویر

عکس های فیلم سینمایی «سر به مهر»

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

بازیگرانی که ارزش سرمایه گذاری ندارند + تصاویر

به گزارش فان پرس ، هالیوود به ستارگان بزرگش برای بازی در هر فیلم میلیون ها دلار دستمزد می دهد. برخی از آنها نسبت به بازی که ارائه می دهد استحقاق چنین دستمزدی را دارند ولی برخی هم طی سالهای قبل دستمزدی که بیشتر از آنچه در بازی خود ارائه می دهند دریافت می کنند .

بر اساس بررسی های انجام شده از منابع مختلف ، 3 فیلم اخیر هر یک از بازیگران زیر با توجه به دستمزدی که دریافت کرده اند ، فروش چندانی نداشته و تقریبا با شکست مواجه شده است . در حالی که بازیگر اصلی آن علی رغم شهرت ، دستمزد کلانی دریافت کرده است.

«آدام سندلر»

 

 

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

«آدام سندلر» یکی از معدود بازیگران هالیوود است که می تواند دستمزد بالای 15 میلیون دلار طلب کند. این دستمزد جوابگوی حساب بانکی اوست ولی چندان هم رضایت بخش استودیوهای فیلمسازی نیست. او از بازیگرانی است که سرمایه گذاری روی او ارزشمند نیست .سه فیلم اخیر او «جک و جیل» ، «پسر من» و «بزرگ شده ها» فروش موفقیت آمیزی نداشته اند و از هر یک دلاری که دریافت کرده 40. 3 دلار به استودیو بازگردانده است.

«کاترین هایگل»‌

از هر یک دلاری که دریافت کرده ، 50. 3 دلار به استودیو بازگردانده است.

 

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

«ریس ویتراسپون»

از هر یک دلاری که برای بازی دریافت کرده ، 90. 3 دلار به استودیو بازگردانده است.

 

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

«نیکلاس کیج»

از هر یک دلاری که برای بازی دریافت کرده ، 6 دلار برای استودیو برگردانده است.

 

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

«کوین جیمز»

از هر یک دلاری که برای بازی دریافت کرده ، 6 دلار برای استودیو برگردانده است.

 

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

«دنزل واشنگتن»

از هر یک دلاری که برای بازی دریافت کرده ، 30. 8 دلار برای استودیو برگردانده است.

 

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

«استیو کارل»

از هر یک دلاری که برای بازی دریافت کرده ، 10 دلار برای استودیو برگردانده است.

 

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

«جنیفر انیستون»

از هر یک دلاری که برای بازی دریافت کرده ، 60. 10 دلار برای استودیو برگردانده است.

 

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

«مت دیمون»

از هر یک دلاری که برای بازی دریافت کرده ، 60. 10 دلار برای استودیو برگردانده است.

 

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

«رایان رینولدز»

از هر یک دلاری که برای بازی دریافت کرده ، 70. 10 دلار برای استودیو برگردانده است.

 

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

بازيگراني كه ارزش سرمايه گذاري ندارند + تصاوير

 

منبع : سینما خبر

ادامه مطلب عکس های فیلم سینمایی «سر به مهر»

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

 

به گزارش فان پرس ، می دانیدکدام بازیگران ایران با هم نسبت فامیلی دارند؟ بهتر است یک نگاهی به این مطلب بیندازید.

خانواده داودنژاد

رضا، علیرضا، محمدرضا، زهرا و فاطمه داودنژاد، احترام سادات حبیبیان، غزل بدیعی، کبری حسن زاده

زمانی که قرار است هنرمندان خانواده داودنژادها را بشماریم و بدانیم که چند نفر بین آنها هنرمند هستند واقعا گیج می شویم. حتی نمی توان حدس زد که کدامیک از برادران داودنژاد زودتر وارد صحنه بازیگری شده اند. علیرضا داودنژاد برادر بزرگ خانواده داودنژادهاست که از یک طرف برادرش محمدرضا با او در مقوله سینما همراه شده و از طرف دیگر دو فرزند به نام های رضا و زهرا داودنژاد دارد که هر دو از بازیگران سینما و تلویزیون هستند.

 

 

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

 

مسئله بازیگری به اینجا ختم نشد، مدت زیادی است که احترام السادات حبیبیان، مادر داودنژادها هم وارد عرصه بازیگری شده است، نفر بعدی کبری حسن زاده است، بازیگر مسن موفق سینمای ایران که در سال 90 با فیلم «مرهم» به سینماها آمد. کبری حسن زاده، زن پدر احترام السادات و به نوعی مادر بزرگ ناتنی داودنژادهاست. فاطمه داودنژاد دیگر بازیگر خانواده داودنژادها است. «غزل بدیعی» خواهر مرحوم «عسل بدیعی» دیگر هنرمندی است که به خانواده داودنژادها اضافه شده است. با این حساب خانواده داودنژاد 8 هنرمند دارد که در بین اهالی سینما با اختلاف بسیار زیادی نسبت به دیگران در صدر جدول قرار دارد.

خانواده شریفی نیا

محمدرضا، میلکا و مهراوه شریفی نیا

خانواده شریفی نیا را می توان با اضافه کردن خانم آزیتا حاجیان یک خانواده 4 نفره هنرمنددانست و بدون در نظر گرفتن ایشان که از همسرشان جدا شده اند یک خانواده 3 نفره. مهراوه و ملیکا شریفی نیا از سنین کودکی بازیگری را آغاز کردند. ملیکا که بازی او را در فیلم «مهمان مامان» و سریال «شمس العماره» به خوبی به خاطر داریم، گرافیک را به بازیگری ارجح می داند اما مهراوه اینطور نیست. او زنی است با کلی قابلیت بازیگری.

خانواده ارجمند

داریوش ارجمند، انوشیروان ارجمند، خانم امین، امیر یل ارجمند، برزو ارجمند، بهار ارجمند، پارمیس زند

 

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

 

داریوش ارجمند و انوشیران ارجمند، دو برادری بودند که سال ها قبل پا به عرصه سینما گذاشتند، این دو نفر بعد از تشکیل خانواده همچنان به کار خود ادامه دادند تا اینکه فرزندانشان بزرگ شدند. از خانواده انوشیروان ارجمند، برزو و بهار که هر دو از بازیگران سینما و تلویزیون هستند وارد عرصه بازیگری شدند و از خانواده داریوش، امیر یل ارجمند خودش را در بازیگری محک زد. مادر بهار و برزو ارجمند، خانم امین است که ایشان سال هاست طراحی لباس انجام می دهند. برزو ارجمند که مدتی است صاحب فرزند شده است با پارمیس زند ازدواج کرد، زند سال هاست در سینما طراحی صحنه، لباس و البته چهره پردازی انجام می دهد.

خانواده فرهادی

اصغر فرهادی، پریسا بخت آور، سارینا فرهادی

اصغر فرهادی که طی 5 سال گذشته، زندگی هنری و حتی شخصی اش دگرگون شده و توانسته گام های بلندی در سینما بردارد یک خانواده کوچک اما تماما هنرمند دارد.

خانواده حیایی

امین حیایی، نیلوفر خوش خلق و دارا حیایی

امین حیایی و نیلوفر خوش خلق، زوج موفق سینمای ایران هستند که سال هاست بی حاشیه کنار هم زندگی می کنند و به قول امین حیایی از زمانی که او توانست فرشته نجات زندگی اش را پیدا کند، به خوبی و خوشی زندگی اش را آغاز کرده است.

 

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

 

نیلوفر خوش خلق بازیگری را در سال 79 با فیلم مونس شروع کرد و در بسیاری از فیلم های سینمایی با همسرش به ایفای نقش پرداخته است. «دارا حیایی» پسر امین از زندگی مشترک اولش است، او یک بار جلوی دوربین ظاهر شده و دوست دارد مثل پدرش بازیگری را ادامه بدهد.

خانواده اوجی

فلورا سام و مجید اوجی

مجید اوجی یکی از تهیه کنندگان قدیمی سینماست. فلوراسام که مدتی قبل بازی در سریال «توطئه فامیلی» را برعهده داشت. سال 63 با مجید اوجی ازدواج کرد و حاصل ازدواج آنها یک دختر است. البته دخترشان تاکنون در سینما نقش آفرینی مهمی نداشته است.

خانواده قریبیان

فرامرز قریبیان و سام قریبیان

 

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

 

یکی از هنرمندانی که به تازگی قدم به عرصه فیلمنامه نویسی در ایران گذاشته و این روزها گناهکاران را در اکران عمومی دارد، سام قریبیان فرزند فرامرز قریبیان است. سام 34 ساله مدتی قبل بعد از اتمام تحصیلات خود به ایران بازگشت و فیلمنامه ای به همراه خود آورد که پدرش را مجاب کرد. بازیگری را پشت سر گذاشته واولین فیلم سینمایی عمرش را کارگردانی کند. او در آمریکا تحصیل کرده و فوق لیسانس مدیریت و اقتصاد در سینما را دارد. البته باید بدانید که این فیلمنامه نویس این روزها دنباله رو کار پدرش شده و دنیای بازیگری را هم تجربه می کند.

خانواده پسیانی

جمیله شیخی، آتیلا پسیانی، فاطمه نقوی، خسرو پسیانی، ستاره پسیانی

با اینکه قرار است به بررسی بازیگران و هنرمندان خانواده پسیانی بپردازیم اما برای رأس این هرم باید به نام دیگری رجوع کنیم. مرحوم «جمیله شیخی». ایشان مادر آتیلا پسیانی بودند که تا قبل از مرگ در فیلم و سریال های موفق بسیاری به ایفای نقش پرداختند. بعد از جمیله شیخی، آتیلا پسیانی به بازیگری روی آورد. طولی نکشید که آتیلا پسیانی با فاطمه تقوی پیمان زناشویی بست، نقوی که روانشناسی خوانده و یکی از بازیگران تئاتر است، دو فرزند به نام ستاره و خسرو دارد که هر دو راه پدر و مادرشان را در عرصه بازیگری پیش گرفته اند.

خانواده داود رشیدی

داود رشیدی، لیلی رشیدی، احترام برومند

 

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

 

برای در آوردن آمار اینکه در خانواده داود رشیدی چند بازیگر و کارگردان وجود دارد، کار سختی در پیش داریم. چون این خانواده از دو سمت هنرمند پرور است، یکی داود رشیدی و دیگری همسرش احترام برومند داود رشیدی بعد از ازدواج با احترام برومند، صاحب فرزندی به اسم لیلی شد. کسی که سال هاست بعد از مجموعه «قصه های تا به تا» او را به نام مادر زی زی گولو می شناسیم.

خانواده برومندها

احترام، راضیه و مرضیه برومند

بعد از شمردن اعضای هنرمند خانواده رشیدی، نوبت می رسد به خانواده برومند. احترام برومند 20 سال قبل کارش را در تلویزیون شروع کرد. علاقه احترام برومند بیشتر در حوزه کودک بود. او سال ها در این حوزه فعالیت کرد و یکی از قدیمی ترین مجریان ایران است. مرضیه برومند خواهر دیگر خانواده برومند است که یکی از کارگردان های حوزه کودک و عروسک گردانی به حساب می آید.

او بیش از دیگر خواهرانش در این حوزه فعالیت داشته و این روزها هم مشغول ساخت فیلم سینمایی «مدرسه موش ها» است. خواهر دیگر برومندها راضیه نام دارد. راضیه، بازیگر و نویسنده بوده و از قهارترین عروسک گردان هایی است که تاکنون در این حوزه فعالیت کرده اند.

خانواده ولدبیگی

مسعود و سحر ولد بیگی، نیما فلاح، سهراب ولدبیگی

 

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

 

مسعود ولدبیگی یکی از قدیمی های چهره پردازی در ایران است که اتفاقا سابقه بازیگری هم دارد. این هنرمند که اهل کرمانشاه است. سال ها قبل ازدواج کردکه حاصل آن ازدواج دو فرزند به نام های سهراب و سحر بود. سهراب سال هاست در عرصه عکاسی سینما فعالیت می کند و سحر هم که جزو بازیگران طناز کشورمان است. با ازدواج نیما فلاح و سحر ولدبیگی، تعداد بازیگران این خانواده به چهار رسید.

خانواده عطاران

رضا عطاران، فریده فرامرزی

رضا عطاران و فریده فرامرزی زوج بی حاشیه ای هستندکه از سال 73 پیمان زناشویی بستند و به زندگی شان زیر یک سقف مشترک ادامه دادند. فرامرزی یکی از بازیگران گزیده کاری است که در تلویزیون فعالیت می کند و در دیگر کارهای هنری هم دست دارد. این زوج هنرمند صاحب یک فرزند دختر هستند.

خانواده قاسم خانی

شقایق دهقان، پیمان قاسم خانی، محراب قاسم خانی، بهاره رهنما، پریا قاسم خانی، پروین قائم مقامی

 

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

 

محراب قاسم خانی برادر کوچکتر پیمان قاسم خانی است. پیمان که کارش را زودتر در سینما شروع کرد، سابقه بازیگری هم دارد اما محراب بیشتر ترجیح می داد که در کنار نویسندگی گاهی اوقات طراحی صحنه و لباس هم انجام دهد. هر دو برادر با بازیگران سینما و تلویزیون ازدواج کردند و به این واسطه بهاره رهنما و شقایق دهقان با یکدیگر جاری شدند. از خانواده محراب قاسم خانی و شقایق دهقان کسی وارد وادی هنر نشد، یا حداقل هنوز نشده است اما پریا قاسم خانی در بسیاری از آثار طنزی که پدرش نوشته و مادرش بازی کرده بود. ایفای نقش کرده است. البته یک نفر دیگر هم در این خانواده وارد عرصه بازیگری شده است. ایشان مادر بهاره رهنما، پروین قائم مقامی هستند.

خانواده هاشمی

گلاب آدینه، نورا هاشمی، مهدی هاشمی

نورا هاشمی تنها فرزندگلا آدینه و مهدی هاشمی توسط والدینش پا به تلویزیون گذاشت. اما کمی بعد توسط همسرش سیاوش اسعدی وارد دنیای سینما شدو چند فیلم سینمایی از جمله «جیب بر خیابان جنوبی» را بازی کرد.

سرکشی در زندگی ستاره ها، همیشه جزو علاقه مندی های مردم بوده. فرقی ندارد این ستاره ها ایرانی باشند یا خارجی. زمانی که اسم آنها و حاشیه ای از زندگی شان به میان می آید، گوش همه تیز می شود. از آنجا که در سینمای ایران نسبت های فامیلی زیادی وجود دارد و این نسبت ها با ازدواج بازیگران با یکدیگر، این روزها بیش از پیش شده، در این گزارش مروری کوتاه بر نسبت های فامیلی بازیگران و کارگردان های ایرانی داریم. در این گزارش خانواده داودنژاد با 8 بازیگر (البته شناخته شده هایشان را آوردیم وگرنه در این خانواده تا دلتان بخواهد بازیگر وجود دارد) رتبه نخست را کسب کردند. بفرمایید این شما و این نسبت های فامیلی دنیای بازیگران.

سپند و کمند امیرسلیمانی / باران کوثری فرزند جهانگیر کوثری و رخشان بنی اعتماد/ رویا تیموریان همسر مسعود رایگان و مادر درنا مدنی (دستیار کارگردان)/ ریما رامین فر همسر امیر جعفری، علیرضا جعفری برادرزاده امیر جعفری/ جلیل فرجاد پدر مونا و مارال فرجاد و … هم جزو خانواده هایی هستند که در آنها 3 هنرمند وجود دارد.

 

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

 

مسعود کیمیایی و پولاد کیمیایی / لیلا حاتمی همسر علی مصفا/ میلاد صدر عاملی فرزند رسول صدر عاملی/ راما قویدل فرزند امیر قویدل/ بهمن کیارستمی فرزند عباس کیارستمی/ ملیکا زارعی خواهر مریلا زارعی/ ایرج نوذری فرزند منوچهر نوذری/ بهرام بیضایی و همسرش مژده شمسایی/ ماه چهره خلیلی نوه پروین سلیمانی/ مستانه مهاجر (تدوینگر) همسر پژمان بازغی/ شیما منفرد (تدوینگر) همسر عبدالرضا کاهانی/ محمد رحمانیان همسر مهتاب نصیرپور/ لادن طباطبایی همسر سعید تهرانی/ مهناز افضلی همسر حسن پورشیرازی/ افسر اسدی همسر اصغر همت/ لادن مستوفی همسر شهرام اسدی/ مائده طهماسبی همسر فرهاد آییش/ محمود پاک نیت همسر مهوش صبر کن/ هما روستا همسر مرحوم حمید سمندریان/ پندار اکبری فرزند عبدالرضا اکبری/ مهدی پاکدل همسر بهنوش طباطبایی/ بهنوش بختیاری همسر محمدرضا آرین (نویسنده)/ هومن سیدی همسر آزاده صمدی/ شهیلا ریاحی همسر مرحوم اسماعیل ریاحی/ شهلا ناظریان همسر حسین عرفانی/ آزیتا موگویی (طراح صحنه و لباس) همسر رضا کریمی (کارگردان) و … هم جزو خانواده هایی هستند که در آنها 2 هنرمند وجود دارد.

 

منبع : برترین ها

ادامه مطلب در سینمای ایران کی با کی فامیله؟ + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

به گزارش فان پرس ، شنیده میشود که ” ادل” خواننده مشهور و محبوب انگلیسی بعد از تولد فرزندش کمتر در محافل عمومی دیده میشود، اما عکاسان موفق شدند ” ادل” را به همراه همسرش در کنسرت ” لیدی گاگا” در لندن سوژه تصویری خود قرار دهند. این خواننده 25 ساله هالیوودی در حالیکه آرایش بسیار کمی داشت در کنار همسر امریکایی خود سوژه عکاسان شد.

ادل بر خلاف حضورش در مراسم و جشنواره ها آرایش بسیار کمی داشت و موهایش را به سادگی بالای سر جمع کرده بود، او لباس ساده مشکی به تن داشت و به نظر میرسید بسیار سرحال و شاد است. گفتنی است این زوج مشهور تنها میهمانان ویژه کنسرت نبودند و اشخاص دیگری چون ” اما واتسون”، “سوکی واترهوس” و ” جسی جی” نیز در این اجرای زنده حضور داشتند.

 

 

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 

 

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 

 

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 

 

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 
ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 

بیوگرافی “ادل” : ادل لوری بلو ادکینس

( Adele Laurie Blue Adkins)

(متولد ۵ می‌۱۹۸۸) که بیشتر با لقب هنریش اَدِل شناخته می‌شود، خواننده و ترانه‌نویس انگلیسی است.

در سال ۲۰۰۸ آلبوم «۱۹» توسط آدل منتشر شد. نام این آلبوم از آن جایی که آدل آن را در سن ۱۹ سالگی‌اش ضبط کرد، ۱۹ نامیده شد. ۱۹ اولین آلبوم استودیویی آدل است. این آلبوم در سال ۲۰۱۱، با آن که هنوز ۳ سال از انتشار می‌گذشت، چهارمین آلبوم پرفروش سال ۲۰۱۱ در بریتانیا شد.

آدل در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۱ آلبوم «۲۱» را منتشر کرد، که برای ۱۸ هفته نخستین آلبوم پرفروش بریتانیا (هرگز زنی در تاریخ موسیقی بریتانیا به چنین رکوردی دست نیافته است) و ۱۳ هفته پرفروش‌ترین آلبوم ایالات متحده بود. آلبوم ۲۱ در ۲۴ کشور جهان در رتبهٔ نخست جدول آلبوم‌های پرفروش بوده و در مجموع ۱۳ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.این آلبوم با فروش ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نسخه، پرفروش‌ترین آلبوم سال ۲۰۱۱ در بریتانیا است.

شهرت جهانی وی بیشتر به دومین آلبوم استودیویی‌اش با نام «۲۱» که در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۱ منتشر شد برمی‌گردد. این آلبوم رکورد طولانی‌ترین مدت صدرنشینی در جدول پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی در بریتانیا را در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت کرد. آهنگ‌های rolling in the deep و someone like you از همین آلبوم جز مشهورترین آهنگ‌های ادل است.

 

منبع : پرداد

ادامه مطلب ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

 

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

به گزارش فان پرس ، “هارپر بکهام ” دختر کوچک و دوست داشتنی ” ویکتوریا و دیوید بکهام” علاقمندی به موسیقی را از مادرش به ارث برده است .

به گفته پدر و مادرش این دختر 2 ساله زیبا یکی از طرفداران پر و پا قرص ” لیدی گاگا” ستاره هالیوودی است. آنها در مصاحبه ای اعلام کرده اند هارپر به قدری لیدی گاگا را دوست دارد که گاهی ترانه های او را با الفاظ کودکانه اش میخواند.

آنها دختر دو ساله شان را به اجرای زنده این خواننده مبتذل غربی در فستیوال لندن بردند تا او را از نزدیک ببیند. از آنجایی که لیدی گاگا به خود لقب ” مادر هیولا” داده است طرفداران خود را در سراسر دنیا ” هیولاهای کوچک” می نامد و به این ترتیب دختر زیبای این اسطوره جهان فوتبال و همسر طراحش نیز یک هیولای کوچک نامیده میشود.

یک منبع نزدیک به این خانواده میگوید بعد از اجرای زنده لیدی گاگا خانواده بکهام به پشت صحنه اجرا رفتند تا با او از نزدیک ملاقات کنند. خانواده بکهام بعد از سالیان طولانی زندگی در هالیوود دوباره به لندن بازگشته است و ویکتوریا بکهام کارهای طراحی اش را در زادگاهش ادامه میدهد. لیدی گاگا یک شکلات امضا شده به این خانواده هدیه داد که ویکتوریا بکهام آن را در صفحه توئیترش به نمایش گذاشت.

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

منبع : پرداد

ادامه مطلب هارپرسون کوچک هوادار لیدی گاگا است!! + تصاویر جدید

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

 

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

به گزارش فان پرس ، کارگردان پرکار تلویزیون طی این سال ها بازیگرانی را معرفی و پای برخی ستاره ها را به تلویزیون باز کرده است. سیروس مقدم، تبحر خاصی در کشف بازیگران جدید و تازه کار، مشهور کردن بازیگران نه چندان سرشناس و کشیدن پای ستاره ها به تلویزیون دارد. بازیگران بسیاری بوده اند که اولین بار با کارهای مقدم برای مخاطبان شناخته شده اند و از قبل این شناخت، مسیر و حتی سرنوشت بازیگریشان تغییر کرده. در این بخش، بازیگرانی را که سیروس مقدم، به هر نحو در کشف، معرفی و تبدیل شدنشان به چهره ای تلویزیونی موثر بوده را مرور می کنیم.

بازیگرانی که مشهور شدند

محسن تنابنده

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

محسن تنابنده تا قبل از بازی در «پایتخت»، برای اهالی سینما و تئاتر، چهره به نسبت شناخته شده ای بود اما مخاطبان تلویزیونی، با نقش «نقی» او را شناختند. البته تنابنده پیش از این در «پیامک از دیار باقی»، به عنوان نویسنده با مقدم همکاری کرده بود و در »مامور بدرقه» هم بازی کرده بود اما هیچ کدام از این دو اثر، باعث نشده بود به چهره ای شناخته شده تبدیل شود.

هدایت هاشمی

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

هدایت هاشمی هم یکی از بازیگران سینما و تئاتر بود که با وجود بازی در فیلم های سینمایی مختلف، به شهرت خاصی دست پیدا نکرده بود و نهایتا با نقش کریم مشرفی در «چک برگشتی» سیروس مقدم برای مخاطبان تلویزیونی شناخته شد. هاشمی بعد از بازی در «چک برگشتی»، برای «پروانه» جلیل سامان و «نوشدارو» هم انتخاب شد.

احمد مهران فر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

مهران فر هم دقیقا مثل تنابنده، با وجود بازی در چند فیلم سینمایی و تله فیلم مختلف، تا قبل از ورود به «پایتخت» سیروس مقدم در نوروز 90 و ایفای نقش ارسطو، بازیگر چندان شناخته شده ای برای عامه مخاطبان نبود. در واقع می شود گفت که با حضور در این سریال، مسیر بازیگریش عوض شد. او الان در سریال «شاهگوش» داود میرباقری هم نقش دارد.

کامران تفتی

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

کامران تفتی با اینکه از سال 76 در سریال های مختلفی مثل «ولایت عشق»، «خواب و بیدار»، «حس سوم»، «پای پیاده»، «بی صدا فریاد کن»، «کارآگاهان»، «شمس العماره» و … بازی کرده بود اما اوج هنرنمایی اش را در «زیر هشت» سیروس مقدم انجام داد. در واقع با این سریال بود که توانست قدرت بازیگریش را نشان دهد.

بازیگرانی که کشف شدند

شهاب حسینی

روایت ما: شهاب حسینی با اینکه از سال 77 با اجرای برنامه هایی مثل «اکسیژن»، «رنگ صبح»، «برپا – برپا» تا حدی شناخته شده بود اما برای اولین بار در نقش یونس بهگر سریال «پلیس جوان» مشهور شد.

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

روایت کارگردان: پلیس جوان را قرار بود یک بازیگر معروف بازی کند. قرارداد هم بسته شده بود. ولی روزی که قرار بود کلید بزنیم به دلایلی نشد. شروع کردیم به دعوت از بازیگران شناخته شده سینما. یک روز وارد دفتر شدم دیدم جوانی آنجا نشسته که چهره خوبی هم دارد. بچه ها گفتند یکی از آشناهای افشین سنگ چاپ است. او را دعوت کرده تا برای «پلیس جوان» تست بدهد. همان موقع قرار بود در رخساره هم بازی کند. آنقدر هم آمدند و رفتند که داشتیم ناامید می شدیم هر کس می آمد به دلمان نمی نشست. تا اینکه گفتم ریسک می کنم. البته شهاب آن موقع مرجی بود و خیلی ها می شناختندش اما من نمی شناختم. خانم غفوری گفت از شهاب هم یک تست بگیریم. بالاخره تهیه کننده را آوردیم ودر حضور او تست گرفتیم. تهیه کننده به دلایل شخصی موافق نبود چون برادر شهیدی داشت که خیلی شبیه شهاب بود. می گفت تصور اینکه 7-6 ماه بخواهد برادرش را مدام روبرویش ببیند نابودش می کند. من هم احترام می گذاشتم اما کارم در معرض خطر بود. آمدیم کلک زدیم مریلا زارعی را آوردیم نقش مقابل او قرار دادیم و دزدکی از شهاب تست گرفتیم. گفتم اگر این شد که شهاب را می آوریم اگر نه می رویم دنبال یکی دیگر. شهاب اجرا کرد ما مبهوت مانده بودیم که عجب بچه ای! واقعا حیف بود او را اتز دست می دادیم. تست را برای شبکه فرستادم و گفتم پلیس جوان را پیدا کردم شما هم ببینید ولی به نظرم بهتر از این پیدا نمی شود. آنها هم قبول کردند و نهایتا تهیه کننده هم راضی شد.

حامد کمیلی

روایت ما: حامد کمیلی هم از آن دسته چهره هایی بود که با «پرواز در حباب» سیروس مقدم، برای مخاطبان شناخته شد و بعدها در «اغما»ی همین کارگردان به اوج شهرت رسید. البته قضیه کشف کمیلی، یک مقدار پیچیده تر از سایرین است. کمیلی قبل از «پرواز در حباب»، در سریالی به کارگردانی محمد درمنش بازی کرده بود که توقیف شد.

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

حضورش در این سریال باعث شد تا تصویر و نامش در دفاتر مختلف سینمایی پخش شود و فیلمسازان مختلف، به صورت مختصر، به او آشنایی پیدا کنند. زمانی که مقدم برای «پرواز در حباب» از او دعوت به همکاری کرد، او مشغول بازی در «به دنیا بگویید بایستد» محمدرضا آهنج بود اما نهایتا کشف این بازیگر به پای سیروس مقدم نوشته شد. چون هم «پرواز در حباب» زودتر از «به دنیا بگویید بایستد» روی آنتن رفت، هم پخش آن از شبکه سراسری باعث شد تا به نسبت سریال آهنج که از شبکه تهران پخش می شد بیشتر دیده شود.

پانته آ بهرام

روایت ما: پانته آ بهرام قبل از «مسافر»، به عنوان یکی از چهره های مطرح تئاتر، شناخته شده بود اما برای مخاطبان سینمایی و تلویزیونی، چهره آشنایی نبود. او از سال 69، فعالیتش را در حوزه تئاتر شروع کرده بود و استعدادش در حدی بود که سال 70، توانست جایزه اول بازیگری نمایش «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی را به دست آورد. بهرام در چند تئاتر دیگر هم موفقیتش را نشان داده بود و جوایز زیادی هم تا قبل از ورود به تلویزیون گرفته بود. بهرام با بازی در نقش دختر معتاد سریال «مسافر»، یکجورهایی مسیر بازیگریش تغییر کرد. بازی و گریم خوب او در نقش منیژه، تصویری جالب از اولین زن معتاد تلویزیون در ذهن مخاطبان به جا گذاشت و باعث شد از آن زمان به بعد، به عنوان یکی از بازیگران مطرح سینما کارش را ادامه دهد.

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

روایت کارگردان: عزیزی داشتم که از دوستان خیلی نزدیک خانوادگی مان بود. دخترش به ورطه اعتیاد افتاده بود و آخرش اور دوز کرد و مرد و آن خانواده دیگر هیچ وقت سرپا نشد. اتفاقا آن دختر هم سه بار رگ دستش را زده بود؛ موقعیتی که پانته آ بهرام هم در «مسافر»، دچارش شد. سعی کردم بازیگری را انتخاب کنم که به لحاظ ظاهری شباهت زیادی به آن دختر داشته باشد. پانته آ بهرام را تا آن موقع کسی نمی شناخت. البته تئاتر کار کرده بود و من خودم یک تئاتر نوجوانان از او دیده بودم. بیشتر شباهت او به آن دختر برایم مهم بود.

ستاره هایی که به تلویزیون آورد

ابوالفضل پورعرب

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

سیروس مقدم زمانی پای ابوالفضل پورعرب را به تلویزیون باز کرد که این بازیگر در اوج شهرت و محبوبیت سینمایی قرار داشت. طبیعتا راضی کردنش برای بازی در یک پروژه تلویزیونی کار خیلی سختی بود. مخصوصا اینکه آن زمان تلویزیون هم تمایل چندانی به دعوت از ستاره های سینمایی در سریال ها نداشت و حاضر نمی شد پول بیشتری برایشان خرج کند. با تمام این اوصاف اما مقدم از پس این شرایط سخت برآمد. او را به تلویزیون آورد و مقابل بازیگر ناشناخته ای مثل پانته آ بهرام قرار داد. حضور پورعرب در «مسافر»، یکی از دلایل موفقیت این سریال به حساب می آمد.

فریبرز عرب نیا

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

در اوضاع و شرایطی که فریبرز عرب نیا به خاطر بازی در فیلم های «ضیافت»، «سلطان»، «شوکران»، «طوطیا» و … در اوج شهرت سینمایی اش قرار داشت و خیلی از کارگردان های مطرح سینمایی برای دعوت از او سر پروژه هایشان چانه می زدند، سیروس مقدم سال 81 برای اولین بار با فیلم – سریال «وکیل» پای او را به تلویزیون باز کرد؛ آنهم در شرایطیکه هیچ کس فکرش را هم نمی کرد بتواند عرب نیا را در تلویزیون ببیند. عرب نیا تا قبل از پروژه الف ویژه «مختارنامه»، تنها حضور تلویزیونی اش را در همین سریال مقدم تجربه کرده بود. عرب نیا در آن سریال مقابل پانته آ بهرام قرار گرفت و موفقیت خوبی برای مقدم رقم زد.

میترا حجار

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

میترا حجار هم از آن دسته ستاره های سینمایی بود که در اوج شهرت، به وسیله سیروس مقدم به تلویزیون آمد. حجار از اواسط دهه 70، در اوج موفقیت قرار داشت و بازیگری در کارهای کارگردان هایی مطرح مثل بهرام بیضایی و مسعود کیمیایی را تجربه کرده بود. از طرف دیگر در آن دوره برای بازی در «متولد ماه مهر»، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را دریافت کرده بود و برای فیلم «سگ کشی» هم کاندیدای دریافت سیمرغ بود. طبیعتا راضی کردن این بازیگر برای اینکه در یک سریال، نقش دوم زن را در کنار مریلا زارعی و شهاب حسینی بازی کند، کار خیلی سختی بوده.

 

منبع : برترین ها

ادامه مطلب بازیگران مدیون به سیروس‌مقدم و تلویزیون! + تصاویر

وقتی کیم کارداشیان هوادارش را سورپرایز می کند + تصاویر

وقتی کیم کارداشیان هوادارش را سورپرایز می کند + تصاویر

 

وقتی کیم کارداشیان هوادارش را سورپرایز می کند + تصاویر

به گزارش فان پرس ، هنگامیکه یکی از هواداران کیم کارداشیان در صفحه شخصی این هالیوودی 31 ساله پیغام گذاشت هرگز تصور نمیکرد تا چند ساعت دیگر در کنار او روی صندلی بخش ” وی آی پی” در حال تماشای کنسرت ” کانیه وست ” باشد.

این هوادار نوجوان سیاه پوست قبل از شروع کنسرت در صفحه توئیتر ” کیم کارداشیان” نوشت : در میان جمعیت به دنبال شما بودم. و وقتی کیم کارداشیان این پیغام را دید در جواب نوشت: شماره صندلی ات را بده یک نفر را میفرستم تا بتوانی در کنار من باشی. لطفا سریع جواب بده.

و به این ترتیب این دختر سیاه پوست جوان به قسمت ” وی آی پی ” برده شد تا با کیم کارداشیان ملاقات کند. او که به همراه دوستش به جایگاه ویژه رفته بود میگوید : وقتی با دوستم به جایگاه رسیدیم کیم سریعا از جایش بلند شد و به ما خوشامد گفت و از ما به خاطر حضورمان در کنسرت تشکر کرد.

بعد از اجرای کنسرت نیز این نوجوان به همراه کیم کارداشیان به پشت سن اجرا رفت تا بتواند با کانیه وست از نزدیک ملاقات داشته باشد. او در این رابطه میگوید : هیچکدام از این صحنه ها را باور نمیکنم. این بهترین لحظات طی عمر 19 ساله ام بود.

 

 

وقتی کیم کارداشیان هوادارش را سورپرایز می کند + تصاویر

وقتی کیم کارداشیان هوادارش را سورپرایز می کند + تصاویر

 

 

وقتی کیم کارداشیان هوادارش را سورپرایز می کند + تصاویر

وقتی کیم کارداشیان هوادارش را سورپرایز می کند + تصاویر

 

 

وقتی کیم کارداشیان هوادارش را سورپرایز می کند + تصاویر

 
وقتی کیم کارداشیان هوادارش را سورپرایز می کند + تصاویر

 

منبع : پرداد

ادامه مطلب وقتی کیم کارداشیان هوادارش را سورپرایز می کند + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

به گزارش فان پرس ، شنیده میشود که ” ادل” خواننده مشهور و محبوب انگلیسی بعد از تولد فرزندش کمتر در محافل عمومی دیده میشود، اما عکاسان موفق شدند ” ادل” را به همراه همسرش در کنسرت ” لیدی گاگا” در لندن سوژه تصویری خود قرار دهند. این خواننده 25 ساله هالیوودی در حالیکه آرایش بسیار کمی داشت در کنار همسر امریکایی خود سوژه عکاسان شد.

ادل بر خلاف حضورش در مراسم و جشنواره ها آرایش بسیار کمی داشت و موهایش را به سادگی بالای سر جمع کرده بود، او لباس ساده مشکی به تن داشت و به نظر میرسید بسیار سرحال و شاد است. گفتنی است این زوج مشهور تنها میهمانان ویژه کنسرت نبودند و اشخاص دیگری چون ” اما واتسون”، “سوکی واترهوس” و ” جسی جی” نیز در این اجرای زنده حضور داشتند.

 

 

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 

 

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 

 

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 

 

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

 

بیوگرافی “ادل” : ادل لوری بلو ادکینس

( Adele Laurie Blue Adkins)

(متولد ۵ می‌۱۹۸۸) که بیشتر با لقب هنریش اَدِل شناخته می‌شود، خواننده و ترانه‌نویس انگلیسی است.

در سال ۲۰۰۸ آلبوم «۱۹» توسط آدل منتشر شد. نام این آلبوم از آن جایی که آدل آن را در سن ۱۹ سالگی‌اش ضبط کرد، ۱۹ نامیده شد. ۱۹ اولین آلبوم استودیویی آدل است. این آلبوم در سال ۲۰۱۱، با آن که هنوز ۳ سال از انتشار می‌گذشت، چهارمین آلبوم پرفروش سال ۲۰۱۱ در بریتانیا شد.

آدل در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۱ آلبوم «۲۱» را منتشر کرد، که برای ۱۸ هفته نخستین آلبوم پرفروش بریتانیا (هرگز زنی در تاریخ موسیقی بریتانیا به چنین رکوردی دست نیافته است) و ۱۳ هفته پرفروش‌ترین آلبوم ایالات متحده بود. آلبوم ۲۱ در ۲۴ کشور جهان در رتبهٔ نخست جدول آلبوم‌های پرفروش بوده و در مجموع ۱۳ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.این آلبوم با فروش ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نسخه، پرفروش‌ترین آلبوم سال ۲۰۱۱ در بریتانیا است.

شهرت جهانی وی بیشتر به دومین آلبوم استودیویی‌اش با نام «۲۱» که در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۱ منتشر شد برمی‌گردد. این آلبوم رکورد طولانی‌ترین مدت صدرنشینی در جدول پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی در بریتانیا را در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت کرد. آهنگ‌های rolling in the deep و someone like you از همین آلبوم جز مشهورترین آهنگ‌های ادل است.

 

منبع : پرداد

ادامه مطلب ادل و همسرش در کنسرت لیدی گاگا + تصاویر

حاشیه های ازدواج دو مجری مشهور تلویزیون ایران / تصاویر

 حاشیه های ازدواج دو مجری مشهور تلویزیون ایران

 

مجله خانواده سبز: نیما کرمی و زینب زارع هر دو از مجریان توانای کشور به شمار می روند. آنها با وجود اینکه 7 سال از زندگی مشترک شان را پشت سر گذاشتند و تا کمتر از یک ماه دیگر صاحب فرزندی می شوند، اما همچنان با عشق و علاقه زندگی می کنند و بر این باورند هر روز که می گذرد، عشق آنها عمیق تر می شود. با نیما کرمی یک بار دیگر خاطرات خوش دوران خواستگاری، ازدواج و ماه عسل شان را مرور کردیم. با ما همراه شوید. سوژه ای که حسابی طرفدار پیدا کرده است.

در روز خواستگاری به ما سخت نگذشت

نیما کرمی می گوید: «چون من و همسرم از قبل همدیگر را می شناختیم و پیرامون بسیاری از مسائل با یکدیگر به توافق رسیده بودیم در نتیجه در روز خواستگاری استرس چندانی نداشتیم و این مراسم به ما چندان سخت نگذشت و بیشتر جنبه معارفه خانواده ها با یکدیگر را داشت چون مادر بسیاری از زمینه ها با یکدیگر هم فکر بودیم، در نتیجه مراسم خواستگاری با خیر و خوشی گذشت و اصلا در آن از سختگیری های رایج خبر نبود.»

 حاشیه های ازدواج دو مجری مشهور تلویزیون ایران

ما مراسم عروسی نگرفتیم

کرمی می گوید: «من و همسرم هر دو تمایل چندانی برای برگزاری مراسم عروسی به شکل رایج و با تجملات نداشتیم، در ابتدا ما جشن عقد ساده ای را در منزل مان برگزار کردیم و میزبان اقوام و نزدیکان بودیم اما مراسم عروسی را برگزار نکردیم و به جای آن به «ماه عسل» رفتیم، منتهی من شش ماه بعد از ازدواج مان توفیق رفتن به به سفر مکه را پیدا کردم و به همین خاطر در یکی از رستوران های تهران، اقوام خودم و همسرم را دعوت کردم و به آنها شام دادم تا از این طریق به نوعی جبران شام عروسی را کرده باشم.»

حاشیه های ازدواج دو مجری مشهور تلویزیون ایران

با مهریه همسرم مخالفت کردم

آقای مجری می گوید: «من و همسرم قبل از اینکه مراسم خواستگاری به شکل رسمی برگزار شود در مورد مسائلی مانند مهریه و جهیزیه و برگزاری نوع مراسم عقد و عروسی با یکدیگر صحبت کردیم و به نوعی به توافق رسیده بودیم. پیشنهاد همسرم برای مهریه 14 سکه طلا بود که من با آن مخالفت کردم و پیشنهاد دادم که مهریه 110 سکه شود چرا که بر این باور بودم اگر برای من اتفاقی بیفتد این مبلغ هر چند اندک به نوعی به پشتوانه ایشان می تواند بدل شود.»

 

یک پیشنهاد درگوشی به آقایان

با وجود اینکه من و همسرم مراسم عروسی برگزار نکردیم و همسرم در کمال خانمی و متانت از این خواسته به حقش گذشت اما پیشنهاد در گوشی من به آقایان این است که یک مراسم عروسی ساده برای همسرشان حتما برگزار کنند چون خانم ها حس پوشیدن لباس عروس و سوار شدن در ماشین عروس، آداب و رسومی از این دست را دوست دارند. البته بهتر است در این مراسم دست به زیاده روی نزنیم و با برگزاری یک مراسم ساده و صمیمی و به دور از تشریفات، شب خاطره انگیزی را رقم بزنیم.»

از بابت مادرزن شانس آوردم

من در مورد خانواده همسر هیچ گارد ذهنی نداشتم و برخلاف برخی که بر این باورند خانواده همسر، هیچگاه نمی توانند جای خانواده فرد را بگیرند و همواره در حال دخالت هستند این پیش زمینه ذهنی را نداشتم، خوشبختانه این نگاه مثبتم باعث شد با خانواده ای آشنا شوم و وصلت کنم که به لحاظ اخلاقی در سطح بالایی قرار دارند. من از بابت مادرزن حسابی شانس آوردم چرا که ایشان به لحاظ اخلاقی بسیار وارسته هستند.»

دو سال ابتدایی زندگی مشترک سخت است

خوشبختانه با وجود اینکه سال ها از زندگی مشترک ما می گذرد، اما رابطه میان ما، نه تنها سردتر نشده است و دلزدگی در آن به وجود نیامده بلکه خدا رو شکر، عشق و عتلاقه میان ما به مراتب بیشتر شده است. فراموش نکنید در ابتدای زندگی مشترک چون زن و شوهر از دو فرهنگ متفاوت کنار هم قرار می گیرند در نتیجه به لحاظ اخلاقی ممکن است با یکدیگر تفاوت هایی را داشته باشند که این تفاوت ها گاه باعث ایجاد اختلاف میان آنها می شود که البته اتگر این مدت را بتوانند با درایت پشت سر بگذارند، بی شک زندگی شان شیرین تر می شود، در مورد ما هم این موضوع وجود داشت، من و همسرم در ابتدای زندگی بر سر مسائلی ممکن بود، دچار اختلاف نظر شویم اما رفته رفته وقتی با خصوصیات اخلاقی هم آشنا شدیم، توانستیم این اختلاف نظرها را به حداقل برسانیم.

به زودی صاحب فرزند می شویم

اگر خدا بخواهد تا کمتر از یک ماه دیگر صاحب فرزند می شویم، شکی ندارم که حضور او به زندگی ما گرمای خاصی می بخشد و باعث شیرینی زندگی ما می شود.

حاشیه های ازدواج دو مجری مشهور تلویزیون ایران

نقش نامزدی در ازدواج

به نظرم، نباید از کنار نقش نامزدی در ازدواج گذشت، این دوره نقش زیادی در آشنایی زوجین با یکدیگر دارد، به همین خاطر من معتقدم، از این دوران، دختر و پسرها باید بهترین استفاده را ببرند، البته بر این باورم که دوران عقد، نباید بیشتر از 6 ماه به طول بینجامد، چون ممکن است دچار مشکل شود. چرا که در این دوران، زوج ها با فرهنگ های مختلف به خانه همدیگر می روند و ممکن است در این میان، حرف هایی را بشنوند و یا رفتاری ببینند که موجب دلخوری شود اما اگر زودتر زیر یک سقف بروند مشکلاتشان به حداقل می رسد.

حکایت آشنایی ما دو نفر

حدود هفت سال قبل با همسرم «زینب زارع» که از مجریان توانای کشور به حساب می آیند در رادیو آشنا شدم، وقتی با ایشان برخورد کردم، جدا از ظاهرشان، از نوع برخورد و فعالیت اجتماعی ایشان خوشم آمد، چرا که با وجود رعایت حریم ها، رفتار تحسین برانگیزی را در جمع داشتند، قبل از آشنایی با همسرم تمایل چندانی نداشتم که همسرم با من همکار باشد اما پس از آشنایی با ایشان، نظرم تغییر کرد و به این نتیجه رسیدیم که ایشان گزینه مناسبی به شمار می روند.

ادامه مطلب حاشیه های ازدواج دو مجری مشهور تلویزیون ایران / تصاویر

عکس : بازیگر مطرح سینمای جهان درگذشت

الینور پارکر

 

الینور پارکر بازیگر آمریکایی که بیش از همه برای بازی در فیلم موزیکال «آوای موسیقی» شهرت داشت، از دنیا رفت.

 

پارکر دوشنبه صبح بر اثر عوارض ناشی از ذات الریه در یک مرکز پزشکی در نزدیکی پالم اسپرینگز در کالیفرنیا درگذشت. او 91 ساله بود.

الینور پارکر بیش از همه برای بازی در نقش بارونس، دوست کاپیتان فون تراپ در فیلم «آوای موسیقی» («اشک‌ها و لبخندها») (1966) شهرت داشت.

او در دهه 1950 سه بار نامزد اسکار بهترین بازیگر زن شد: در 1951 برای فیلم «محبوس در قفس» که در آن نقش یک بیوه‌ جوان ساده و بی‌تکلف را بازی کرد، در 1952 برای «داستان کارآگاه» به کارگردانی ویلیام وایلر که در آن به نقش همسر یک کارآگاه پلیس بی‌رحم (کرک داگلاس) مقابل دوربین رفت و در 1956 برای بازی در فیلم زندگی‌نامه‌ای «نوای گسسته» که در آن به نقش مارجوری لارنس ستاره اپرا ظاهر شد.

 

الینور پارکر

پارکر به شکلی قابل توجه در نقش‌های متفاوت ظاهر می‌شد که آشکارا خواسته خود او بود.

او یک‌بار گفت: «وقتی در جایی من را می‌شناسند، معنی‌اش این است که شخصیت‌پردازی‌های من در دنیای سینما باعث نشده الینور پارکر به عنوان یک فرد، پنهان بماند. ترجیح می‌دهم جور دیگری باشد.»

پارکر متولد 26 ژوئن 1922 در سیدارویل در اوهایو بود. او در 15 سالگی وارد «رایس سامر تیه‌تر» شد.

پارکر پس از پایان دوران دبیرستان در کلیولند به کالیفرنیا رفت و در تماشاخانه پاسادنا مشغول تحصیل شد. او سال 1940 حاضر نشد به پیشنهاد شرکت‌های فاکس قرن بیستم و برادران وارنر، برای بازی در فیلم تست بازیگری بدهد، اما یک سال بعد با برادران وارنر تماس گرفت و دو روز پس از تست بازیگری برای حضور در یک فیلم قرارداد امضاء کرد.

او اولین بار سال 1941 در فیلم «آنان چکمه به پا مردند» به کارگردانی رائول والش مقابل دوربین رفت، اما صحنه‌های او از فیلم حذف شد. اولین فیلم به نمایش درآمده از پارکر «Busses Roar» بود که سال 1942 روی پرده رفت.

پارکر یک سال بعد برای بازی در یک فیلم بزرگ استودیویی قرارداد امضاء کرد: فیلم «ماموریت در مسکو» (مایکل کورتیز، 1943) که در آن به نقش دختر والتر هیوستن ظاهر شد. هیوستن در فیلم نقش سفیر آمریکا در اتحاد جماهیر شوروی را بازی کرد.

پارکر پس از آن همچنان در فیلم‌های درجه ب ظاهر شد، اما توانست در رمانس فراطبیعی «میان دو دنیا» (1944) و فیلم جنگی «غرور تفنگداران دریایی» (1945) با جان گارفیلد همبازی شود. «درباره اسارت بشری» (1946) یکی دیگر از فیلم‌های او در این مقطع است.

او بعدا با ارول فلین در دو فیلم «هرگز نگو خداحافظ» (1946) و «هرگز از من فرار نکن» (1947) همبازی شد و بعد در فیلم معمایی و گوتیک «زن سفیدپوش» (1948) بازی کرد.

پارکر در 1950 در «آذرخش پی در ‌پی» یکی از فیلم‌های کمتر شناخته‌شده همفری بوگارت نقش‌آفرینی کرد.

او در دهه 1950 بجز سه فیلمی که به خاطر آن‌ها نامزد اسکار شد، در چند فیلم مهم از جمله اکشن تاریخی «اسکاراموش» با بازی استیوارت گرنجر، وسترن «فرار از قلعه براوو» با بازی ویلیام هولدن، فیلم ماجرایی «جنگل عریان» با بازی چارلتن هستن، فیلم با موضوع مصر «دره شاهان» با بازی رابرت تیلور و «مرد بازوطلایی» به کارگردانی اوتو پرمینجر با بازی فرانک سیناترا، بازی کرد.

پارکر در فیلم درجه ب و کمتردیده‌شده «لیزی» (1957) حضوری تماشایی داشت، فیلمی که مانند «سه چهره ایو» – که همان سال اکران شد – درباره زنی مبتلا به اختلال شخصیت چندگانه است. 
او در دهه 1960 فیلم‌های کمتری روی پرده داشت. بجز «آوای موسیقی» از دیگر فیلم‌های او در این مقطع می‌توان به «اسکار» و فیلم ایتالیایی «ببر و گربه» اشاره کرد.

پارکر از اواخر دهه 1960 و در کل دهه 1970 در آثار تلویزیونی مختلف ایفای نقش کرد. هرچند قبل از این و در 1963 برای بازی در سریال روان‌شناختی «ساعت یازدهم» تولید ان‌بی‌سی نامزد جایزه امی هم شده بود.

او همچنین در تعداد زیادی فیلم تلویزیونی از جمله «شاید بهار به خانه بیایم» با بازی سالی فیلد و نسخه تلویزیونی «حدس بزن چه کسی برای شام می‌آید» مقابل دوربین رفت.

او آخرین بار سال 1991 در فیلم تلویزیونی «Dead on the Money» بازی کرد.
منبع: خبرآنلاین

ادامه مطلب عکس : بازیگر مطرح سینمای جهان درگذشت

ویکتوریا آدامز همسر بکهام

بکهام و همسرش ویکتوریا آدامز

 

فان پرس ارائه می دهد:

در این مجله بکهام عکس های خانوادگی از آلبوم خانوادگی خود و همچنین نقاشی هایی از فرزندانش بروکلین 14 ساله ، رومو 11 ساله ، کروز 8 ساله ، هارپر 2 ساله را منتشر کرد.

شاید ویکتوریا و دیوید بکهام به نظر زوج های بی نقصی باشند اما باید بدانیم که آنها نیز مانند هر فرد دیگری دارای مشکلات مربوط به خود هستند. بکهام و همسرش این طراح مد و عضو سابق گروه Spi-ce Girl  نگاهی اجمالی از زندگی خودشان و چهار فرزندشان را در مصاحبه با مجله فرانس وگو در میان گذاشتند. این مرد انگلیسی ۳۹ ساله می گوید ما فراز و نشیب های زیادی در زندگی خود داشتیم ولی ما همواره به یکدیگر افتخار می کنیم. این دو زوج در از سال ۱۹۹۹ با یکدیگر ازدواج کردند و عکسی که از این دو روی مجله نیز آورده شده نشان دهنده نزدیکی و احساس عمیق آنها به یکدیگر است. در این تصویر آنها صورت به صورت تنها چند سانتی متر از هم فاصله دارند عکاسی شده اند.

در این مجله بکهام عکس های خانوادگی از آلبوم خانوادگی خود و همچنین نقاشی هایی از فرزندانش بروکلین ۱۴ ساله ، رومو ۱۱ ساله ، کروز ۸ ساله ، هارپر ۲ ساله را منتشر کرد. همچنین ویکتوریا در خصوص تعطیلات کریسمس سال پیش و اتفاقات آن صحبت کرد. بکهام در مورد همسرش می گوید: او بسیار شوخ طبع ، مهربان و فروتن است در عین حال بطور همزمان جاه طلب است او یک کمال گراست و در مورد کار خود بسیار پرشور است. البته کار تنها چیزی نیست که او در موردش پرشور است بلکه خانواده نیز برای او مهم است . ویکتوریا نیز گفت: من واقعا خوشحالم و از مادر بودن لذت میبرم. من بچه هایم را دوست دارم  و همه چیز را برای آنها می خواهم.

ادامه مطلب ویکتوریا آدامز همسر بکهام

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

 

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

فان پرس ارائه می دهد:

با نزدیک شدن به اواخر سال ۲۰۱۳ میلادی، کم کم لیست های سینمایی و هنری، منتشر می شوند. از لیست بهترین فیلم های سال گرفته، تا لیست ازدواج ها و جدایی های سال ۲۰۱۳! در این بخش، گزارشی از ازدواج های مهم ستارگان دنیا در سال ۲۰۱۳ میلادی، پیش روی شماست.

جنیفر لاو هویت و برایان هلیسای، که هر دو بیشتر در سریال های تلویزیونی، بازی می کنند، در نوامبر امسال با هم ازدواج کردند.

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

کریستینا ریچی که شاید او را با فیلم اسلیپی هالو، به یاد بیاورید، به تازگی با جیمز هیردگان، که در بخش فیلمبرداری سینما، فعال است، ازدواج کرده است.

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

کلی کلارکسون که از برنامه استعدادیابی امریکن ایدول، به شهرت رسید، امسال با برندون بلک استوک، پسر مدیر برنامه هایش، در تنسی امریکا ازدواج کرد.

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

کرستین بیل که بیشتر او را با نقش هایش در کمدی- رمانتیک ها می شناسید، با دکس شپارد، بازیگر و کمدین، در آبان امسال پیوند زناشویی بستند.

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

مهم‌ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + تصاویر

جانی لیجند، بازیگر، خواننده و ترانه سرا هم امسال، به جمع متاهلین پیوست.

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

کیت بسورت بازیگر و مایکل پولیش کارگردان هم، سال ۲۰۱۳ را برای ازدواج انتخاب کردند.

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

کایرا نایتلی، بازیگر با استعداد و مشهور سینما ، با موزیسینی انگلیسی ازدواج کرد.

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

آرون پال، بازیگر سریال برکینگ بد نیز، امسال داماد شد.

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

 

ادامه مطلب معروف ترین ازدواج های ستارگان در سال 2013 + عکس

محبوب ترین چهره های سرشناس 2013 در دنیای مجازی

محبوب ترین چهره های سرشناس 2013 در دنیای مجازی

 

محبوب ترین چهره های سرشناس 2013 در دنیای مجازی

فان پرس تقدیم می کند:

چه نامی از دنیای چهره‌های سرشناس، بیشترین کنجکاوی را در میان کاربران موتورهای جست‌وجوی فضای مجازی برانگیخته است؟

این جاست که نفوذ بیشتر موسیقی نسبت به سینما به چشم می آید. موتور جست‌وجوی بینگ روز دوشنبه فهرست چهره‌های سرشناسی را اعلام کرد که بیشترین جست و جو را در سال ۲۰۱۳ داشته‌اند.

نخستین فرد این فهرست خواننده سیاه‌پوست آمریکایی بیانسه نولز است و نفر دوم چهره سرشناس ریالیتی‌شوهای تلویزیون کیم کارداشیان است .

 

 

محبوب ترین چهره های سرشناس 2013 در دنیای مجازی

محبوب ترین چهره های سرشناس 2013 در دنیای مجازی

 

ریحانا (خواننده) تیلور سوئیفت (خواننده سبک کانتری)، مدونا (خواننده) در رده‌های بعدی قرار دارند.

 

 

قضیه جالب این این آمار این است که رییس جمهور آمریکا “باراک اوباما” نفر دهم این فهرست است.

فهرست کامل با حفظ رده بندی از این قرار است :

۱- بیانسه نولز

۲- کیم کارداشیان

۳- ریحانا

۴- تیلور سویفت

۵- مدونا

۶- جاستین بیبر

۷- نیکی می ناج

۸- آماندا باینز

۹- میلی سایرس

۱۰- باراک اوباما

منبع : کافه سینما

ادامه مطلب محبوب ترین چهره های سرشناس 2013 در دنیای مجازی

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

 

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

نا گفته های خواندنی بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

پشت میزی قهوه‌ای رنگ نشسته بود، قهوه‌ای تیره.خسته بود، خسته، که حکایت از آفیش کاری شبانه داشت، ولی لبخند را فراموش نمی‌کرد. چشمانش را بست، باز کرد و درست در یک لحظه آن آدم خسته به مردی آماده گفت‌و‌گو مبدل شد که انگار نه انگار ساعت‌ها کار را پشت سرگذاشته است و گفت: «ترجیح می‌دهم به جای صحبت کردن صرف، حول و حوش سینما، گپی در فضای جامعه شناسی ولی مرتبط با حال و هوای جوان‌ها داشته باشیم.

نگاهی به جوان‌های کشور که در این چند سال به دلایل مختلف این کشور را ترک کردند، رفتند، بعضی ماندند و بعضی بازگشتند یا درحال بازگشتند…با توجه به این‌که من نیز به دلایلی راهی رفتن از دیار شدم ،غربت نشین شدم، هر روز گام‌هایم می‌گفت که برگرد ولی نمی‌شد!، فضا نبود، شاید نفس نبود! نفس برای تنفس در فضای هنر دیوارها افسرده ات می‌کرد…

ولی به محض دیدن یک روزنه، یک نشانه امید، بی‌درنگ بازگشتم چون تصورم این است که شرایط به صورتی هست که بشود در وطن بود نه در غربت…»

 

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

شرایط این روزها هست؟

شرایط! (کمی مکث) بهتر است بگویم امیدواری هست و این امیدواری بذر اصلی است.

شما تمایل به سخن گفتن در این فضا دارید و من یک پیشنهاد، پیشنهادی که با این نظر و خواست این‌گونه گفت‌و‌گو به اینجا، به دفتر کار شما آمدم تا گپی نه چندان جدی اما جدی!داشته باشیم، پیشنهادم را بگویم شاید مقبول بود و مسیر همان گونه که هر دو تمایل به صحبت داریم طی شد؟

بفرمایید.

من آمده بودم که با هنرمندی صحبت کنم هم نسل خود، تقریباً همسن و سال هم، آمده بودم تا گپی بزنم در دنیای حرفه‌ای و غیر حرفه‌ای با «بهرام رادان»، بازیگری که تواناست و قدرت خلاقیت خود را در آثارش به رخ کشانده.می‌خواستم تصور کنید این گفتمان یک گپ اتفاقی است، دو مسافر یک قطار، دو هم نسل از یک کشور، اتفاقی پشت میز کافه ترن، رو به روی هم قرار ‌گرفته‌ایم، مسیری در مقابل است و زمانی در اختیار، فضای گپی حین نوشیدن چای پشت یک میز قهوه‌ای تیره با یک هم نسل که شما را می‌شناسد، شناختی برگرفته از پرده سینما، صحبتی یک ساعته در مسیری در حال حرکت و گفتن از کودکی، نوجوانی، جوانی، روزهایی که گذشت، روزهایی که پیش رو است،سینما، هنر، رفتن از ایران و حالا بازگشتن…

باشه. این هم می‌شود همان گفت‌و‌گوی غیر یک سویه که من نیز خواستار بودم، پس چای را بنوشید…

از خودتان بگویید ولی نه آنقدر کلیشه‌ای که از شما خوانده و شنیده‌ایم، چه شد هنر شد حرفه شما و از میان این همه شاخه‌های این فضا، هنر تصویر، انتخاب «بهرام رادان» شد؟ شاید اولین قدم برای حضور در این عرصه را خودتان برنداشتید و آنچنان که گفته شده است و شنیده‌ایم <تقدیر> شما را به این وادی کشاند ولی گام‌های بعدی هدف شما بود و انتخاب شما، چرا ماندن در سینما و بازیگری؟

من دراین دنیا افتادم. همه چیز ابتدا برایم شوخی بود، ولی کم کم همین شوخی برایم جدی شد، انتخاب کردم در فضای بازیگری بمانم و تازه آن زمان بود که رفتم برای آموختن علم و تکنیک این حرفه.

 

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

گفتید افتادید دراین فضا؟ چه شد؟ چه کسی یا چه ماجرایی باعث شد؟

سربازی را تمام کرده بودم، دانشگاه تازه قبول شده بودم.

رشته مدیریت بازرگانی؟

بله، روزهای آخر سربازی بود، یک نفر در یک جایی در یک مکانی این جرقه را در من به وجود آورد.

چقدر مجهول! کمی از این یک نفر و یک جا و مکان بگویید.

بشدت مجهول است،جزو رازهای زندگیم است که بعدها از آن خواهم گفت.

حالا چرا بعدها! چرا الان نه؟

(خنده) شنیدید اسناد سازمان‌های «سیا» و «‌ام آی سیکس» را می‌خواهند فاش کنند می‌گویند 35 سال بعد رازهای این ماجرا یا آن ماجرا را خواهیم گفت، این هم در حد «‌ام آی سیکس» است.

اصلاً حالا از این ماجرا بگذریم.

داشتم می‌گفتم، خلاصه یک نفر وقتی 19 سالم بود مرا دید و گفت:«چقدر به تو می‌خورد بازیگر شوی» من این جمله را آن زمان تنها شنیدم و از کنارش گذشتم. ظهر همان روز سر میز ناهار به مادر و پدرم گفتم: «یک بنده خدایی امروز به من گفت به تو چقدر می‌آید که هنرپیشه شوی»

این آدم که انگار سرنوشت شما را با این یک جمله‌اش رقم زد از قبل می‌شناختید؟

نه ناشناس بود. برای کاری به یک اداره‌ای رفته بودم و او در آنجا مرا دید و این جمله را گفت.

خلاصه زمان گذشت و باز اتفاقی از روی یک آگهی روزنامه زنگ زدم به کلاس بازیگری که این تماس هم برای خود قصه‌ای دارد.

 

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

چقدر این تماس با کلاس بازیگری با جرقه اولی که آن فرد ناشناس زده بود فاصله زمانی داشت؟

یک ماه و نیم.

تازه این تماس تلفنی با کلاس بازیگری هم اتفاقی بود. در نیازمندی‌های روزنامه دنبال چیزی بودم، زنگ زدم به محلی که می‌خواستم وسیله مورد نظر خود را خریداری کنم ولی تلفنشان اشغال بود، منتظر بودم تلفن‌شان آزاد شود که چشمم افتاد به آگهی یک آموزشگاه بازیگری، و یک دفعه دستم روی دکمه‌های تلفن شروع به حرکت کرد،منشی آموزشگاه که تلفن را برداشت گفتم: «درسته که همه فکر می‌کنند هر فردی می‌رود آموزشگاه بازیگری، هنرپیشه می‌شود؟» طرف برگشت گفت:«شما اصلاً از صدات معلومه بازیگری!» گفتم «راست می‌گی؟» گفت« آره بابا…» خلاصه با چرب زبانی ترغیبم کرد در کلاس بازیگری اسم نویسی کنم و همین شد که رفتم و شاگرد آن آموزشگاه شدم.

چه زمانی بود، یعنی یادتان هست چه فصلی بود؟

همین موقع‌ها بود، پائیز بود، اواسط مهرماه سال 1378

چه سریع بازیگر شدید چون اولین فیلم خود را در همان سال بازی کردید؟

بله، واقعاً، اتفاقاً عید قربان هم که همین چند روز پیش بود. ما آن سال روز عید قربان فیلم را کلید زدیم.

رفتم کلاس بازیگری، چند روز بیشتر نگذشته بود من و چند نفر دیگر را بردند در یک اتاق شیشه‌ای تا چند مرد که آمده بودند برای انتخاب بازیگر ما را دیده و انتخاب کنند.

چرا این شکلی؟! مثل زندانی‌ها که پشت شیشه می‌ایستند تا انتخاب شوند!

نه! نه! مثل این خانه قدیمی‌ها بود که بالکن بزرگ دارند با پرده‌های بلند، آن روز پرده اتاق کلاس را کنار زده بودند و آن افراد از پشت شیشه ما را نگاه می‌کردند، سه نفر از ما را در نهایت با انگشت نشان دادند که معنای انتخابمان را داشت. بعد رفتیم اتاق روابط عمومی، آنجا بود که متوجه شدیم آقایانی که ما را انتخاب کردند از یک پروژه فیلمسازی آمده‌اند و ما پسندیده شدیم و برای تست بازیگری در آن پروژه معرفی شدیم.

یادم می‌آید گوشه یک روزنامه، آدرس محل تست، در میدان انقلاب حوالی خیابان ابوریحان بیرونی، دفتر(شکوفا فیلم) را نوشتم. همراه یکی از دوستانم فردای آن روز برای تست رفتیم.

تا آن زمان چند جلسه کلاس بازیگری رفته بودید؟

5 یا 6 روز کلاس رفته بودم، تکنیک خاصی هم تا آن زمان یاد نگرفته بودم،خلاصه ما رفتیم برای تست، در دفتر (شکوفا فیلم) نشسته بودیم، هیچ کسی هم ما را تحویل نمی‌گرفت، همین طور نشستیم و عقربه‌های ساعت هم جلو می‌رفت، یهو یک نفر از داخل یکی از اتاق‌ها بیرون آمد و گفت:«اینجا چیکار می‌کنید؟» گفتم:« به من گفتند برای تست بازیگری اینجا بیایم»گفت:«کی هستی شما؟» گفتم:«اسمم بهرام رادان است».

چند دقیقه بعد صدایم کردند داخل اتاق، چند مرد نشسته بودند،پشت سر هم سؤال می‌کردند از سن و سال، کار و تحصیل و… پرسیدند، من هم مثل بچه مظلوم‌ها روی صندلی نشسته بودم و به سؤالات جواب می‌دادم در نهایت هم گفتند: «برو»

چند روز بعد با من تماس گرفتند و باز به آن دفتر رفتم و این پروسه رفت و آمد و گفت‌و‌گو چند مرتبه تکرار شد تا این‌که سه روز قبل از فیلمبرداری به من گفتند شما برای این فیلم انتخاب شدید!

نمی دانستم نقشم درفیلم چیست. یک فیلمنامه دستم دادند، هرچه فیلمنامه را می‌خواندم می‌دیدم بیشترین نقش و دیالوگ مرد اول فیلم متعلق به نقشی است که گفتند من باید بازی کنم تازه متوجه شدم نه تنها بازیگر یک فیلم شده‌ام که نقش اول فیلم هم هستم، از آن زمان قصه سینماى من شروع شد.

بعد از آن فیلم، قرارداد فیلم ساقی را بستم، بعد فیلم آبی را قرارداد بستم که البته آبی قبل از ساقی ساخته شد. بعد آواز قو،…

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

و اما جرقه اولی که مرا سوق داد برای یادگیری و آموختن بازیگری به زمانی برمی‌گردد که «زرشک زرین» را به فیلم «شورعشق» دادند، فیلمی که من یکی از بازیگران آن بودم، ولی نمی‌دانم چرا همه تصورشان این بود که این «زرشک زرین» به من داده شده است!

اینقدر دوست و آشنا بهم گفتند:«آقا زرشک گرفتی» که موجب شد یک تصمیم جدی بگیرم، به جای افسرده شدن برای یادگیری ترغیب شوم، رفتم و آموختم و هنوز هم می‌آموزم.

خیلی‌ها می‌گویند سینمای ما استار ندارد ولی خیلی‌ها نیز برعکس معتقدند که استار هست، شما نظرتان در مورد استار در سینما و آیا در ایران هست یا نه چیست؟

اول این‌که آن افرادی که می‌گویند در ایران استار نداریم آنقدرها هم بیراه نمی‌گویند، اما بهتر است بگوییم ما استارهایمان مختص ایران و در حد و اندازه آن است.سیستم استار بودن در ایران با کشورهای دیگر فرق دارد، قدرتی که ستاره‌های هنر سینما در دنیای حرفه‌ای خود دارند با قدرت هنرمندان کشور ما متفاوت است، منظورم توان هنری هنرمندانه نیست، بلکه توجه و اجازه رشدی است که به آن‌ها داده می‌شود.ولی به این معنا نیست که آن‌ها ستاره یا استار دارند ولی ما نداریم، تفاوت مثل سمند با مرسدس بنز است،با توجه به این‌که ما توان و خلاقیت و علم مرسدس بنز ساختن را هم داریم ولی امکانات نداریم.

بازیگری و خلاقیت بازیگر چه ربطی به امکانات دارد؟

الان به شما می‌گویم، اولین چیزی که بازیگری نیاز دارد این است که بپذیرند که ستاره داشته باشیم. البته بازیگری با ستاره بودن دو مقوله جدا هستند، ستاره ممکن است بازیگری نباشد و بازیگر نیز امکان دارد ستاره نباشد.

در مدل جهانی، این فضا نیز کم پیدا می‌شود، بازیگر ستاره‌هایی که هم بتوانند بازی کنند و هم ستاره باشند.

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

زمان دریافت سیمرغ دوم از جشنواره فجر وقتی داشتند نام برترین بازیگر نقش اول مرد را می‌خواندند قبل از بردن نام فرد برگزیده همه سالن یک صدا می‌گفتند «بهرام رادان»،شکی نبود که بر سن می‌روید از آن روز و حال و حسش بگویید؟

مطمئن بودم که نامم برده می‌شود و البته خیلی خیلی ناراحت بودم که بازی خوب بچه‌های دیگر فیلم سنتوری که بخاطر آن سیمرغ می‌گرفتم دیده نشده بود.

سنتوری عالی بود…

گریم فوق العاده‌ای در سنتوری داشتم، گریم چهره‌ام در صحنه‌های اعتیاد عالی بود، با این‌که گریمورمان جوان بود ولی بهترین کاری که می‌شد برای آن کاراکتر طراحی و اجرا کرد، صدا و تصویر فیلم هم عالى بود.

البته گریم با بازی شما خیلی هماهنگ بود…

تأکید من هم براین است که همه این عوامل در کنار بازیگری دیگر هنرپیشگان دست در دست هم یک فیلم را تشکیل می‌دهد و اگر یک فیلم می‌درخشد به خاطر پیوند محکم و چیدمان درست است،هرچند قصه سنتوری شاید آنقدرها هم تازه نبود ولی کارگردانی‌اش هوشمندانه بود.

حالا بد نیست برگردیم به بچگی هایتان به آن روزها که گفتید خیلی بازیگوش بودید و هیجان نفس زندگی تان بود،از آن روزها که انگار این جنون آنی که از آن می‌گویید راز موفقیت و ویژگی بازیگری‌هایتان شده است…

بچه کوچک خانواده بودم که از دیوار بالا رفتن کمترین بازیگوشیم بود. آن روزها عاشق این بودم که خرابه‌ها را آتش بزنم.

چرا خرابه‌ها را آتش می‌زدید؟

احساس قدرت می‌کردم. آتش برافراشته که می‌شد،دیده می‌شد و من این دیده‌ شدن را دوست داشتم.

شاید اگر نگاه روانشناسی به ماجرا داشته باشیم دوست داشتی دیده شوید…

بله! دیده شدن کارم برایم جذاب بود، سرگروه پسر بچه‌های محل بودم، همه می‌آمدندو با هم خرابه‌ها را آتش می‌زدیم و فرار می‌کردیم.

نه! (با تأکید) فرار می‌کردم، فقط می‌شنیدم، صدای آدم‌هایی که آب می‌برند تا آتشی که برافراشته بودیم را خاموش کنند.حس می‌کردم در آن لحظه یک اثری برزمان گذاشته ام. نمی‌دانم، الان که دارم این توضیحات را می‌گویم درست همین لحظه دارم به این جواب‌ها فکر می‌کنم و تا امروز فکر نکرده بودم که چرا من خرابه‌ها را آتش می‌زدم.

 شاید برای این‌که به گفته خودت یک اثر برجا بگذاری،آن زمان با آتش زدن خرابه‌ها اثر ایجاد می‌شد و بعد این مسیر طی شد و از 19 سالگی به جایی رسیدید که با نفش آفرینی اثر‌گذار باشید، شاید آن آتش افروزی‌ها شروع حرکت در مسیر تکاملی رسیدن به ستاره شدن بود…

خب آره.

این سؤال پاسخش این نبود که تأیید یا تکذیب کنید (خنده)

شاید هم زمان داشتم فکر می‌کردم که بله خوب این هم هست، چون همیشه به گونه‌ای لیدر بودم. در بچگی گروه تشکیل می‌دادم،درمدرسه اغلب مبصر بودم، سربازی که رفتم گفتند چه کسی خطش خوب است گفتم:«من» و شدم منشی فرمانده…

از 19 سالگی آنقدر دیده شده‌اید آن هم در ابعاد زیاد. در وسعت پرده سینمای جهان هنوز هم دوست دارید دیده شوید؟

دوست دارم یک جاهای جدیدتری دیده شوم.

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

یعنی کجا دیده شوید؟

منظورم از جاهای جدیدتر در موقعیت‌های جدید‌تر است. همیشه به آن نمایش موزیکال ذهنی خودم فکر می‌کنم.

چرا تئائر نه؟

تئاتر هم بله. ولی هنوز هیچ نمایشنامه‌ای جرقه‌ای برای حضور در فضای تئاتر برایم ایجاد نکرده است.

شما با اکران پل چوبی از سفر غربت به وطن بازگشتید، فیلمی که سه سال اکرانش متوقف بود، فیلمی که گذشته را به آینده وصل می‌کرد و شما هم با پل چوبی از دیار دور به وطن بازگشتیداز بازی در پل چوبی بگویید.

در پل چوبی اصلاً بازی حرف اول را نمی‌زد، من با تأکید می‌گویم که بازی نکردنم در پل چوبی به قصد بود.نمی خواستم تماشاگر بازی مرا ببیند می‌خواستم حرفم را بشنود.امیر، کارآکتر امیر را دوست داشتم، امیر نماد کامل یک مرد ایرانی است، یک مرد ایرانی با تمام شک هایش، باتمام عشق دیوانه وار خود…امیر از آن کارآکترهایی است که همیشه دوستش خواهم داشت .

دیالوگ در انتخاب یک فیلمنامه چقدر برایتان مهم است؟

خیلی مهم است. هرچقدر پیچ و مهره دیالوگ‌ها محکم‌تر باشد برای من فیلم دوست داشتنی‌تر است.البته زمانی نیز انتخاب‌ها برگرفته از شرایط است. مثلاً بعد از بازگشتم به ایران در شهریور ماه امسال تنها می‌خواستم دریک فیلم حضور پیدا کنم، زیرا آنقدر «بی‌خودی گویان»گفته بودند که دیگر بازی نمی‌کند، دیگر نمی‌تواند بازی کند، اصلاً به ایران باز نمی‌گردد… که برگشتم که بگویم بازی می‌کنم، نرفته‌ام که بمانم و…

بعضی موقع شرایط بر علایق حاکم می‌شود.

به محض بازگشت به ایران،همان شب رفتم سر ضبط یک فیلم، فیلم شاید برای حضور در آن، انتخاب برگرفته از یک فکر دقیق و همه جانبه به اثر نبود تنها می‌خواستم به سینما بازگردم و بگویم که برگشتم و قرار نبود بروم و بمانم.

چرا برگشتید؟ اصلاً چرا رفتید؟

باید می‌رفتم، همیشه دوست داشتم مدتی زندگی در غربت را تجربه کنم.به نظرم مردی که غربت را در هیچ کجای زندگیش تجربه نکرده باشد، چند تکه از پازل مردانه‌اش کم است.

غربت یعنی چی؟ چه چیزی به شخصیت شما در زاویه مثبت اضافه می‌کند؟

با آدم ناآشنا زندگی می‌کنی، دوراز مادر و پدر…استخوان هایت سفت می‌شود. زندگی در غربت سخت است، غربت سخت است، 5،6 ماه که از رفتن و غربت نشین شدن می‌گذرد تازه سختی هایش خودنمایی می‌کند، بعد از این زمان تازه متوجه می‌شوی که افسردگی داره میاد.

همین الان از در خانه‌تان خارج شوید همه شما را می‌شناسند، باید با ده‌ها نفر سلام واحوالپرسی کنید، ولی در غربت شناس نیستید، ناشناسید،از دنیاى چهره بودن در حد یک ستاره ورفتن به دنیای دیگر و در فضای آدم عادی به روزهای قبل از 19 سالگی که چهره نبودید، تجربه قرار گرفتن دراین فضا…

خوبه حس خوبیه. معتقدم باید سختی کشید تا چیزی را به دست آورد و برای پیدا کردن آن شخصیت، برای این‌که باور کنم همه دنیا همین چهاردیواری محدود من نیست، باید می‌رفتم، باید می‌رفتم و غربت را تجربه می‌کردم، رفتید، الان چه داشته‌هایی ازاین زندگی در غربت همراه زندگی شما شده است؟

فکر می‌کردم، جدا از درسی که در غربت خواندم، آن فضا به نوبه خود برای من یک دانشگاه زندگی بود، بخصوص در کشوری که آدم‌هایی با چند فرهنگ زندگی می‌کنند. زندگی کردن در کنار آن‌ها و دقیق نگاه کردن به فرهنگ‌های مختلف و آدم‌های گوناگون که در یک فضا کنار هم جمع شده‌اند و همزیستی آرامی را با هم دارند. آنجا چگونه با هر فردی رفتار کردن را می‌آموزی.

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

رفته بودید که دیگر برنگردید؟

نه! رفتم زندگی در غربت را تجربه کنم.از اولین روزی که رفتم گفتم: « امروز می‌روم و سال دیگر شهریور ماه بازمی گردم و برگشتم. »

حال اگر به گفته خودتان رفته بودید که شهریور امسال بازگردید اما تغییراتی در شرایط کشور ایجاد نمی‌شد و یا از زاویه‌ای دیگر تغییراتی هم که ایجاد می‌شد دلخواه شما نبود باز بر می‌گشتید؟

(خنده) خوب اگر شرایط مناسب نبود این شرایط بود که بر تصمیم من سایه می‌انداخت و آن زمان مثل این روزها که تنها یک امید و روزنه به بهتر شدن مرا به وطن بازگرداند برنمی گشتم.

بد نیست کمی از قبل از این یک سال نبودنتان بگویید، چه شد که گذشته از خواستن تجربه غربت تصمیم به رفتن گرفتید؟

جامعه روز به روز وضعیت سخت‌تری را تحمل می‌کرد، . فضای بی‌اعتمادی در جامعه ایجاد شده بود، این فضای بی‌اعتمادی خرد و ریز و آهسته به کل اجتماع تسری داده شد، تا جایی که آن ماه‌های آخری که ایران بودم جامعه کاملاً یک جامعه خاکستری بود. آنقدر خاکستری که احتیاج به دود نداشت، وقتی در خیابان قدم می‌زدی هیچ امیدی را در چهره هیچ فردی نمی‌دیدی، ذوقی در چهره مردم نبود ولی این روزها امید هست و این امید به حتم فضا را تغییر خواهد داد و امید تنها ثروت انسان است، ببینید شما ثروت، زیبایی، خانواده و… را ازدست می‌دهید درحالی که هیچ کدام این اتفاقات مسببش شما نیستید، ولی روزی که امیدتان را ازدست بدهید مسبب از دست دادن امید خود شما هستید.

امید را هم می‌توانند از شما بگیرند؟

نه! امید را نمی‌توان از کسی گرفت.

چرا؟

به همان دلیل که ٢٧سال نتوانستند امید را از نلسون ماندلا بگیرند. امید را می‌شود از آدم‌های ضعیف گرفت. گرفتن امید بستگی به میزان توان و قدرت انسان‌ها دارد. انسان‌هاى بزرگ با امید نه تنها ماندند که امید را به قلب جامعه هدیه کردند و درنهایت هم به هدف خود رسیدند.

اصولاً من به پدیده امید و داشتن امید در زندگی اعتقاد دارم. امید مهمترین موهبت و ثروت یک انسان است.

گفتید در کانادا درس خواندید و این یک سال در کنار تجربه زندگی در غربت علم اندوزی هم کردید، چه خواندید؟

مدتی که کانادا بودم شش ماه متد «اکتینگ» آکادمیک خواندم، بخصوص در تئاتر با یادگیری شیوه‌های حفظ دیالوگ به زبان انگلیسی که مثل یک سد در زندگیم بود، می‌خواستم آن را بشکنم و فکر می‌کنم شکستم.بعد از آن یک فیلم مستند در کانادا ساختم به نام (رؤیای شهرت) که سوژه‌‌اش در آنجا در ذهنم شکل گرفت. شاهد آن بودم که در آنجا جوان‌ها چگونه اخبار هنرمندان مورد علاقه خود را دنبال می‌کنند تا شاید یک روزی هم خودشان ستاره شوند. حال بعضی مواقع به آرزوی خود می‌رسیدند و بعضی مواقع هم نه. ولی این شهرت مختص بازیگری نیز نیست،‌اساساً عشق به شهرت در نهاد انسان است. تشویقی که در فضای شهرت از هم نوع‌های خود می‌گیرید برگرفته از شهرت در جامعه است و انرژی رسیدن به خیلی اهداف را ایجاد می‌کند.حال اگر این شهرت در فضای بازیگری باشد شرایط خاص خود را دارد. وقتی یک بازیگر ستاره می‌شود یک بازیگر معمولی یعنی تمام شده است و خیلی سخت و مهم است که از فضای بزرگ شهرت خود توان خداحافظی داشته باشید.

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

با این تازه‌های علمی که دراین یک سال آموختید از این به بعد از بهرام رادان بازی‌هاى خیلی متفاوتی را می‌بینیم؟

تأثیر زیادی خواهد داشت،ولی این تأثیر را از فیلم بعدی که بازی خواهم کرد سعی می‌کنم نشان دهم، این اولین فیلم بعد از بازگشتم تنها یک بازگشت به فضای سینما بود. البته به پیشنهاد کارها و کارآکترهایی که در قالب آن باید قرار بگیرم نیز بستگی دارد.بعضی از کارآکترها نیاز دارند که برای خلقشان از ابزارهای بیشتری برای به تصویر کشیدنشان استفاده شود ولی این فضا در دنیای همه کارآکترها لزوماً مورد استفاده نیست.

یک سؤال، شما رفتید بعد از یکسال کاملاً هم در دیاری که نام غربت داشت ولی دیگر مکان زندگی دائمی شما شده بود، جایی نزدیک به مهد و دنیای بزرگ و حرفه‌ای سینما؛ هالیوود ساکن شدید چرا وارد دنیای هالیوود نشدید؟

نمی‌شد. آنقدر ساده نیست، پیشنهاداتی که می‌شود باید از همه نظر بررسی کنی چون ما با معیارهای ایران کار می‌کنیم.

خب چرا معیارهای ایران؟

نه! من هیچوقت نرفتم که برنگردم!

خیلی‌ها رفتند که اینجا ستاره بودند و بازیگری موفق، ولی در دنیای بزرگ سینمای جهان غرق شدند و دیگر آنقدر ستاره نیستند که در دیار خود بودند.در کشور خودت یک شاه ماهی هستی در یک رودخانه ولی در غربت و هالیوود یک ماهی هستی در یک اقیانوس.البته ترس از این ماهی شدن در اقیانوس ندارم، اگر یک پیشنهاد خوب با معیار‌های ایرانی بودنم وجود داشته باشد قبول می‌کنم.

«عشق آن است که حالت خوب باشه » این یک دیالوگ چند کلمه‌ای در فیلم «پل چوبی» است فیلمی با بازی شما که اکنون بر پرده سینماهاست و من الان ازشما می‌پرسم:«اکنون که برگشتید به وطن به جایی که اینقدر عاشقانه از آن می‌گویید،حالت خوبه؟»

نه! در فضای حرفه‌ای نه! سینمای ایران هنوز کار دارد که خوب شود، خیلی کار دارد! محدودیت‌ها، مشکلات، کمبود‌ها و… وجود دارد ولی می‌سازیمش، ما خرابه‌ها را می‌سازیم، با هم و در کنار هم.

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

 

ادامه مطلب حرف های گفته نشده بهرام رادان پس از بازگشت به ایران

عنوان بهترین سوپر استار زن ایران به الناز شاکردوست رسید

عنوان بهترین سوپر استار زن ایران به الناز شاکردوست رسید

 

الناز شاکردوست بهترین سوپر استار زن ایران شد/بالاتر از لیلا حاتمی و مهناز افشار

فان پرس ارائه می دهد:

برگزیده نهایی نظرسنجی در خصوص سوپراستار فعلی سینما مشخص شد و الناز شاکردوست با تفاوت آرای اندک و در رقابتی پایاپای، در صدر جای گرفت. برخلاف پیش‌ بینی‌ها الناز شاکردوست توانست مهناز افشار و لیلا حاتمی را پشت سر بگذارد و نفر اول و برگزیده سوپراستار فعلی سینما به انتخاب مخاطبان «بانی فیلم» شود. بر اساس این نظرخواهی مهناز افشار و لیلا حاتمی با حدود 20 رأی کمتر، به طور مشترک دوم شدند.

 

نتیجه جدیدترین نظر خواهی سایت «بانی فیلم» آنلاین، شاید متفاوت تر از آنچه خیلی از ما در تحریریه «بانی فیلم» و نیز شاید پیش بینی خوانندگانی از آب درآمده که پیگیر آن بودند.

در این نظر خواهی از کاربران سایت خواستیم تا از میان 12 بازیگر زنی که با همفکری کارشناسان و تحریریه «بانی فیلم» از میان گزینه های متعدد انتخاب شدند، سوپراستار فعلی سینما را برگزینند. این گزینه ها نیز (بر اساس حروف الفبا) عبارت بودند از:

1- مهناز افشار، 2-هانیه توسلی،3-هدیه تهرانی،4-نگار جواهریان،5- لیلا حاتمی،6-میترا حجار،7-مریلا زارعی8-الناز شاکردوست،9-ترانه علیدوستی،10-مهتاب کرامتی،11-نیکی کریمی و 12- باران کوثری

بر همین اساس، نتایج این نظر سنجی که از 10 آذر در سایت «بانی فیلم» آنلاین در دسترس کاربران قرار داشت و تا عصر دیروز نیز ادامه داشت، الناز شاکر دوست با تفاوت آرای اندک و در رقابتی پایاپای، در صدر جای گرفت. این در حالی بود که مهناز افشار و لیلا حاتمی نیز با حدود 20 رأی کمتر، به طور مشترک دوم شدند. البته ناگفته نماند هدیه تهرانی هم با چند رأی کمتر پس از این سه هنرمند قرار گرفت.

شاکردوست: خوشحالم که منتخب مردم بودم

الناز شاکردوست در همین رابطه در گفت و گوی کوتاهی با بانی فیلم گفت: خوشحالم در این نظرسنجی بیشترین رای را به دست آوردم. خیلی وقت ها انتخاب شدن از طرف مردم ارزش بیشتری از گرفتن جایزه در جشن ها و جشنواره ها دارد. در نظر سنجی روزنامه بانی فیلم هم همین اتفاق افتاده است. خوشحالم که منتخب مردم بودم.»

ادامه مطلب عنوان بهترین سوپر استار زن ایران به الناز شاکردوست رسید

عکس/ لیلا حاتمی و مادرش

 

زهرا حاتمی و لیلا حاتمی

لیلا حاتمی و مادرش

ادامه مطلب عکس/ لیلا حاتمی و مادرش

عکس : نیکی کریمی و همسر عارف و پسرش

کری خوانی مهناز افشار برای لیونل مسی +عکس

 

 

شب گذشته بعد از مراسم قرعه کشی جام جهانی 2014 برزیل ،مهناز افشار بازیگر مشهرر سینمای ایران با یادداشتی در صفحه شخصی ، برای تیم ملی ایران آرزوی موفقیت کرد.

این بازیگر محبوب سینمای ایران در این خصوص نوشته است : با آرژانتین و نیجریه و بوسنی همگروه شدیم! مسی بالاخره به آرزوش رسید و جلوی ایران میتونه بازی کنه! جدای شوخی‌ امیدوارم حضور قدرتمند و موفقی‌ رو در جام جهانی داشته باشیم و و لازمه کار اینه که همه دستاندرکاران ورزش تیم کشورمون رو خیلی‌ خوب آماده حضور در این رقابت‌ها بکنن. یادش بخیر هنوز شادی و جشن رفتن به جام جهانی‌ رو یادمونه و همچنین چشم به آینده داریم و شاید شادی دیگری!

 

کری خوانی مهناز افشار برای لیونل مسی

بعد از اتمام قرعه کشی جام جهانی 2014 برزیل مشخص شد تیم ملی فوتبال کشورمان با تیمهای آرژانتین، بوسنی و هرزگوین و نیجریه همگروه شده است. این مسابقات اواخر خردادماه سال آینده برگزار خواهد شد.

 

منبع:گل

 

 

 

ادامه مطلب کری خوانی مهناز افشار برای لیونل مسی +عکس

عکس : لیلا حاتمی با چادری زیبا و دخترش در روستای ابیانه

عکس لیلا حاتمی با چادری زیبا و دخترش در روستای ابیانه\

 

لیلا حاتمی

ادامه مطلب عکس : لیلا حاتمی با چادری زیبا و دخترش در روستای ابیانه

هدیه تولدی که عموپورنگ به امیرمحمد داد+عکس

 عموپورنگ

 

 

داریوش فرضیایی زیر عکس خودش این طور نوشت «سلام دوستان امروز تولد امیرمحمد عزیزمه ان شالله ۱۲۰ ساله بشه راستی بچه ها نواختن پیانو چقدر سخته بخصوص برای من که میخوام سرودتولد رو بنوازم !!!تولد تولد تولدت مبارک

 عموپورنگ

 

vista.ir

 

 

ادامه مطلب هدیه تولدی که عموپورنگ به امیرمحمد داد+عکس

تنها هنرمند مهمان در عروسی علی حاتمی+عکس

عروسی علی حاتمی

 

 

 

ناصر ملک مطیعی بازیگر قدیمی سینمای ایران که با «نقش نگار» بازگشتی دوباره به سینما داشته است در سخنانی کوتاه درباره زنده یاد علی حاتمی که زمانی با او در «سلطان صاحبقران» و «باباشمل» همکاری کرده بود صحبت کرده است.

 

متن صحبتهای ناصر ملک مطیعی را در ادامه می خوانید:

باید قبول کنیم که در بعضی موارد فراموشکاریم

من تنها سینماگر مهمان در جشن ازدواج «علی حاتمی»بودم و این خاطره‌ای است بسیار ماندگار و افتخارآمیز. علی حاتمی به درازای تاریخ برای سینمای ایران قابل احترام و ستایش است. اما باید قبول کنیم که در بعضی موارد فراموشکاریم.

عروسی علی حاتمی

علی حاتمی در کنار مازیار پرتو و  ناصر ملک مطیعی در پشت صحنه «باباشمل»

در کشاکش روزگار یادمان می‌رود که از داشته‌هایمان استفاده کنیم و حق‌شناس باشیم. «علی حاتمی» یکی از سرمایه‌های پرافتخار و از علاقه‌مندان واقعی سنت‌ها و فرهنگ ایرانی بود و با همه جوانی، بسیار پرتجربه و نکته‌سنج و نکته‌پرداز.

آثار گرانبها و فاخر او از اتفاقات و حوادث دوره قاجار، نمودار مطالعه و ذوق و استعداد اوست. گفتنی‌ها از او فراوان است؛ آنقدر که می‌توان درباره‌اش کتاب‌ها نوشت. افسوس که زود از میان ما رفت و صدافسوس که ما هم نتوانستیم آنطور که بایدوشاید حق مطلب را ادا کنیم و جوابگوی آن همه خلاقیت باشیم. درود به روان پاکش.

روزنامه شرق

ادامه مطلب تنها هنرمند مهمان در عروسی علی حاتمی+عکس

جاستین بیبر و بازداشت موقت او در فرودگاه استرالیا

جاستین بیبر , ماری جوانا , بازداشت جاستین بیبر , تور استرالیا , حمله جاستین بیبر , آهنگ جاستین بیبر

 

 

منابع نزدیک به جاستین بیبر گفتند همچنین دستگاههای الکترونیکی مخصوص دود کردن ماری جوانا از گروه جاستین بیبر ضبط شده است.

 

 

بنا بر گزارش های رسیده جاستین بیبر و همراهنش در فرودگاه استرالیا مورد تفتیش بدنی قرار گرفته اند. این تفتیش برای کشف مواد مخدر انجام گرفته و بنا به گزارش TMZ  از یکی از همرهان او مقداری ماری جوانا کشف شده است. پلیس فدرال استرالیا گفته یک مرد جوان ۱۹ ساله بدلیل توهین به پلیس و استفاده از زبان نامناسب بازداشت شده اما پس ابلاغ اخطار و تعهد آزاد شده است منابع مرتبط با TMZ  اعلام کردند که این فرد جاستین بوده است! خبرگزاری AFP نیز اعلام کرده است که از یکی از همراهان جاستین که ۲۳ سال دارد و همراهش مواد مخدر بوده آزاد شده اما بلیط او گرفته شده است و بدلیل اتهاماتی چون مواد مخدر حق خروج از استرالیا را ندارد.

منابع نزدیک به جاستین بیبر گفتند همچنین دستگاههای الکترونیکی مخصوص دود کردن ماری جوانا از گروه جاستین بیبر ضبط شده است. گفته می شود این فرد ۲۳ ساله که به نظر قربانی اقدامات جاستین است در دادگاه محکوم به پرداخت جریمه شده است. پیشتر نیز حمله یکی از محافظان او در هاوایی به یک عکاس که سبب دستگیر شدن آن محافظ شد و همچنین حمله به یک عکاس دیگر در سیدنی. به نظر جاستین سنگدل تر از آنست که ما فکر می کردیم! و محافظان و همراهان او تماما باید تاوان سنگ دلی و خودخواهی او را بدهند.

ادامه مطلب جاستین بیبر و بازداشت موقت او در فرودگاه استرالیا

اعتراض‌ سحر قریشی به سیمرغ پگاه آهنگرانی

92 09 m715 اعتراض‌ سحر قریشی به سیمرغ پگاه آهنگرانی

 

اعتراض‌ سحر قریشی به سیمرغ پگاه آهنگرانی

 

 

به نقل از نسیم ،  سحر قریشی این روزها نازنین را روی اکران دارد. او در گفتگویی درباره فیلم دربند، حرف‌های جالبی درباره پیش تولید، «مهندسی نقش» و جایزه پگاه آهنگرانی برای دربند زده است.

بخش‌هایی از این گفتگو با سحر قریشی را در ادامه می خوانید:

«من می گویم مهندسی من برای یک نقش مهم است… خوشبختانه در “نازنین” در بازنویسی و دورخوانی که داشتیم این نوع مشکلات احتمالی، بین کارگردان و بازیگرها حل شده بود.

 اما گاها اتفاق خوبی هم در این چهارچوب رخ می‌دهد. مثلا فیلم “دربند” پرویز شهبازی. خود شهبازی اعلام کرده بود که بازیگران این فیلم هم نمی‌دانستند که فیلمنامه قرار است چه باشد. دورخوانی را قبول نداشت. به قول خودش قرار نیست بازیگر از داستان خبر داشته باشد.
قریشی: الان این چیزی که می‌گویم نظر شخصی من است. “دربند” فیلم بدی نیست ولی فیلمی هم نبود که به خاطر آن و نقش مکمل آن پگاه آهنگرانی بخواهد جایزه بگیرد.

 

چطور خانم آهنگرانی خبر نداشتند که چه چیزی دارند بازی می‌کنند. ولی نازنین بیاتی بعنوان یک بازیگر تازه وارد می‌دانست که چه می خواست بازی کند. به نظر من سحر قریشی؛ بازی نازنین بیاتی همه رو تحت الشعاع خود قرار داده بود.

نه به خاطر اینکه نقش یک بود بلکه به این علت که داشت درست بازی می کرد. از طرف دیگر بعلت اینکه خانم آهنگرانی را خیلی دوست دارم و به او علاقمند هستم؛ توقع من نه بعنوان یک بازیگر بلکه بعنوان یک مخاطب -چون بازیگر مورد علاقه‌مند بود- می دیدم در این فیلم که اصلا نمی داند چه می خواهد بکند.

من بازیگر وقتی ندانم چه کار می‌خواهم بکنم وقتی بیام سر صحنه ببینم بقیه دیالوگ‌های خود را می‌دانند و حفظ هستند و جای خود را می دانند و تمرین کرده باشند؛ شوکه می شوم و بازی نمی کنم. به نظرم اگر چنین چیزی در “دربند” برای او اتفاق افتاده باشد؛ خانم آهنگرانی اشتباه کرده است.

 اما بالاخره جایزه هم گرفت!
قریشی: حالا اگر جایزه گرفتند، شما باید این موضوع را کنار بگذارید. در حقیقت اینگونه است که جایزه گرفتن و کاندید شدن نوبتی شده است.

جایزه گرفتن پارسال اشتباه بود. اگر من بودم که جایزه می‌گرفتم ولی فردی در کنارم بود و واقعا خوب بازی کرده بود من جایزه خود را پس می‌دادم. در اصل شعور مخاطب را نباید زیر سوال برد.

ادامه مطلب اعتراض‌ سحر قریشی به سیمرغ پگاه آهنگرانی

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

 

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

به گزارش فان پرس ، این روزها دیگر هر مجله یا وبسایت مختص ستاره ها و چهره ها را که باز کنید، داستان تازه ای در مورد انحطاط چهره های معروف می خوانید. از ضرب و شتم در رستوران و … گرفته تا مشکلات روانی، اکثر ستاره ها خودشان را با چنین مسائلی در چشم مردم خراب می کنند. اغلب اوقات اعتیاد به مواد مخدر و ناپایداری روانی است که باعث می شود ستاره ها از صحنه هالیوود محو شوند، با این حال، بعضی از آنها هستند که توانسته اند با اعتیاد مبارزه کنند و دوباره به صحنه شهرت برگردند و حتی موفقیت های بزرگی کسب کنند. در زیر به چند تن از آنها اشاره کرده ایم:

10. درو بریمور با مواد مخدر و الکل مبارزه کرد

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

وقتی به درو بریمور فکر می کنیم، اغلب ما احتمالاً یاد چهره خندان و بانمکی می افتیم که بیشتر در فیلم های کمدی رمانتیک بازی می کرد. ولی هیچکداممان فراموش نکرده ایم که او چطور وارد صحنه بازیگر شد. درو یک “بچه ستاره” بود (فیلم ای. تی. را یادتان هست؟) که وارد دنیای بازیگری شد. وقتی به نوجوانی رسید با مواد مخدر و الکل دست و پنجه نرم کرد و بالاخره توانست خودش را جمع و جور کند و در دهه نود دوباره به صحنه برگردد. او حالا ستاره فیلم های سینمایی است، کمپانی تولید فیلم دارد و برای برندهای مختلف، چهره تبلیغاتی می شود و رقم هایی بالایی دریافت می کند.

9. دیوید دوشوونی انحراف جنسی شدید داشت

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

همیشه مواد مخدر و الکل نیست که به جان انسان ها می افتد. در سال 2008، دیوید دوشوونی، ستاره برنامه های تلویزیونی اعتراف کرد که انحراف جنسی دارد و خودش را به مرکز ترک اعتیاد معرفی کرد. همسرش تیا لئونی بعد از شنیدن روابطی که او داشته، از او جدا شد. دوشوونی بعد از درمان دوباره به حرفه اش برگشت.

8. نیکول ریچی و اعتیاد به کوکائین و هروئین

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

نیکول، دختر لیونل ریچی معروف، لای پر قو بزرگ شد. این بچه ستاره با بهترین دوستش، پاریس هیلتون، یک برنامه تلویزیونی زنده راه انداخت که در آن بخاطر افزایش وزن و رفتار مضحکش مورد نقد قرار گرفت. او بالاخره تصمیم گرفت که خودش را به مرکز ترک اعتیاد معرفی کند و اعتیادش را کنار بگذارد. پدر و مادرش هم کمکش کردند و همیشه در مرکز بودند تا در صورت نیاز کنارش باشند. حالا نیکول بهبود یافته و مجری برنامه تلویزیونی است، خط تولید فشن خودش را دارد و ازدواج کرده و بچه دارد. او در وبلاگ و صفحه های خود در شبکه های اجتماعی، توصیه هایش را با دیگران در میان می گذارد و برای افرادی که قصد ترک اعتیاد دارند، پول جمع می کند.

7. بن افلک الکلیک بود

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

افلک زمانی که با الکل مشکل داشت، مسائل خصوصی اش را خصوصی نگه می داشت. او که همیشه مواظب بود مثل بعضی از ستاره ها، جلوی فلاش دوربین ها خودش را نبازد، توانست با وابستگی به الکل کنار بیاید. او مستقیماً به مرکز ترک اعتیاد رفت و الکل را کنار گذاشت. سبک زندگی او بعد از ترک تغییر فوق العاده کرد و در فیلم های مهمی بازی کرد.

6. دمی لوواتو اختلال دوقطبی داشت

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این ستاره بانمک دنیای دیزنی با مشت زدن به صورت یکی از رقصنده های گروهش، جنجال زیادی به پا کرد. این اتفاق باعث شد که او چند ماهی را به علت دوقطبی بودن در آسایشگاه بگذراند. او در مورد مشکلاتش آزادانه حرف می زد و توضیح می داد که پزشکان گفته اند او اختلال دوقطبی دارد و دارو و الکل مصرف می کند و به خودش آسیب می رساند. او بعد از بهبود، آلبوم موفقی منتشر کرد و استعدادش را با بازی در سریال های محبوبی همچون “آناتومی گری” ثابت کرد.

5. زک افرون به کوکائین معتاد است

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

جدیدترین عضو ستاره های جوان هالیوود که وارد مرکز ترک اعتیاد شده، زک افرون است. این ستاره جوان اخیراً خودش را به مرکز ترک اعتیاد معرفی کرده تا ترک کند و کوکائین را کنار بگذارد. طرفداران او از شنیدن این خبر شوکه شدند. او در مدت درمان مشکلاتش را پنهان نگه داشت و نگذاشت که خبر آن در رسانه ها پخش شود. او حالا بهبود یافته و دو فیلم هم در نوبت اکران دارد.

4. وینونا رایدر به مسکن و دزدی معتاد بود

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

وینونا رایدر دوست داشتنی و بانمک هم در زمان خودش مشکلات خاص خودش را داشت. او که حالا ثروتی بالغ بر 14 میلیون دلار دارد، در سال 2001 بخاطر دزدی از مغازه بازداشت شد. شاید فکر کنید که او توانایی مالی برای خریدن وسیله موردنیازش را داشته، پس چرا دزدی کرده؟ ولی بعد از تماشای فیلم های گرفته شده از او توسط دوربین های مداربسته فروشگاه های مختلف، متوجه می شوید که دزدی برای او تبدیل به اعتیاد شده بود. بعداً مشخص شد که او به مسکن هم اعتیاد پیدا کرده و همین موجب رفتار گمراهانه او شده است. قضیه بازداشت برای او مانند زنگ خطری بود که باعث شد او خودش را جمع و جور کند. او اخیراً در چندین فیلم بازی کرده و دوباره جایگاهش را در هالیوود بدست آورده است.

3. ماریا کری بحران روحی و عصبی داشت

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

ماریا بعد از امضای قرارداد 100 میلیون دلاری با ویرجین رکوردز، بحران روحی بسیار بزرگ و بدی داشت. او که همیشه می خواست جلب توجه کند، این بحران بزرگ را در یکی از قسمت های TRL تجربه کرد. او به مرکز درمانی رفت و از چشم عموم مردم دور بود. مدت زیادی طول نکشید که او برگشت. تیم مدیریتی ماریا جادوی خودشان را کردند و ترتیب انتشار آلبوم جدید و محبوبش را دادند. او بعداً با نیک کانن ازدواج کرد و دوقلویی به نام های مونرو و موروکن آورد.

2. رابرت داونی جی. آر. به مواد مخدر اعتیاد داشت

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

برای مردی که در چندین فیلم سینمایی درخشیده، خیلی حرف است که با اعتیادش به مواد مخدر شناخته شود. خبرهای مربوط به اعتیاد رابرت داونی پس از اخراجش از فیلم Alley McBeal و بازداشت به جرم حمل مواد مخدر و سلاح، خیلی سریع و آتشی پیچید. او در مصاحبه با اوپرا وینفری مجبور شد در مورد اعتیادش به مواد صحبت هایی بکند. البته مسیر او به سمت بهبود خیلی زود طی شد و او دوباره به روزهای اوجش برگشت. فیلم “مرد آهنی” او از فروش بلیت در گیشه 400 میلیون دلار سود داشت.

1. بریتنی اسپیرز: شایعاتی در مورد مواد مخدر و الکل

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

روزی که مردم آمریکا تلویزیون را روشن کردند و تصاویر بریتنی با سر تراشیده را دیدند، روزی فراموش نشدنی بود. او هم بچه ستاره ای بود که با باشگاه میکی ماوس وارد دنیای ستاره ها شد. بعد از خروج از دنیای دیزنی، او با صحنه موسیقی پاپ برای خودش نام و نشانی دست و پا کرد. بعد از آنکه اشتیاق به نوع موسیقی او کاهش یافت، بریتنی هم با مشکلات شخصی روبرو شد. روابط نادرست و شایعات مربوط به مواد مخدر و الکل برای او رسوایی های زیادی به بار آورد. بعد از مدتی دوری از چشم همگان، بریتنی بهتر از همیشه برگشت و آلبوم جدیدی منتشر کرد. او حالا بهتر از همیشه می درخشد و مادر دو فرزند است. در ضمن قراردادی 100 میلیون دلاری با باشگاه وگاس برای چند سال اجرا، منعقد کرده است.

 

منبع : برترین ها

ادامه مطلب این بازیگران قبلا معتاد بودند! + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

به گزارش فان پرس ، کیم کارداشیان به زودی برای سومین بار عروس میشود. این ستاره مشهور و پر حاشیه هالیوودی که اکنون یک فرزند دارد قرار است به زودی برای سومین بار لباس عروس بر تن کند اما آنچه که این مراسم عروسی را به یک سوژه خبری تبدیل کرده است برگزاری این مراسم در کاخ ورسای فرانسه میباشد.

یک منبع نزدیک به زوج هالیوودی ” کیم – کانیه وست” میگوید : اگرچه کیم تا کنون سه بار لباس عروس بر تن کرده است و مراسم مجللی را برگزار کرده اما کانیه وست تا کنون ازدواج نکرده است و میخواهد یک مراسم با شکوه داشته باشد. او حاضر است برای خوشحالی کیم هر کاری انجام دهد. کانیه وست بارها اعلام کرده است که سالها عاشق کیم کارداشیان بوده و بعد از جدایی جنجالی کیم کارداشیان در ازدواج 72 روزه اش سریعا با او رابطه برقرار کرده و ماه گذشته نیز در سالگرد تولد کیم کارداشیان از او خواستگاری کرد.

خواستگاری وی یکی از پر هزینه ترین مراسم خواستگاری در هالیوود بود. چرا که او یک سالن ورزشی را برای این کار انتخاب کرد و با صرف هزینه ای گزاف مراسم خواستگاری و نور افشانی و موزیک و همچنین حلقه نامزدی الماس نشان را تهیه کرد. اما هرگز کسی تصور نمیکرد که مراسم ازدواج او در کاخ ورسای فرانسه برگزار شود. کانیه وست با این انتخاب نشان داد همچنان در انتظار روزهای بهتری در کنار این زیباروی هالیوودی است.

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 
کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

 

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

 

ادامه مطلب کیم کارداشیان و مراسم عروسی در کاخ ورسای + تصاویر

مصاحبه جدید ترانه علیدوستی و خاطرات‌اش از فیلم‌هایی که بازی کرده

مصاحبه جدید ترانه علیدوستی و خاطرات‌اش از فیلم‌هایی که بازی کرده

 

مصاحبه جدید ترانه علیدوستی و خاطرات‌اش از فیلم‌هایی که بازی کرده

به گزارش فان پرس ، اکران فیلم «آسمان زرد کم‌عمق» با بازی ترانه علیدوستی در نقش«غزل» فرصتی فراهم آورد تا با او درباره فیلم‌هایی که تاکنون بازی کرده صحبت کنیم. با اینکه بازیگری، در سن پایین به علیدوستی لبخند زد؛ ولی او از آن پس سعی کرد با طمانینه و از روی آگاهی نقش‌هایش را انتخاب کند؛ گویی سال‌ها تجربه دارد. آنچه در این گفت‌وگو توجهم را جلب کرد، پذیرش اشتباهاتش بود. اگر می‌پرسیدم که چرا در فلان فیلم بازی کردید، به‌راحتی پاسخ می‌داد اشتباه کردم. صراحتش در بیان واقعیات و گرایشش به ادبیات و نوشتار ترکیبی از او ساخت که در پس واژگان این گفت‌وگو قابل تشخیص است. او بازیگری است که برای ادامه حضورش در سینما انگیزه کافی دارد و اگر اینگونه پیش برود قطعا‌ آینده کاری‌اش درخشان‌تر از امروز خواهد بود.

 

مصاحبه جدید ترانه علیدوستی و خاطرات‌اش از فیلم‌هایی که بازی کرده

مصاحبه جدید ترانه علیدوستی و خاطرات‌اش از فیلم‌هایی که بازی کرده

 

زمانی که فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» را بازی کردید، کلاس‌های بازیگری امین تارخ را گذرانده بودید و معلوم بود که از روز اول با انگیزه وارد این دنیا شدید. فکر می‌کردید بعد از ۱۱ سال به جایگاه کنونی‌تان برسید؟ چقدر در این مسیر آگاهانه قدم برداشتید؟

از روز اول همیشه کارهایم خودآگاه بوده. چه آن زمان که حسی تصمیمی گرفتم چه زمانی که مشورتی کار کردم، پشت کارهایم آگاهی بوده. کاملا متوجه بودم که تصمیمات به ظاهر جزیی آن روزها می‌توانست روی مسیر کارم تاثیرات بزرگ بگذارد. این بود که خیلی سختگیری می‌کردم. امروز می‌گویم کاش بعضی جاها کمتر اجازه می‌دادم ترس از آینده علت تصمیماتم باشد و کاش آرامش بیشتری در تصمیم‌گیری داشتم. اما خب ضرر نکردم. البته به شانس هم اعتقاد دارم. اینکه اگر من در 16سالگی و در همان ابتدای ورود به کلاس بازیگری برای نقشی انتخاب شدم که نام آن شخصیت با من یکی بود، واقعا شانس است. اما شانس الزاما نافی توانایی‌های انسان نیست. آگاهی اگر باشد آدم از شانس هم استفاده خوبی می‌کند کمااینکه به‌راحتی هم می‌شود چنین فرصتی را سوزاند. به نظرم از این آزمون زودهنگام سربلند بیرون آمدم.

با این حال برای بازی در فیلم بعدی، «شهر زیبا» سه سال صبوری کردید. دلیل این فاصله زمانی چه بود؟

فیلم«ترانه…» خیلی سروصدا کرد. در آن سه سال با انبوه پیشنهادهای جورواجور روبه‌رو شدم. من چهره جدیدی بودم و در آغاز راه و سینما هم همیشه دنبال چهره‌های جدید هست. آنقدر پیشنهادهایم زیاد بود که ترسی من را در برگرفت. از اینکه فکر می‌کردم همه منتظرند ببینند آیا من لایق آن های‌وهوی بر سر فیلم اولم بودم یا نه. این بود که انتخاب بعدی برایم سخت شده بود.

در آن سه سال چه ‌کردید؟

بیش از هر کار دیگری می‌نوشتم. کلاس فیلمنامه‌نویسی می‌رفتم و در کنارش دایم داستان کوتاه می‌نوشتم. روزی که آقای فرهادی از من دعوت کرد تا با ایشان کار کنم، تا آن زمان از نزدیک ایشان را ندیده بودم. همان اول بی‌رودربایستی به من گفت که نگران تصویر جاافتاده در کار اولم است و نمی‌داند همکاری‌مان در فیلم «شهر زیبا» چطور از کار دربیاید. در واقع پیشنهاد مستقیمی به من نداد. خواست که کار را با هم تست کنیم. من هم نمی‌خواستم بعد از سه سال دوباره در شمایل تکراری کار اولم دیده شوم و از پیشنهادش استقبال کردم. خوشبختانه خیلی زود ترغیب شدیم به همکاری با هم و واقعا از ساخت«شهرزیبا» لذت بردیم.

در این مدت چیزی به اسم «غم نان» نداشتید. بعضی بازیگران می‌‌گویند ما هم فیلم تجاری و هم فیلم هنری بازی می‌کنیم تا هم مردم و مخاطب را در گستره وسیع حفظ کنیم و هم جوابگوی حس زیبایی‌شناسانه روح‌مان باشیم و هم برای معشیت‌مان نمی‌خواهیم در عسر و حرج بیفتیم. شما هم اینطوری فکر می‌کنید؟

من اهل دسته‌بندی فیلم‌ها به هنری و تجاری نیستم. ضمن اینکه عقیده دارم سینمای تجاری سینمای سخیفی نیست و خجالت ندارد. اما بحث من بر سر کیفیت است. مشکل این است که سینمای تجاری ما خیلی عقب و الکن است. سینمای تجاری‌مان از دست‌یافتن به اولین هدفش که بازگرداندن سرمایه و پولسازی است هم عقب می‌ماند چرا که الفبای ابتدایی ایجاد کشش و سرگرمی در دنیای امروز را نمی‌داند و قواعدش همان قواعد نخ‌نمایی است که پیش از انقلاب شاید داشت کار می‌کرد. وگرنه من هم شاید بدم نمی‌آمد فیلم‌های تجاری خوبی در کارنامه‌ام داشته باشم. ضمن اینکه غم نان یک چیز است و ثروتمندشدن یک چیز دیگر. خوشبختانه نیازهای اولیه زندگی‌ام تامین بوده‌اند. شاید من هم اگر امروز در مضیقه قرار گیرم، خودم را وادار کنم به بعضی کارها تن دهم. اما در کل انسان طماعی نیستم. پیشنهادهای زیادی در این سال‌ها داشته‌ام که می‌توانست مرا پولدار کند. اما توانایی انجام‌دادن کاری که نمی‌پسندم را ندارم. به قول مانی حقیقی خوشبختی زمانی است که انسان محدودیت‌های خودش را می‌فهمد. محدودیت من هم این است که پول هیچ‌وقت نمی‌تواند تنها دلیل من برای انجام کاری باشد. این است که می‌دانم آدم ثروتمندی نخواهم شد. در نتیجه از همان کاری که بلدم لذت می‌برم. حضور در فیلم‌هایی که جای کار دارند در قبال دستمزدی منطقی که بشود با آن زندگی کرد.

پس از آن دسته افراد که صبح سر تله‌فیلم، ظهر سر سریال و عصر سر یک فیلم برای بازی می‌روند، نیستید؟

(می‌خندد) کارکردن سر صحنه از من انرژی می‌گیرد، چه روزی دو ساعت باشد چه روزی 20 ساعت. این است که تا به حال در خودم توان این را ندیده‌ام که دو، سه کار را با هم جلو ببرم.

آن زمان «شهر زیبا» اکران موفقی نداشت. از این نظر دچار تلاطم روحی نشدید؟

درست است فیلم «شهر زیبا» اکران موفقی نداشت، ولی جو خوبی پیرامون فیلم شکل گرفت. اهلش که فیلم را دیدند پسندیدند و خیلی تشویق‌مان کردند. ضمن اینکه همان‌طور که گفتم ساختش تجربه خیلی دلپذیری برای من بود و خودم خیلی به آن افتخار می‌کردم.

اما موفقیت فرهادی بعد از «درباره الی…» فرصتی فراهم کرد تا فیلم‌های قبلی‌اش از جمله «شهر زیبا» دیده و بازخوانی شود. آن وقت به نتیجه نرسیدید که باز هم شانس با شما همراه بوده؟

صددرصد. «شهرزیبا»هم فیلم دوم من بود هم فیلم دوم فرهادی. آن موقع آن فیلم قدم‌های ابتدایی آدم‌هایی مثل ما در مسیر پیشرفت‌شان محسوب می‌شد. بعدها با موفقیتی که فرهادی به دست آورد به فیلم رجوع کردند و از نو کشف کردند که چه کار خوبی بوده. همیشه می‌گویم هیچ‌کسی نمی‌تواند اعتباری که کسب کرده را فقط به نام خودش بزند. حتما آدمی که الان هستم و جنس نگاهی که دارم حاصل تاثیراتی است که اطرافیانم روی من گذاشتند. همکاری با هر کسی در طول این سال‌ها می‌توانسته چیزی به آدم اضافه کند. آدم فقط باید بر این موضوع آگاه باشد.

ولی در ادامه کارتان باز هم در فیلمی از اصغر فرهادی بازی کردید. «چهارشنبه‌سوری» چگونه پیش آمد؟

همان زمان بعد از «شهرزیبا» قرار بود باز با هم همکاری کنیم. حتی در این مسیر یکی، دو کار خواستیم انجام دهیم که به سرانجام نرسید. آقای فرهادی همیشه چند ایده داشت که مشخص نبود کدام به مرحله ساخت برسد. «چهارشنبه‌سوری» هم یکی از آنها بود که صحبتش را از قبل کرده بودیم. اما «شهرزیبا» که فیلم خیلی خوش‌یمنی برای همه ما بود، باعث آشنایی من و فرهادی با مانی حقیقی شد. در نتیجه این دو، «چهارشنبه‌سوری«و بعد«کنعان» را با هم نوشتند و این تیمی که شکل گرفت فیلم‌های خوبی را باعث شد.

در «چهارشنبه‌سوری» شخصیت کلیدی و حلقه اتصال روابط آدم‌ها را بر عهده داشتید و دیگر به بازیگری تبدیل شدید که حرفی برای گفتن دارد.

ممنون. شخصیت روحی (روح‌انگیز) در این فیلم علاوه بر اینکه حلقه اتصال آدم‌ها باشد، به دلیل ویژگی‌هایی مثل نگاه شوخ و معصوم و فضولش به زناشویی باعث می‌شد فیلمی با داستان «چهارشنبه‌سوری» لحن تلخ و سیاهی پیدا نکند و به رغم غمناک‌بودنش فیلم عبوسی نباشد.

در این سه فیلمی که بازی کردید، بازیگران مقابل‌تان در کنار شما حضور کمک‌کننده‌ای داشتند. ولی در فیلم «کنعان» اینطور نبود. از همان ابتدا دراین‌باره چه نظری داشتید؟

این البته نظر شماست. آقای فروتن حضور کمک‌کننده‌ای مقابل من داشتند. فقط قبل از شروع فیلمبرداری تصور من و بقیه از شخصیت «مرتضی» چیز دیگری بود. مرتضی در فیلمنامه مردی بود مسن‌تر و نه تا این حد خوش‌قیافه. وقتی فیلمی ساخته می‌شود طبیعی‌ است که انتخاب بازیگر لحن داستان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای من عادت‌کردن به این شمایل همسرم در ابتدا یک مقدار عجیب بود. اما اطمینان کردم. چون دیدم آقای حقیقی از شکل جدیدی که مرتضی پیدا کرده خشنود است.

از اینکه برای نخستین‌بار در فیلمی با انتقادات مواجه شدید، چه حسی داشتید؟

خب، این فیلم برایم تجربه مهمی بود و خیلی چیزها یاد گرفتم؛ اول اینکه با سیل شدیدی از انتقادات مواجه شدم. حتی کسانی که معمولا کارم را می‌پسندیدند این انتقاد را داشتند که چرا برای این نقش انتخاب شدم. ولی خودم خیلی مایل بودم این نقش را بازی کنم. هم فیلمنامه را دوست داشتم و هم حس می‌کردم به یک نقش پروپیمان و اینچنین متفاوت در کارنامه‌ام نیاز دارم. در ابتدا قرار بود این نقش را لیلا حاتمی بازی کند. اما خب همزمان پسرش به دنیا آمد و نتوانستند بیایند. این بود که پیشنهاد دادم که من بازی کنم. ولی قبول نکردند و گفتند تو برای این نقش جوان هستی. فکر کنم نهایتا از سر ناچاری انتخابم کردند (می‌خندد) هر چه که بود مانی حقیقی از وقتی به نتیجه رسید که من مینا را بازی کنم خیلی پایم ایستاد و کمکم کرد. شاید اشتباه ما این بود که انرژی زیادی صرف کردیم که اختلاف سن من با این کاراکتر دیده شود. یعنی خواستیم ثابت کنیم علیدوستی در این فیلم 35ساله است. در حالی که اگر به این نکته اشاره نمی‌کردیم داستان داشت شکل می‌گرفت و پذیرفته شده بود. امروزه کنعان طرفداران پروپاقرصی دارد. فیلم‌ها همیشه بعد از فاصله‌گرفتن از حواشی دوران ساختشان تکلیف ماندگاری‌شان روشن می‌شود.

فیلم بعدی‌تان «تردید» به‌نوعی برداشتی آزاد از نمایشنامه «هملت» بود. این فیلم هم در نهایت موفق نشد. مطمئنا طبق «هملت» شکسپیر، اوفلیا خیلی شوخ‌وشنگ نیست. اما اوفلیای «تردید» که شما هستید خیلی سرخوش بود. چرا؟

فیلم «تردید» اقتباسی از هملت هست، اما بازسازی هملت نیست. نام شخصیتش سیاوش است. دوست او که معادل هوراشیو در نمایشنامه هست هم نقش اصلی‌تری دارد در قصه. آنچنان «ایرانیزه» شده هم نیست چرا که خانواده فیلم تردید در اجتماع امروز ما نمود بیرونی ندارند. ما خانواده‌ای نداریم که خانه‌اش کاخ شمس باشد! در نتیجه همه‌چیز غیر از هسته اصلی داستان نمایشی و حاصل خیال فیلمساز است. یعنی مهتاب در این فیلم شخصیت اوفلیا را ندارد و تنها معادل اوفلیاست در این قصه.

خب اگر اوفلیا نیست، پس چیست؟

اوفلیا نقشی تقریبا حاشیه‌ای در«هملت» است که بیشتر تاثیر می‌گیرد تا اینکه عمل کند. کریم مسیحی اما به من توضیح داد که در مثلثی که برای این داستان چیده -سیاوش، گارو و مهتاب- این مهتاب است که نماینده شور زندگی است. در حالی که آن دو شخصیت دیگر ناامید و محافظه‌کار هستند، مهتاب آن نیروی محرکه‌ای است که اینها را به خود بیاورد و وادارشان کند که علیه سرنوشت شومشان بجنگند. اینها که می‌گویم عینا راهنمایی کارگردان است به من. در نتیجه مهتاب را پرانرژی و گاهی پرخاشگر می‌دید.

چرا در «تردید» بازی کردید؟

«تردید» پتانسیل این را داشت که فیلمی به خوبی «پرده‌آخر» شود. و عقیده دارم اگر 18سال وقفه در فیلم ساختن واروژ کریم‌مسیحی نمی‌افتاد او خیلی زود تبدیل به قطبی در فیلمسازی می‌شد. من و خیلی از دوستان دیگر دلمان می‌خواست نقش موثری در بازگشت چنین آدمی به عرصه فیلمسازی داشته باشیم. فیلم نهایتا به نظر من آنطور که باید درنیامد. شاید کارگردان زمان بیشتری نیاز داشت تا خودش را با شرایط جدید فیلمسازی و حتی ما وفق بدهد. نیاز داشت اطمینانش را جلب کنیم؛ اطمینانی که خودش ابتدابه‌ساکن پیدا نکرد به ما.

«درباره الی…» و سومین همکاری‌تان با آقای فرهادی چطور اتفاق افتاد؟

باز هم قبل از «کنعان» طرح این فیلم را داشت و یک خط‌ش را برایمان تعریف کرده بود. فیلمنامه را که می‌نوشت یک شب با آقای حقیقی به من تلفن کردند. حقیقی گفت فرهادی اینجا نشسته و می‌گوید ترانه نمی‌آید نقشی را که اول داستان غرق می‌شود بازی کند. راست می‌گوید؟ گفتم بهش بگو نخوانده من آن نقش را بازی می‌کنم و خداحافظی کردم (می‌خندد). این حرف‌ها را با هم نداشتیم. ضمن اینکه واضح بود و هست که فرهادی نقش بد برای آدم نمی‌نویسد. این بود که من شدم الی. مشخص بود که شاهکاری در حال ساخته‌شدن است.

برسیم به «زندگی با چشمان بسته». به‌نظرم آنقدر که از فیلم بد گفتند، فیلم بدی نبود. منتها به‌خاطر دِین‌تان به آقای صدرعاملی در این فیلم بازی کردید؟

اصلا. با آقای صدرعاملی رودربایستی نداشتم و قبل آن پیش آمده بود پیشنهادی بدهد که رد کنم. این فیلمنامه یک‌بار به من پیشنهاد شد و خوشم نیامد و گفتم نمی‌آیم. چند ماه بعد صدرعاملی از من خواست دوباره قصه را بخوانم. فیلمنامه‌ای شده بود جذاب و شسته و ‌رفته و نظر من عوض شد. درواقع دوست دیگری داستان را بازنویسی کرده بود که متاسفانه صلاح ندیدند نامش را در فیلم بیاورند. الان هم شاید صاحبان کار دلخور شوند از اینکه من این حرف را زدم. اما حیف شد که از این دوست پراستعداد استفاده بیشتری نشد و نهایتا موقع ساخت به فیلمنامه خوبش وفادار نماندند. من هم اعتقاد دارم که در کل فیلم بدی نشد. یکسری از جوان‌ترها با این فیلم ارتباطی برقرار کردند که شاید برای ما خیلی قابل درک نباشد. ولی فیلم می‌توانست بهتر از این هم باشد.

میان کارهایتان فیلم «راز دشت تاران» چطور پیدا شد؟

به سینمای کودک خیلی علاقه دارم و از اینکه سینمای کودکمان اینقدر ناتوان شده ناراحتم. به من گفتند یک انیمیشن 50دقیقه‌ای ساخته و کلی هزینه کرده‌ایم، حالا تهیه‌کننده می‌گوید نمی‌تواند برای 50دقیقه فیلم اکران بگیرد، این است که داستانی واقعی به سر و ته فیلم اضافه کرده‌ایم. می‌آیی چهاردقیقه نقش پرستار قصه‌گو را بازی کنی؟ این بود که درواقع رفتم تا کمکی کرده باشم. پشیمان هم نیستم و خوشحالم سعی‌ام را کردم بلکه یک فیلم کودک که دغدغه تکنیک داشت (هرقدر هم ناتوان) ساخته شود.

فیلم «هرچی خدا بخواد» قرار بود پرویز شهبازی کار کند که درنهایت فیلم را به دستیارش سپرد. از نتیجه کار راضی هستید؟

خیر. این فیلم نقطه خجالت من است. وقتی من به گروه پیوستم قرار نبود دیگر خود شهبازی فیلم را بسازد. اما تصورم این بود که فیلمی ابزورد با طنز خاص در حال ساخته‌شدن است. تصورم مثل اینکه زیادی اشتباه از آب درآمد. نه کسی من را گول زد و نه می‌توانم کسی را برای حضورم در این فیلم سرزنش کنم. فقط بی‌نهایت از حضور در این فیلم متاسفم و قبلا هم از طرفدارانم عذرخواهی کرده‌ام.

در این فیلم دچار سانحه غرق‌شدگی هم شدید؟

بله. من و هشت‌نفر از آقایان قایقمان غرق شد و افتادیم توی دریا. دم غروب. یک‌‌ساعت‌ونیم طول کشید تا یک قایق ماهیگیری پیدایمان کند. مطلقا شانس آوردیم که زنده ماندیم.

به فیلم «انتهای خیابان هشتم» چه نگاهی دارید؟

«انتهای خیابان هشتم» حاصل یک مدل فیلمسازی است که همیشه نسبت به آن کنجکاو بودم. فیلمسازی بداهه. فیلمسازی بر پایه یک ایده و لاغیر. سکانس به سکانس این فیلم را با صابر ابر بداهه‌پردازی کردیم و درآوردیم. نمی‌توانم بگویم این نوع کارکردن لقمه دهان من است. من به فیلمنامه اعتقاد دارم. به سختگیری در فیلمسازی اعتقاد دارم. آسان‌گرفتن این روند را نمی‌پسندم. این هم تجربه‌ای بود. آدم از هر تجربه بالاخره چیزی یاد می‌گیرد.

فیلم «پذیرایی ساده» از نوع سینمای مورد علاقه شماست؟

بله. اینکه می‌گویم بخشی از آن هم سلیقه شخصی است و به جهان‌بینی خود من برمی‌گردد فارغ از بازیگری. «پذیرایی ساده» مثل اغلب قصه‌هایی که حقیقی سراغشان می‌رود همان اول من را حیرت‌زده و توجهم را جلب کرد. کمااینکه همانطور که گفتم فیلمنامه ‌تروتمیزی که ماهرانه نوشته شده احترام من را برمی‌انگیزد و تشویقم می‌کند به کار. فیلمنامه پذیرایی ساده که نوشته مانی حقیقی و امیررضا کوهستانی است چنین خصوصیتی داشت.

نظرتان درباره نگاه فیلم به فقر چیست؟

فیلم درباره فقر نیست. به نظر من فیلم درباره بیماری پیچیده‌تری ‌است. درباره فسادی که گاهی می‌تواند با کار خیر همراه شود. درباره سهل و ممتنع‌بودن، ظالم‌بودن یا مظلوم‌بودن. درباره پیش‌پاافتاده‌بودن تصورات ابتدایی ما از پولدار بدجنس و فقیر مهربان. با موضوع اختلاف طبقاتی، نه‌تنها مادی که بیشتر فرهنگی مدتی بود درگیر بودم. جامعه ما از منظر اختلاف فرهنگی خیلی بیمار است و این مشکل میان فقیر و پولدار، یا دانا و نادان، یا مومن و کافر به‌سادگی رویکردی که مثلا صداوسیما دارد نیست. وقتی ظلم هست، در حق همه هست. یکی آسیب اقتصادی می‌بیند و دیگری از نظر فرهنگ زخمی می‌شود. یک بازی دوسر باخت است و به‌نظرم فیلم «پذیرایی‌ساده» به این مبحث خیلی پیچیده نزدیک می‌شود. فیلم به‌نظرم به هیچ‌وجه در مقام تحقیر قشری نیست. مثل زخمی چرکی است که سر باز کرده و هر کسی از آلوده‌شدن دامن خودش به این زخم ابا دارد. این است که واکنش ایجاد می‌کند. خیلی‌ها از دیدن فیلم بهشان برمی‌خورد. چرا؟ مصداق برداشتن چوب و گربه‌دزده است. کوهستانی در یکی از پرسش و پاسخ‌های فیلم حرف خوبی زد. گفت حتی تحقیر هم یک فرآیند دوطرفه است. کسی نمی‌تواند شما را تحقیر کند اگر خودتان در درون مستعد حقیر شمرده‌شدن نباشید.

نقش «غزل» فیلم «آسمان زرد کم‌عمق» کلا در مقایسه با نقش‌های قبلی‌تان به‌جای اینکه تماشاگر را به خود نزدیک کند، دورتر می‌کند. نظرتان چیست؟

خیلی مایل بودم با آقای توکلی کار کنم و به نظرم برای کارنامه من همکاری با ایشان خوب بود. قرار بود فیلم دیگری با هم کار کنیم که به این کار منجر شد. درست می‌گویید تماشاگر خیلی نمی‌تواند به این شخصیت نزدیک شود. چون اساسا نزدیک‌شدن به غزل خیلی سخت است. من که بازیگر نقش غزل بودم غربتش را حس می‌کردم تا چه برسد به تماشاگر. انسانی تنها و غریبه که «زندگی عادی‌اش همین است» (نقل به مضمون)، همین خوابگردی و گم‌گشتگی.

 

مصاحبه جدید ترانه علیدوستی و خاطرات‌اش از فیلم‌هایی که بازی کرده

مصاحبه جدید ترانه علیدوستی و خاطرات‌اش از فیلم‌هایی که بازی کرده

 

ادامه مطلب مصاحبه جدید ترانه علیدوستی و خاطرات‌اش از فیلم‌هایی که بازی کرده

عکس های جدید بازیگران/ بازیگران زن در ورزشگاه آزادی

گفت‌وگو با عوامل «گس» که خبرساز شدند

گفت‌وگو با عوامل «گس» که خبرساز شدند

 

گفت‌وگو با عوامل «گس» که خبرساز شدند

به گزارش فان پرس ، من فیلم کوتاه را پله‌یی برای ساختن فیلم بلند نمی‌دانم، اما متاسفانه در کشور ما فیلم کوتاه جایگاهی ندارد و مخاطب کم و خاص خودش را دارد. من همیشه دوست دارم دیده شوم اگر شرایط و جایگاه فیلم کوتاه تغییر کند به آن باز می‌گردم.

بـا تـوجـه به معـیار و ایــدئـولـوژی هایـم،شخـصیت‌های فیلم بسیار کال و خام هستند یا اینکه هنوز «دم نکشیده‌اند» آدم‌ها هنوز جایگاه و روابط‌شان را با اطرافیان پیدا نکرده‌اند یا حتی در جایگاه‌های اشتباهی قرار گرفته‌اند، یا اینکه بر عکس، از آن سوی بام افتاده‌اند و به سوی «ترشی» رفته‌اند.

 

 

گفت‌وگو با عوامل «گس» که خبرساز شدند

گفت‌وگو با عوامل «گس» که خبرساز شدند

 

ساده، اما غیر قابل انکار، نا گزیر. از نظر من این تک جمله‌ها بیان‌کننده حال شهرمان است. این جامعه شهری تنها دیوار و چارچوب‌های آهنی تهران را در بر نمی‌گیرد و حتی فراتر از آن می‌رود. طعم «گس» زندگی در مرزهای دورتر؛ آداب و فرهنگی غریب‌تر نیز چشیده می‌شود، درست جایی که تنها فیلم ایرانی هشتمین جشنواره رم میان رقیبان خود جای باز می‌کند، دیده می‌شود و حضار را به «یک درد مشترک» صدا می‌زند. روزهای سرد پایتخت ایتالیا، هفته گذشته میزبان هشتمین دوره «جشنواره فیلم رم» از کشورهای دانمارک، شیلی، ایتالیا، امریکا، برزیل، مکزیک، ژاپن، رومانی، ترکیه و چین بود. کیارش اسدی‌‌زاده، کارگردان جوان ایرانی با نخستین فیلم بلند خود به همراه گروه بازیگرانش پا بر فرش قرمز گذاشت و توجه اهالی و اصحاب رسانه‌های خارجی را به تنها فیلم فارسی زبان این جشنواره جلب کرد.

فیلم «گس» محل نقش آفرینی بسیاری از بازیگران نوظهور بود که نخستین تجربه سینمایی خود را در کارنامه شان با فیلم اسدی زاده ثبت کردند. بازیگران جوان فیلم اسدی‌زاده با دریافت جایزه اختصاصی «بازیگران نو» از جشنواره رم، یک یادگاری دیگر را در کارنامه سینمای ایران نوشتند. نخستین فیلم بلند، نخستین نمایش بین‌المللی، نخستین جایزه جهانی، بازیگران نو ظهور، «گس» همه‌چیز را از نقطه صفر شروع کرد و با یک اتفاق خوشایند، شیرین شد. کیارش اسدی‌زاده روزهای قرمز فیلمش را برای روزنامه اعتماد این‌گونه تعریف می‌کند.

شاید بزرگ‌ترین ریسک شما برای نخستین فیلم بلندتان انتخاب جمعی از بازیگران تازه کار بود، با چه بینش و هدفی پا به روی این لبه تیغ گذاشتید؟

بازیگران این فیلم ترکیبی از بازیگران تئاتر، سینما و حتی کسانی که تجربه هیچ کدام را نداشتند بود، شاید برای بازیگران با سابقه بیشتر و سینمایی، گرفتن جایزه‌یی به این عنوان به این شکل حایز اهمیت باشد اما برای بازیگران نو یا بازیگران تئاتر جشنواره رم برند خوبی و شروع دلچسبی بوده است و این جایزه بیش از یک جایزه کارگردانی به من اعتماد به نفس داد. حتی درجشن پس از اختتامیه هیات داوران به من گفتند: «که لحن بازیگران در این فیلم، لحن موسیقایی داشته و ما را محو خود کرد» و این اتفاق نشان می‌دهد که من ریسک درستی انجام دادم. اتفاق بازی و شخصیت‌پردازی برای من اتفاق بسیار مهمی است، بیش از روایت یک فیلم یا کارگردانی که خودم انجام می‌دهم. اگر اتفاق جلوی دوربین درست نباشد و مخاطب فراموش کند که این واقعیت نیست و تنها نقش بازی کردن (یک قصه) است، همه‌چیز نابود می‌شود و از بین می‌رود. شاید همه کارگردان‌ها با من موافق نباشند اما برای من بسیار اهمیت دارد که کاراکترهای فیلمم به بازیگری که انتخاب می‌کنم نزدیک باشد.

یعنی براساس کاراکترها، بازیگر‌ها را انتخاب می‌کنید؟

کاملا، یک بخش کمی مربوط به چهره بازیگر است، من بیش از هر چیز به کاراکتر خود بازیگر فکر می‌کنم که با نقش فیلمنامه من تا چه حد نزدیک است.

اما این موضوع دست شما را در انتخاب بازیگر می‌بندد و شرایط را دو چندان سخت می‌کند. چنین ایده‌یی به یک شناخت کامل و قبلی از کلیه بازیگران نیاز دارد، برای شما چنین امکانی فراهم بوده یا هست؟

درباره بازیگران فیلم «گس» آنها را یا بر اساس تجربه‌های قبلی که با آنها داشتم یا توسط کارهایی که از آنها دیدم انتخاب کردم و این اتفاق به راحتی افتاد چرا که پیش از نوشتن فیلمنامه من به بازیگرهایم فکر کرده بودم و همان قدر شناخت داشتم که امروز بعد از دو سال دارم. قطعا داستان فیلم گس، داستان واقعی بازیگران این فیلم نیست، اما مهم

حس و حال فضای فیلم است که در شرایط خاص پیدا می‌کنند. جالب است که آنها هم خود بر این باور هستند و بعد از خواندن فیلمنامه احساس کردند که چقدر به خودشان نزدیک هستند. تنها کاراکتری که نمی‌دانستم چه کسی ایفای نقش می‌کند، نقش «آذر» پانته آ پناهی بود.

«گس» از کجا به عنوان نام فیلم شما انتخاب شد؟

این فیلم ترکیبی از روابط است که تعریف آنها برای من سازنده فیلم، با توجه به معیار و ایدئولوژی هایم، بسیار کال و خام هستند یا اینکه هنوز «دم نکشیده‌اند» آدم‌ها هنوز جایگاه و روابط‌شان را با اطرافیان پیدا نکرده‌اند یا حتی در جایگاه‌های اشتباهی قرار گرفته‌اند، یا اینکه بر عکس، از آن سوی بام افتاده‌اند و به سوی «ترشی» رفته‌اند. با این حال اسم «گس» نخستین واژه‌یی بود که به ذهن من رسید و آن را هرگز تغییر ندادم، چون به نظرم هم بازگو‌کننده ماهیت فیلم بود و هم شعار گونه نبود، ضمن اینکه تک سیلابی بودنش هم برای من بسیار دلنشین است.

در سال‌های اخیر فیلم‌ها از روستا و جامعه‌های فقیر (مادی و فرهنگی) فاصله گرفته و به سمت شهر و قشر ثروتمند (صرفا نه مالی، فرهنگی و اجتماعی مثل افراد پایتخت نشین تحصیلکرده) حرکت کرده، شما هم در این مسیر حرکت کردید، چرا؟

در دوره‌یی که فیلمسازان از روستا و قشر فقیر فیلم می‌ساختند، این تمکن مالی و فرهنگی و طبقه اجتماعی وجود داشت و می‌شد توسط فیلمسازان مورد توجه قرار بگیرد اما به اعتقاد من درباره آن نوع سینما (که حتی بیش از یک دهه به سینمای جهان از سوی سینمای کشورمان تزریق شد) صرفا یک نگاه جشنواره‌یی داشت و با هدف به حضور در جشنواره‌های خارجی و «دیده شدن» ساخته می‌شد و اگر نه این زندگی شهری و حاشیه‌های آن در همه ادوار وجود دارند اما پیش از این به صورت عامدانه از سوی فیلمسازان نادیده گرفته شد. این مارک به فیلم‌های سال‌های اخیر نمی‌چسبد (و می‌توان گفت سردمدار این اتفاق آقای اصغر فرهادی است). جنس سینمای جدید ما، سینمای به دنبال مخاطب است نه به دنبال جشنواره و سعی دارد قصه تعریف کند، مخاطب پیدا کند و آن را به‌دنبال خود بکشد و مخاطب با آن همزاد پنداری کند. تفاوت فاحش میان سینمای امروز و دیروز این است که فیلمسازان متوجه شدند که باید پیش از هر چیز به مخاطبان فکر کنند و برای آنها قصه تعریف کنند، قصه‌یی که مردم بابت آن وقت و پول هزینه کنند. به هر حال فیلمسازی هم یک صنعت است و جدا از ارزش هنری، یک بیزینس است و کارگردان باید فیلم خود را به عنوان یک کالا عرضه کند و بفروشد.

اما شاید همین روند موجب خط قرمز و ممیزی‌هایی شده است که گریبان فیلمی همچون فیلم شما را می‌گیرد.

من این فیلم را سال 90 ساختم، یعنی در دولت دهم. متاسفانه یک مشکلی در قوانین سینمایی کشور ما وجود دارد و آن هم این است که شب می‌خوابی و صبح بیدار می‌شوی و یک قانون یا تغییر کرده یا تازه وضع شده و تو هرگز نمی‌فهمی چرا و چطور؟ همین اتفاق ساده درباره فیلم «گس» افتاد. سالیان قبل با همین ضوابط سینمایی فیلمی همچون «شوکران» افخمی با تم خیانت سر و صدا کرد. جالب اینجاست که سال 90 به خاطر اینکه تعداد زیادی از فیلم‌ها تم خیانت داشتند، یکباره این سوژه خط قرمز وزارت ارشاد شد. حتی مدیران به این مساله فکر نکردند چرا ده تا فیلمساز به چنین موضوعی نظرشان جلب شده و درباره آن ساختند؟ «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها»، به هر حال این واقعیت جامعه است و نمی‌شود آن را انکار کرد. وقتی موضوعی به وضوح وجود دارد برای چه نمی‌توان از آن حرف زد و فیلم ساخت؟ فیلم «گس» هم قربانی این خط قرمز شد. وقتی فیلم آماده بود و ما بردیم که تماشا کنند پیش از دیدن فیلم آن را به خاطر سوژه‌اش بایکوت کردند، حتی فیلم تماشا نشد یا به پیام و هدف آن توجهی نکردند. به نظرم همه این اتفاقات یک لج بازی بیهوده و یک خط قرمز موقتی بود که در حال حاضر با تعویض دولت دیگر وجود ندارد. سینمای آقای شمقدری با چنین گاردی جلوی فیلم «گس» و امثال آن ایستاد درحالی که این فیلم بر اساس ضوابط و قوانین سینمای جمهوری اسلامی ساخته شده و هیچ گونه ایرادی به لحاظ حجاب، متن و… ندارد.

در آینده امیدی برای اجازه اکران عمومی این فیلم وجود دارد، چون تا الان تنها یکبار در خانه هنرمندان این فیلم به نمایش گذاشته شده است و بس.

با روی کار آمدن دولت جدید ما رایزنی‌هایی انجام دادیم و قرار است به امید خدا «گس» روی پرده برود و در جشنواره فیلم فجر امسال هم حضور داشته باشد. البته اکران خانه هنرمندان هم شهریور امسال در دولت آقای روحانی اتفاق افتاد.

کمی به فیلم بپردازیم، به اعتقاد بسیاری از منتقدان، کارشناسان یا حتی افرادی که فیلم شما را در اینجا تماشا کردند، روند فیلم کند و طولانی بود.

این نکته را من از خیلی‌ها شنیدم اما روند فیلم باید با توجه به اپیزودی بودن و تفاوت نسلی آن این‌گونه پیش می‌رفت. متن فیلمنامه همین گونه بود و من نمی‌خواستم در تدوین، قصه را قربانی کنم. در اپیزود اول ما شاهد یک روزمرّگی هستیم، یک زندگی ساکت و بدون اتفاق، در حالی که در اپیزود آخر درگیر اتفاقات گوناگون و سرعت گذر زمان می‌شویم، ریتم فیلم تند می‌شود، این تفاوت زندگی در نسل‌های مختلف ا ست که باید به تصویر کشیده می‌شد.

و نکته مثبت فیلم صداگذاری آن بود.

به شخصه به عنوان کارگردان این فیلم، من هم معتقدم یکی از ویژگی‌های مثبت این فیلم صدا و صداگذاری آن است. در ابتدا من و علیرضا علوی (صداگذار) توافق کردیم که این فیلم پر از سکوت است و این سکوت‌ها باید حفظ شوند، او به این عهد وفادار ماند و با توجه به اینکه این داستان بیشتر به زنان توجه می‌کند، آن سکوت و درون‌گرایی زنانه توسط آقای علوی به خوبی لمس شد.

پیش از جشنواره رم قرار بود فیلم «گس» در جشنواره دهوک عراق شرکت کند، اما این اتفاق نیفتاد، چرا؟

این فیلم در جشنواره دهوک شرکت نکرد به این دلیل که ما منتظر پاسخ به درخواست جشنواره رم بودیم و به محض اینکه در بخش مسابقات فستیوال رم قرار گرفتیم، فیلم گس از جشنواره دهوک کنار کشید، به این خاطر که شرط حضور ما در جشنواره رم، نمایش اول بود.

با توجه به تغییراتی که در دو سال اخیر در فستیوال رم افتاده و اینکه امسال شما تجربه حضور در این جشنواره را داشتید، کلیت و کیفیت آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هر فیلمسازی دوست دارد که فیلمش از نقطه درستی شروع کند وقتی به من خبر رسید که قرار است فیلم «گس» در بخش مسابقه جشنواره شرکت کند، بابت مسیر فستیوالی این فیلم خیلی خوشحال شدم و این به نظر من شروع موجه و موقری بود.

در کل باید بگویم آقای مولر واقعا موفق بودند و آنچه من از نزدیک دیدم این جشنواره بی‌عیب و در حد فستیوال ونیز بود. اعتبار جشنواره رم برای من بسیار حایز اهمیت است و من این موضوع را حتی در مراسم اختتامیه گفتم که برای ما ارزشمند بود که رونمایی از فیلم گس در جهان، از فستیوال رم کلید خورد.

چهار فیلم از چین، ژاپن، ترکیه و ایران از آسیا در این فستیوال حضور داشتند، به‌طور کلی کیفیت سایر فیلم‌های رقیب چگونه بود؟

درباره فیلم‌های آسیایی باید بگویم، متاسفانه فیلم چینی را موفق نشدم ببینم اما درباره فیلم ترکی «من او نیستم» که جایزه بهترین فیلمنامه را گرفت می‌توانم توضیح بدهم اتفاقا به نظر من تنها ویژگی مثبت این فیلم، فیلمنامه‌اش بود، کارگردانی و خروجی فیلم به‌شدت به متن صدمه زده است اما باز به دلیل سوژه ناب و قدرت داستان این فیلم دیده شد و بسیار جذاب بود و به حق جایزه بهترین فیلمنامه را دریافت کرد. شب پیش از اختتامیه یکی از منتقدان معروف و صاحبنظر ایتالیایی در مراسم فرش قرمز جشنواره ادعا کرد که همه فیلم‌ها را دیده و به اعتقاد او چند فیلم بیش از همه نظر او را جلب کرده و درباره همان فیلم‌ها بحث کرد، نخست فیلم «HER» اسپایس جوز بود و به اعتقاد او این فیلم باید جایزه اسکار بگیرد. بعد درباره فیلم رومانیایی و ترکیه و ایران صحبت کرد و آنها را فیلم‌های قابل بحث و تامل این دوره از جشنواره خواند. این اتفاق برای من بسیار جذاب بود و با توجه به اینکه من بیشتر فیلم‌های جشنواره را دیدم، اصلا فیلم ضعیفی وجود نداشت و این کیفیت جشنواره رم را نشان می‌داد. رقیب‌های ما رقیب‌های بزرگی بودند و حتی به جرات می‌توانم بگویم بابت جایزه‌یی که ما گرفتیم، به شخصه بازی‌های بسیار خوبی را از بازیگران در سایر فیلم‌ها دیدم، اما خدا رو شکر این جایزه نصیب فیلم ما شد.

آیا به فیلم بعدی‌تان فکر کردید و برنامه‌یی برای ساخت دومین فیلم بلندتان دارید؟

بعد از اینکه از کارهای فنی «گس» خلاص شدم روی فیلمنامه آینده‌ام کار کردم و یکسالی مشغول آن بودم. در حال حاضر مشغول نهایی کردن این قصه هستم و درخواست پروانه ساخت دادم و امیدوارم دولت آقای روحانی فضای ساخت این فیلم را بی‌دغدغه به ما بدهد. داستان باز هم درباره خانواده است اما تم اصلی آن درباره «فرزند‌دار شدن» است (کودکانی که زیر دست و پای روابط له می‌شوند بدون اینکه کسی به قربانی شدن آنها توجه کند) . اتفاق مهم فیلم «به دنیا آمدن فرزند» است که من باوردارم اصلا اتفاق ساده‌یی نیست.

خیلی جالبه که روند ساخت فیلم‌های شما از بنیان و اتفاقات زندگی شخصی خودتان بیرون می‌آید.

واقعا زندگی شخصی من روی فیلمنامه‌ها تاثیر زیادی داشتند. وقتی فرزندم در حال به دنیا آمدن بود، چالش‌های بسیار زیادی داشتم و این تنها چالش من نبوده و نیست. برای هم نسلی‌های من «فرزند‌دار شدن» یک موضوع بسیار جدی و حتی گاهی بسیار وحشتناک است که من دوست دارم به آن بپردازم. با این حال نمی‌خواهم به آینده و مسوولیت دشواری که از حالا روی دوشم است فکر کنم، من همیشه خود را پشت بازیگران و دوربین و فیلم‌هایم قایم خواهم کرد و تنها می‌خواهم به ساختن فیلم فکر کنم، نه اینکه چه فیلمی بسازم که باز در صحنه‌های بین‌المللی بر سر زبان بیفتند، من فیلمی را دوست دارم که مردم کشورم ببینند و آن را بپسندند و فیلمی بسازم که ایران از ساخت آن خجالت نکشد.

این تفکر نتیجه اهداف کارگردانان سینمای مستقل است.

مثل خیلی از فیلمسازهای هم نسل خودم باور دارم که فیلم‌های ایرانی، فیلم‌هایی نیستند که تنها روی پرده‌های داخلی به نمایش در می‌آیند، سینمای ایران، سینمای مستقل آن است و به دلیل «حمایتی که نمی‌شود» تلاش دارد با هر فلاکتی به تداوم خودش ادامه بدهد و هر گونه افتخاری که سینمای ایران دارد از سینمای مستقل آن بیرون می‌آید. تنها آرزوی من این است که به این فاز از سینمای ایران بهای بیشتری داده بشود.

آیا به ساخت فیلم کوتاه باز می‌گردید؟

من فیلم کوتاه را پله‌یی برای ساختن فیلم بلند نمی‌دانم، اما متاسفانه در کشور ما فیلم کوتاه جایگاهی ندارد و مخاطب کم و خاص خودش را دارد. من همیشه دوست دارم دیده شوم اگر شرایط و جایگاه فیلم کوتاه تغییر کند به آن باز می‌گردم. با توجه به اینکه من کارنامه خوبی در داخل کشور و حتی خارج از ایران در ساخت فیلم کوتاه دارم.

گفت‌وگو با رویا جاوید نیا، بازیگر فیلم

گس یک مزه مشترک است

کنار چشمه آرزوهای شهر رم ایستاده بودم. با خودم فکر می‌کردم. با خدای خودم حرف می‌زدم. به گذشته فکر می‌کردم. نه گذشته خیلی دور. همان روزهایی که دلم یک مُشت آرزو می‌خواست. آرزوهایی که حالا اینجا در برابرم ایستاده‌اند و برایم اتفاق افتاده‌اند. آرزوی قدم بر یک فرش قرمز، آرزوهای خوب برای «گس» مزه‌ترین فیلمی که در آن بازی کرده بودم.

فلاش بک

من چشم بسته و بدون شناخت پا جلوی دوربین «گس» گذاشتم. نه کیارش اسدی‌زاده را می‌شناختم و نه فیلمنامه را خوانده بودم. دستیار آقای اسدی‌زاده با من تماس گرفت و من را متقاعد کرد.

بعد از آشنایی و صحبت با کارگردان فیلم، حس کردم او می‌داند چه کار می‌خواهد بکند. می‌داند کجا قدم برداشته و می‌خواهد فیلم بسازد. همان زمان دوستانی به من می‌گفتند که نباید ریسک کنم و شاید جز چند نام آشنا، همه‌چیز برای من غریبه بود. اما من عاشق تجربه‌ام و «گس» دلچسب‌ترین تجربه‌یی بود که داشتم. من با این فیلم بخشی از خود را دیدم.

بخش دیگری از خود را تجربه کردم. حال و هوای یک من ساکت. تجربه تلخ خیانت برای هیچ کس غریب نیست. برای من هم نبوده و من در قالب نزدیک‌ترین کاراکتر به شخصیتم آن را بازی کردم. نقش سهیلا، نقشی دشوار بود. زنی که سکوت می‌کند، دیالوگ ندارد یا حداقل کم دارد، همه‌چیز در صورتش است و بس. نمی‌خواستم کم یا زیاد باشم. از سهیلای فیلم گس دور شوم اما با هدایت کارگردان همه‌چیز درست سرجایش قرار داشت، نه برای من بلکه برای همه.

جایزه‌یی که نصیب این فیلم در فستیوال رم شد بیان‌کننده همین است. کیارش اسدی‌زاده با تمام جوانی‌اش یک هدایت‌کننده درست است و من هم همچون امیر قادری (منتقد سینما و یکی از اعضای هیات داوران هشتمین جشنواره رم) بر این باور هستم که اسدی‌زاده آینده بسیار روشنی دارد.

سکانس آخر

این فیلم از دردها حرف می‌زند، از یک درد مشترک. دردی که تنها در جامعه ما نیست. وقتی این فیلم دیده می‌شود، تشویق می‌شود و جایزه می‌گیرد یعنی زنان خارج از مرز ایران، در کشوری همچون ایتالیا، در حالی که به گونه‌یی دیگر بزرگ شده‌اند، دغدغه‌های دیگری دارند، آزادی‌های بیشتری دارند، تفکراتی متفاوت از زنان جامعه ما دارند، باز هم در یک درد، مشترک هستند. این نشانه این است که این مرزهای جغرافیایی اگر روزی برداشته شوند، همه یک زبان دارند، یک دغدغه. این زبان را سینما به خوبی می‌داند و فیلمی موفق است که به این زبان بهتر سخن بگوید.

تنها تاسف من بر این است که هنوز مردم کشورم موفق به دیدن این فیلم نشدند و من به شخصه دوست داشتم، این فیلم را ابتدا روی پرده‌های سینمای ایران می‌دیدم. با این حال به آینده این فیلم در ایران هم خوشبین هستم و اطمینان دارم که مردم کشورمان هم از این فیلم استقبال و با آن همزادپنداری می‌کنند.

 

گفت‌وگو با عوامل «گس» که خبرساز شدند

گفت‌وگو با عوامل «گس» که خبرساز شدند

 

گفت‌وگو با محمدرضا غفاری، بازیگر فیلم گس

فیلم خوب، یعنی حالت خوب باشه

«می‌خواستیم فیلم بسازیم، آن هم یک فیلم خوب» این گفته محمد رضا غفاری پس از اختتامیه هشتمین فستیوال فیلم رم و پس از دریافت جایزه ویژه این جشنواره برای «بازیگران نو» فیلم «گس» است. محمد رضا غفاری که پیش از این در فیلم‌های سینمایی «رویای خیس» به کارگردانی پوران درخشنده بازی کرده بود این‌بار همراه با تیم کیارش اسدی‌زاده پا به نخستین جشنواره بین‌المللی گذاشت و از تجربه ایفای نقش خود در این فیلم سینمایی به روزنامه اعتماد گفت: «من از طریق منشی صحنه، خانم نوال شریفی به آقای اسدی‌زاده معرفی شدم. با اینکه قصد سفر داشتم، اما وقتی فیلمنامه را خواندم قصه برایم بسیار جذاب بود و مشتاق بودم که حتما این نقش را بازی کنم. از اینکه آقای اسدی‌زاده به من اعتماد کرد و این فرصت به من داده شد خیلی خوشحالم.» غفاری در حالی برابر دوربین فیلم «گس» ایستاد که همبازی‌هایش نخستین کار سینمایی خود را تجربه می‌کردند اما به اعتقاد خودش ایفای نقش «رضا» نیز برای او یک تجربه تازه بوده است: «تنها چیزی که باقی می‌ماند، یک فیلم خوب است. من هیچ‌وقت پیش از کلید خوردن فیلم به این مساله توجه نکردم که کارگردان فیلم یا سایر بازیگران چه کسانی هستند، فیلمنامه خوب بود و من دوست داشتم این نقش را اجرا کنم. در ابتدا نه من و نه سایر اعضای فیلم نمی‌توانستیم تصور کنیم که «گس» تا کجا پیش می‌رود و به نظر من همیشه اتفاقات خوب زمانی رخ می‌دهند که هیچ گاه تصورش را نمی‌کنی. هدف من بازی کردن بود، یک بازی بدون ایراد و خوب و کارگردان هم هدفش ساختن یک فیلم خوب بود، همین دلیل کافی برای شروع بود. در ادامه کار، حین فیلمبرداری همه‌چیز آن گونه پیش رفت که می‌بایست، این جمله همیشگی من است که: «هر وقت در حین فیلمبرداری حالت خوب باشه، نتیجه خیلی خوبی می‌گیری.» به شخصه حال خوشی در طول فیلمبرداری داشتم و فکر می‌کنم برای بقیه هم همین طور بوده. امروز ما نتیجه کار را دیدیم و خدا رو شکر دست پر از آن بیرون آمدیم.» محمدرضا غفاری که پیش از این در فیلم « قاعده تصادف» کار کرده بود، در رابطه با کیارش اسدی‌زاده و نخستین تجربه فیلم بلندش می‌گوید: «اگر جایزه رم مهر خوبی در کارنامه من باشد، آن را مدیون کارگردان خوبی هستم که مسیر درستی را انتخاب کرده و شعور و استعداد خوبی در فیلم ساختن دارد. من همیشه به جایزه جشنواره فیلم فجر فکر کرده بودم اما یک جایزه بین‌المللی را هیچ‌وقت اینقدر نزدیک نمی‌دیدم.» محمدرضا غفاری درباره بازخورد فیلم «گس» در فستیوال فیلم رم توضیح می‌دهد که پس از نمایش این فیلم، حضار در سالن چند دقیقه‌یی اعضای فیلم را با دست زدن تشویق کردند و پس از کسب جوایز با استقبال و تبریکات فراوانی روبه‌رو شدند: «همه ما از جشنواره رم انرژی خوبی گرفتیم و از همه آنها تشکر می‌کنیم که این فرصت را به ما دادند تا خودمان را نشان دهیم.» پیش از این کارگردان فیلم «گس» گفته بود که میان کاراکترهای فیلم و بازیگرانش فاصله نزدیکی وجود دارد، غفاری در رابطه با نقش «رضا» به روزنامه اعتماد می‌گوید: «نزدیک‌ترین چیز به من در این فیلمنامه «رضا» بود که برای نخستین بار با اسم خودم بازی می‌کردم. خیلی خوشحالم که کارگردان هم، چنین تصوری از من و نقش دارد، چرا که رضایت او را از ایفای نقش نشان می‌دهد.»

 

منبع : روزنامه اعتماد

ادامه مطلب گفت‌وگو با عوامل «گس» که خبرساز شدند

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

به گزارش فان پرس ، ریحانا یکی از ستاره های پرطرفدار موسیقی پاپ در دنیاست. او که همیشه حواشی بسیاری در زندگی اش دارد بسیار خانواده دوست است و همیشه در کنار خانواده اش دیده میشود. این ستاره هالیوودی چندی پیش زمانیکه در هتلی در بورلی هیلز لوس آنجلس اقامت داشت با حضور بدون هماهنگی خانواده اش کاملا غافلگیر شد.

او هنگامیکه برای خروج از هتل آماده میشد، نزدیک درب ورودی هتل با پدرش که در خودروی خانوادگی منتظر او بود روبرو شد و این مسئله باعث شوکه شدن و خوشحالی این ستاره جنجالی هالیوودی شد. پدرش عنوان کرد با این سفر خانوادگی بدون هماهنگی قصد خوشحالی و غافلگیری دخترش را داشت.

این ستاره محبوب 25 ساله در حال حاضر مشغول دوبله یکی از شخصیت های یک انیمیشن کمدی زیباست که توسط کمپانی معروف ” دریم ورکس” در حال تولید است. او بعد از ظهر همان روز به همراه برادر کوچکش برای تماشای یک مسابقه بستکبال به سالن ورزشی رفت. این ستاره هالیوودی به تازگی 96 اجرای زنده در 5 کشور دنیا با عنوان ” تور الماس ها ” را به پایان رسانده است.

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

 

ادامه مطلب غافلگیری جالب ستاره هالیوود + تصاویر

عکس های جدید بازیگران / امیر جعفری و مادرش در سفر به حج

تهرانجلس، فیلم تازه پیمان معادی + تصویر اینستاگرام

Moadi-Tehranjeles-caffe

 

پیمان معادی که حضورش در «اشباح» مهرجویی منتفی شده این روزها در حال نگارش فیلمنامه جدید خود است. این بازیگر و کارگردان سینما از نگارش فیلمنامه «تهرانجلس» خبر داده است. «تهرانجلس» دومین فیلم بلند معادی بعد از «برف روی کاج‌ها» است.

 

به گزارش کافه سینما به نقل از شبکه ایران: پیمان معادی که حضورش در «اشباح» مهرجویی منتفی شده این روزها در حال نگارش فیلمنامه جدید خود است. این بازیگر و کارگردان سینما در تازه‌ترین پست خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام از نگارش فیلمنامه «تهرانجلس» خبر داده است. «تهرانجلس» دومین فیلم بلند معادی بعد از «برف روی کاج‌ها» است. وی در مقام فیلمنامه‌نویس آثاری چون «آواز قو»،‌ «عطش»، «کما»، «کافه ستاره»، «شام عروسی» و «برف روی کاج‌ها» را در کارنامه دارد.

این بازیگر علاوه بر حضور در مجموعه تلویزیونی عدالت کیفری (Criminal Justice) دو فیلم هالیوودی آخرین شوالیه ها (The Last Knights) و کمپ اشعه ایکس (Camp X-Ray) را آماده اکران دارد که در اولی با بازیگران سرشناسی چون مورگان فریمن و کلایو اوون همبازی بوده و در «اشعه ایکس» هم در کنار کریستن استوارت ستاره مشهور سری فیلم‌های بسیار پرفروش و موفق «گرگ و میش» ظاهر شده است.

معادی همچنین در جشنواره فیلم امسال نیز فیلم«ملبورن» را دارد که نخستین فیلم نیما جاویدی در مقام کارگردان است و نقش مقابلش را هم نگار جواهریان بازی کرده است. «ملبورن» درامی معمایی است که داستان زوجی جوان را روایت می‌کند که در آستانه سفر، ناخواسته درگیر ماجراهایی پیچیده می‌شوند.

  •  

ادامه مطلب تهرانجلس، فیلم تازه پیمان معادی + تصویر اینستاگرام

تحلیل مداح معروف، از بازی لیلا حاتمی در تازه‌ترین فیلم‌اش

  

فیلم سر به مهر، تازه‌ترین بازی لیلا حاتمی در سینما، به اکران سینما رسیده است. پیش از این تصاویری از حضور سعید حدادیان مداح معروف، در افتتاحیه فیلم، در کافه سینما دیده بودید. به گزارش کافه سینما، حدادیان در گفتگویی با نسیم صبا درباره بازی لیلا حاتمی در این فیلم گفته: «اولا خوشحالم که به موضوع نماز نگاه شد. و این کار مبارکی است. البته مسیله اصلی این فیلم نماز نیست و در واقع اولویت اصلی فیلم، بیماری کمرویی است و نماز تحت‌الشعاع این مسیله قرار گرفته است. کم رویی مسیله‌ای نیست که برای همه جذابیت داشته باشد و این خانم لیلا حاتمی است که بار فیلم را به دوش کشیده. انگار تیاتری است که خانم لیلا حاتمی روی پرده سینما به آن جان بخشیده است. صحنه گریه لیلا حاتمی با آن میمیک، کار هر هنرپیشه‌ای نیست.»

کافه سینما

ادامه مطلب تحلیل مداح معروف، از بازی لیلا حاتمی در تازه‌ترین فیلم‌اش

نخستین عکس: “هری پاتر” در نقش “فرانکنشتین”

دانیل رادکلیف

 

 

دانیل رادکلیف، ستاره سری فیلم‌های «هری پاتر» در «فرانکنشتین» نقش ایگور دستیار گوژپشت فرانکنشتین را بازی می‌کند. هرچند در اولین عکس‌های منتشرشده از صحنه فیلمبرداری این پروژه شخصیت ایگور به نظر گوژپشت نمی‌آید.

 

فیلمبرداری فیلم «فرانکنشتین» با بازی دانیل رادکلیف و جیمز مک‌آووی آغاز شد.

به گزارش کافه سینما به نقل از خبرآنلاین، این فیلم به کارگردانی پل مگیگان برخلاف برداشت‌های قبلی از رمان کلاسیک «فرانکنشتین» (Frankenstein) نوشته مری شلی، بجای ویکتور فرانکنشتین یا هیولای مخلوق او، از منظر ایگور به اتفاقات نگاه می‌کند.

دانیل رادکلیف، ستاره سری فیلم‌های «هری پاتر» در «فرانکنشتین» نقش ایگور دستیار گوژپشت فرانکنشتین را بازی می‌کند. هرچند در اولین عکس‌های منتشرشده از صحنه فیلمبرداری این پروژه شخصیت ایگور به نظر گوژپشت نمی‌آید.

Daniel Radcliffe1

دانیل رادکلیف در «فرانکنشتین» نقش ایگور را بازی می‌کند

جسیکا براون فایندلی در فیلم نقش آکروبات‌بازی را دارد که ایگور او را از یک حادثه نجات می‌دهد و بعدا با او دوست می‌شود.

پل مگیگان کارگردان روایت جدید «فرانکنشتین» پیش از این فیلم ابرقهرمانی «فشار»، «شماره بخت اسلوین»، «گانگستر شماره ۱» و «Wicker Park» را کارگردانی کرده است.

«فرانکنشتین» ۱۶ ژانویه ۲۰۱۵ اکران می‌شود.

ادامه مطلب نخستین عکس: “هری پاتر” در نقش “فرانکنشتین”

عکس های نشست خبری سریال «زمانی برای عاشقی»

 

bazigaran-13-510x318 bazigaran-61-510x317 bazigaran-71-510x315

 

 

عکس های نشست خبری سریال «زمانی برای عاشقی»

bazigaran-9-510x317

 

bazigaran-13-510x318

 

bazigaran-21-510x318

 

bazigaran-31-510x318

 

bazigaran-41-510x317

 

bazigaran-51-510x316

 

bazigaran-61-510x317

 

bazigaran-71-510x315

 

bazigaran-81-510x317

 

bazigaran-101-510x318

 

bazigaran-111-510x318

 

bazigaran-121-510x318

ادامه مطلب عکس های نشست خبری سریال «زمانی برای عاشقی»

خبر جالب یک بازیگر: خانمی که در “رییس” مسعود کیمیایی نقش داشت، فقط چهره و نام‌اش شبیه من بود! + تصویر

Shohre-Ghamar

 

حال، سوال این جاست: خود آن بازیگر فیلم رییس کجاست؟

شهره قمر بازیگر سینما با اشاره به اینکه هیچگاه در فیلم سینمایی "رییس" ساخته مسعود کیمیایی بازی نکرده است عنوان کرد بازیگر آن فیلم با وی تشابه ظاهری و اسمی دارد.

 

شهره قمر بازیگر سینمای ایران درباره فعالیت‌های جدیدش به خبرنگار مهر گفت: در حال حاضر مشغول بازی در فیلم سینمایی "دربست آزادی" به کارگردانی مهرشاد کارخانی هستم که یک سوم از فیلمبرداری آن به پایان رسیده است. به دلیل اینکه کارگردان قصد دارد حتما فیلم را به جشنواره فجر برساند تدوین این اثر سینمایی به صورت همزمان در حال انجام است.

وی افزود: در فیلم "دربست آزادی" نقش دختری را بازی می‌کنم که درگیر آسیب‌های اجتماعی است و اتفاقات زیادی در طول اثر برایش می‌افتد. کل این فیلم در یک روز می‌گذرد. همچنین در فیلم "چهارباندی" به كارگردانی محمدجعفر باقری‌نیا و تهیه‌كنندگی عزت‌الله جامعی ندوشن نیز ایفای نقش کردم که امسال در جشنواره فیلم فجر حضور خواهد داشت. در این فیلم نیز در نقش دختری شانزده ساله و درون‌گرا که دچار درگیری‌های خانوادگی است، بازی کرده‌ام.

بازیگر فیلم "انعکاس" درباره حضورش در فیلم "باغ بهشت" نیز توضیح داد: فیلم سومی که امسال با آن در جشنواره حضور دارم "باغ بهشت" به کارگردانی علی رویین‌تن است که در این فیلم نقش دختری را بر عهده دارم که از خانواده‌ای متمول است و درگیر بحران‌های بچه‌های خیابانی می‌شود و پای خانواده‌اش را هم به این قضیه می‌کشاند.

قمر تاکید کرد: هر سه نقشی را که در طول امسال بازی کرده‌ام عاشقانه دوست دارم و امیدوارم در جشنواره فیلم فجر امسال بتوانم انتظارات را برآورده کنم و به نتیجه دلخواهم دست یابم.

بازیگر "زبان مادری" درباره کم کاری‌اش در عرصه سینما در طول چند سالی که وارد این حرفه شده است، گفت: در این ۴ – ۵ سالی که وارد سینما شده‌ام گزیده کار کرده‌ام اما تا کنون در ۱۳ فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخت‌ام که فکر نمی‌کنم در این وضعیتی که سینما دارد و تعداد آثار با کیفیت سینمایی محدود است رقم کمی باشد.

وی ادامه داد: در طول چند سال گذشته همه تلاشم این بودم که بازیگر صرف سینما باشم و در هیچ تله‌فیلم یا سریال تلویزیونی بازی نکرده‌ام چون اعتقاد من به سینماست و ترجیح می‌دهم به عنوان یک بازیگر سینما شناخته شوم. خوشبختانه با توکل به خدا توانستم با وجودی اینکه مثل ماهی قزل‌آلا خلاف جهات آب شنا کردم و خیلی از نقش‌ها را نپذیرفتم و حاضر شدم گریم‌های متفاوت و سنگین را روی چهره‌ام بپذیرم تا بتوانم به ایده‌آل‌هایم نزدیک شوم، در این مدت محدود پیشرفت هم بکنم.

قمر در پاسخ به این پرسش که بعد از بازی در فیلم "رییس" مسعود کیمیایی چطور توانسته راه خودش را در سینما باز کند؟ توضیخ داد: من هیچگاه در فیلم "رییس" بازی نکردم و تا به حال با مسعود کیمیایی همکاری نداشتم. بازیگری که در فیلم "رییس" بازی کرده تشابه اسمی و ظاهری به من داشته است. من از سال ۸۷ با فیلم سینمایی" انعکاس" ساخته رضا کریمی و تهیه‌کنندگی سعید حاجی‌میری وارد سینما شدم. گریمم در این فیلم فوق‌العاده سنگین بود و نقشی بزرگتر از سن خودم را ایفا می‌کردم.

قمر بازی در فیلم‌های "انعکاس"، "زبان مادری"، "دل بی‌قرار"، "کریستال" و… را در کارنامه دارد. همچنین در فیلم سینمایی "رییس" ساخته مسعود کیمیایی بازیگری با نام شهره قمرپور به ایفای نقش می‌پردازد که از لحاظ ظاهری کاملا شبیه به شهر قمر است. این بازیگر علیرغم خبرها و مصاحبه‌های گذشته‌، می‌گوید که در فیلم "رییس" حضور نداشته است.

 

ادامه مطلب خبر جالب یک بازیگر: خانمی که در “رییس” مسعود کیمیایی نقش داشت، فقط چهره و نام‌اش شبیه من بود! + تصویر

عکس : لادن طباطبایی و دخترش

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

مجموعه تصاویری که این هفته ستارگان هالییود در اینستاگرام خود، به اشتراک گذاشته اند را، برای شما تهیه کرده ایم. بیشتر این تصاویر به عید شکرگزاری که پنج شنبه ی اخیر در امریکا، جشن گرفته شد، مرتبط است.

” جان لیجند” ، بازیگر، ترانه سرا و خواننده ی محبوب و پرافتخار امریکایی، این عکس را به همراه مادربزرگش، در روز شکرگزاری، به اشتراک گذاشته است:

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

” امی راسم”، بازیگر جوان سریال بی شرم و فیلم هایی چون یک روز بعد از فردا و رودخانه مرموز، در کنار خوراکی های مخصوص روز شکرگزاری، و با کلاهی به شکل بوقلمون، عکس انداخته.

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

” نیل پاتریک هریس” ، بازیگر سریال چگونه با مادرت آشنا شدم، عکسی از تاب بازی فرزنداش به اشتراک گذاشته و نوشته: زیباترین و آرام ترین لحظات زندگی، در روز شکرگزاری.

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

” ریچل ری” ، یکی از معروف ترین و محبوب ترین مجری/ آشپزهای تلویزیونی، عکسی از خانواده اش به همراه غذاهای روز شکرگزاری، به اشتراک گذاشته است.

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

” پاتریک استوارت” بازیگر فیلم های چون ایکس من و استار ترک، و “یان مک کلن” ، گندالف معروف ارباب حلقه ها، این عکس را به اشتراک گذاشته اند.

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

” لیندسی لوهان” ، بازیگر جوان و ستاره ی جنجالی هالیوود هم، عکسی از دستپختش، یک روز قبل از عید شکرگزاری، در اینستاگرام خود، منتشر کرده است.

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

” مارتا، ” آشپز ماهری که شوی تلویزیونی اش، میلیون ها طرفدار دارد، در حال آشپزی برای روز شکرگزاریست.

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

” لنا دورهام” ، بازیگر و نویسنده سریال دختران، به همراه پدرش.

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

” جسیکا آلبا” ، این بازیگر مشهور، هنگام تماشای مسابقه فوتبال امریکایی، عکسی از حضورش در استادیوم، به اشتراک گذاشته است.

 

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

” جاش دهمل” ، بازیگر سریال لاس وگاس و فیلم های ترانسفورمز، تصویر طنزآمیزی به صورت کارت پستال، از خانواده اش منتشر کرده و عید شکرگزاری را تبریک گفته است.

 

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

“اپرا وینفری” ، مجری، تهیه کننده و یکی از پرقدرت ترین زنان دنیا، در حال چیدن میز شام، در روز شکرگزاریست.

 

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

” سوفیا ورگارا” ، بازیگر سریال مدرن فامیلی، در کنار سفره ی مخصوص شکرگزاری، به همراه پسرش.

 

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

 

ادامه مطلب جشن شکرگزاری هالیوودی ها در اینستاگرام + تصاویر

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

 

 

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

 

 

 

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

 

به گزارش میهن دی ، مژده لواسانی متولد ۱۳۶۸ است وی از کودکی با تشویق پدر و مادرش وارد رادیو شد و برای اولین بار در سن ۹ سالگی در برنامه پلاک ۱۴ به کارگردانی مهران مدیری در تلویزیون حضور یافت. وی در حال حاضر سردبیری چند برنامه تلویزیونی میباشد. البته باید گفت که وی جوانترین مجری برنامه به خانه برمی گردیم در طول پخش چندین ساله این برنامه از شبکه ۵ سیما می باشد .

مژده لواسانی که این شب‌ها برنامه نسبتا جنجالی “کافه سوال” را اجرا می‌کند، از باورهای مذهبی‌اش و پوشش چادر می‌گوید و گلایه‌هایی دارد از مجریانی که با تظاهر به آنچه نیستند مردم را بی‌اعتماد کرده‌اند.

“کافه سوال” بیش از یک ماه است که روی آنتن شبکه دو می‌رود. برنامه‌ای که شاید در قسمت‌های اول به سختی می‌شد باور کرد این رسانه ملی است که چنین رک و پوست کنده به موضوعاتی چون جراحی‌های زیبایی می‌پردازد و جالب‌تر آنکه چهره‌هایی که چنین جراحی‌هایی را انجام داده‌اند هم در این برنامه حاضر می‌شوند و از کارشان دفاع یا ابراز پشیمانی می‌کنند.

مژده لواسانی مجری این برنامه شبانه شبکه دو سیما به تهیه‌کنندگی سهیل سلیمانی است. گوینده‌ای که فعالیت در رادیو را از خردسالی و در کنار عذرا وکیلی آغاز کرده و حالا با وجود آنکه تنها 24 ساله است، می‌توانی در کلام وی و هدایت قابل قبول سمت و سوی برنامه‌هایش، نشان سال‌ها فعالیت را بیابی.

با او در دهه اول محرم گپ و گفتی داشتیم که از برنامه روی آنتش آغاز شد، به محرم رسید و حتی به حاشیه‌هایی راه پیدا کرد که مجریان سیما را درگیر خود کرده است؛ از اعتقادات و حس و حال‌های مذهبی و شخصی گرفته تا نقش بازی کردن برخی مجریان مقابل دوربین تلویزیون و حضور در شبکه‌های اجتماعی و…

این گفتگو را از نظر می‌گذرانید:

*چه شد سازمان صدا و سیما سراغ نقد بی پرده مسائلی رفت که حداقل از نظر مخاطبان تلویزیون جزو خطوط قرمز به حساب می‌آیند و جالب اینکه می‌بینیم رویکرد “کافه سوال” هم صرفا مذمت و هشدار مستقیم که فلان چیز بد است نیست و موافقان و مخالفان یک موضوع در کنار هم در برنامه قرار می‌گیرند.

- احتمالا خوش اقبالی من بوده است…

*فقط همین؟

- واقعیت این است وقتی طرح را در اتاق فکر “کافه سوال” با سهیل سلیمانی تهیه‌کننده بررسی کردیم و به نتیجه واحد رسیدیم، خود من خیلی ذوق‌زده شدم و با خودم گفتم اگر ما با همین نگاه جلو برویم حتما اتفاقات خیلی خوبی می‌افتد و بسیار بسیار از آقای آذرمکان مدیر گروه اجتماعی شبکه دو ممنونم که از این طرح استقبال و حمایت کرد. ما از روز اول با هجمه‌های عجیب و غریب درباره نوع پرداخت، ساعت پخش و… روبرو بودیم اما خدارا شکر تا این لحظه با حمایت مدیران به ویژه آقای بخشی‌زاده همه چیز خیلی خوب پیش رفته است. به نظرم شبکه دو در حمایت از برنامه‌هایش سابقه درخشانی دارد. پیش از این برنامه‌هایی از این دست بوده که مثلا به آسیب‌شناسی جراحی‌ها یا مسئله زیبایی بپردازد اما اینکه ما زاویه‌مان را عوض کنیم و اینبار کنار مخاطب بایستیم و به او حق انتخاب دهیم که خودش بین دیدگاه موافق و مخالف یکی را برگزیند، شاید کمتر اتفاق افتاده است.

*نکته جالب این است که شما هم بدون قضاوت اجرا می‌کنید و تأکید دارید قضاوت نهایی با مخاطبان خواهد بود.

- من هم تمام تلاشم را کردم که موضع خودم را دخیل نکنم، با وجود اینکه بسیاری مواقع موضع دارم. اصولا آدمی هستم که با صراحت عقایدم را مطرح می‌کنم ولی این بار تلاش کردم که یک ویژگی‌ جدید را تمرین کنم و اینکه کاملا گپ و گفت مستقلی را شکل بدهم. البته نسبت به خطوط قرمز، سیاست‌های اصلی سازمان و اعتقادات، سعی می‌کنم موضع درستی داشته باشم اما نظر خودم را دخیل نمی‌کنم. در بازخوردهایی که داشتم مردم هم متوجه این شده‌اند. آخرین کلامم نیز این است که ما حکم صادر نمی‌کنیم و قضاوتی نداریم و بر این بحث هم نقطه نمی‌گذاریم، شمایید که انتخاب می‌کنید. تاکنون نظرات متفاوتی هم مطرح شده، یک شب گلاره عباسی به کل جراحی بینی را رد می‌کند و شب بعد تینا آخوندتبار موافق ماجرا است. نظر متخصصان، جامعه‌شناسان، روانشناسان و پزشکان را هم که همیشه داریم.

*برایم جالب است بدانم مدعوین برنامه شما چطور راضی می‌شوند بیایند و بی پرده درباره این مسائل حرف بزنند؟ برای متقاعد کردن چهره‌ها به حضور در برنامه ساز و کار خاصی دارید؟

- من خیلی از این موضوع خوشحالم و از بازیگران ممنونم که آمده‌اند. مسئول هماهنگی برنامه از آنها دعوت می‌کند در برنامه‌ای حاضر شوند که در خصوص زیبایی صحبت می‌کند و در جریان بحث و سوال، اول من از بازیگران ممنونم که واکنش عجیب و غریبی نشان نداده‌اند و صادقانه حرف زدند. من توقع نداشتم نعیمه نظام دوست صراحتا از همه جراحی‌هایش بگوید. این موضوع خیلی به ما کمک می‌کند. شاید اگر پرستو صالحی آن شب با سوال اول من گارد می‌گرفت اصلا گفتگویی درباره نارضایتی تزریق ژل لب شکل نمی‌گرفت و همه چیز تدافعی می‌شد. این اتفاق ناشی از لطف دوستان بود که برنامه را دیده بودند و آن را دوست داشتند و با حضور در آن مشکلی نداشتند و گارد نگرفتند. از طرف دیگر پزشکان هم همین رویه را داشتند. روزی که ما درباره جراحی لاغری صحبت کردیم دکتر راستی کارشناس برنامه بود که خود این جراحی‌ها را انجام می‌دهد و من توقع داشتم او برای این موضوع تبلیغ کند و انواع و اقسام جراحی‌ها را توضیح بدهد. اما او آن شب از معایب و اتفاقات ناخوشایند گفت و از همان اول لیپولیزر و لیپوساکشن را رد کرد. این خیلی به برنامه کمک می‌کند.

*راستی سوال اول چه است؟

- مثلا می‌پرسم شما جراحی زیبایی داشتید؟ از این کار راضی هستید؟ درباره جراحی‌های زیبایی خودشان سوال می‌کنم.

*فکر می‌کنم رسانه‌ای شدن اتفاقاتی که برای رضا داودنژاد رخ داد هم توانست این جو را تعدیل کند.

- این هم بخشی از این قضیه است وگرنه ما درباره جراحی بینی یا پروتزهای مختلف که چنین ماجرایی نداشتیم. احساس می‌کنم قدری قبح اینکه درباره عمل‌های جراحی صحبت شود ریخته است. اهالی سینما و رسانه بیشتر با مردم همراه شده‌اند. البته چینش مهمان‌ها در کنار هم مسئله مهمی است که به برنامه کمک کرده است. مثلا زمانی که درباره جراحی‌های دندان و نگین گذاشتن بحث می‌کردیم مریم طوسی بازیگر نبود بلکه ما یک قهرمان دو را به برنامه دعوت کرده بودیم. شاید خیلی مرسوم نباشد که قهرمان دو چنین کاری انجام دهد. ما به این فکر می‌کنیم کسی را بیاوریم که حرفی برای گفتن داشته باشد.

*تا به حال به قبح‌شکنی محکوم شده‌اید؟ این هجمه‌هایی که اشاره کردید در چه خصوص هستند؟

- اینکه می‌گویم با هجمه روبرو بودیم اصلا اغراق نیست. متاسفانه در برخورد با رسانه به شیوه “هر کسی از ظن خود شد یار من” عمل می‌شود. پزشکان ماجرا را یک جور می‌بینند و شبی در نظرشان پررنگ می‌شوند که ما مخالف آورده‌ایم. توجه هنرمندان به شبی جلب می‌شود که اشاره کرده‌ایم عمل زیبایی بین بازیگران شایع شده است. هر کس از زاویه‌ای ماجرا را می‌بیند که احیانا خدشه‌ای به جامعه صنفی‌اش وارد کرده است. در حالی که اگر کل این بسته را با هم ببینند ما هرگز نمی‌گذاریم کوتاهی درباره صنف، قشر یا دیدگاهی رخ بدهد. ما باید کل مجموعه را ببینیم نه صرفا دقایقی که مخالف ذائقه و سلیقه‌مان بوده است. ما در برنامه اینطور جلو رفته‌ایم و سعی کرده‌ایم همه حرف‌ها بیان شود.

*در سریال‌های طنز، موضوعی به کنایه گفته می‌شود و خیلی ها ناراحت می‌شوند. وای به حال برنامه ساز و مجری که صریحا در برنامه‌ای به موضوعی اشاره کند…

- دقیقا. به خصوص در برنامه‌های گفتگومحور و اگر دری هم به تخته‌ای بخورد و برنامه پربیننده شود که دیگر سخت‌تر هم می‌شود.

*قصد عقب نشینی که ندارید؟ فصل‌های دیگر برنامه چه ترکیب بندی دارد؟

- نه اصلا. ما 15 قسمت درباره زیبایی کار کردیم و پنج قسمت پایانی را می‌رویم که جمع بندی روی این موضوع داشته باشیم. ما مینی‌ فصل‌هایی داریم که 6 قسمت دارند و در دو هفته کاری ما یعنی دو جمعه، شنبه و یکشنبه جمع می‌شود. بعد از زیبایی یک فصل 6 قسمتی درباره یک تب اجتماعی داریم. بنابراین قصدی برای عقب نشینی نداریم. البته این امر تاوان دارد، چه برای من مجری، چه تهیه‌کننده و…

*شما که با خودرو شخصی رفت و آمد می‌کنید چگونه با مردم عادی در جامعه در ارتباط هستید که بازخوردها را از آنها بگیرید؟

- اول یک نکته بگویم و آن اینکه من با مترو به دانشگاه می‌روم. اتفاقا بیشتر تعاملاتم با مردم در همین راه شکل می‌گیرد. نگاه اهالی رسانه برای من بسیار مهم است اما نگاه مردم هم جایگاه بااهمیتی دارد. یادم می‌آید پس از سه شب اول برنامه به عرفه رسیدیم و من مشهد بودم. آنجا در حرم درباره جراحی بینی و چه و چه با من حرف می‌زدند و با این موضوع ارتباط برقرار کرده بودند. این قضیه برای من بسیار مهم بود. آنجا آنقدر با من درباره برنامه حرف زدند که من سرشار از انرژی شدم. پیامک‌های فراوانی که به برنامه می‌رسد هم همینطور. من خودم به شدت آدم احساساتی هستم و خیلی برایم مهم است که مردم دوستم دارند یا نه. بنابراین وقتی بازخورد مثبت می‌گیرم کلی انگیزه می‌گیرم اما خدا نکند بدانم مردم از چیزی خوششان نیامده است… نبض اجرای من به شدت متصل به نظرات مردمی است و در اجرایم تاثیر دارد.

*نظرات مردم توانسته برنامه‌ریزی‌تان را برای اجرای “کافه سوال” تغییر بدهد؟

- خیلی زیاد از حرف‌های مردم دلگرم شده‌ام.

*در ماه محرم به سر می‌بریم و این ناخودآگاه به گفتگو سمت و سو می‌دهد. قدیمی‌ترین خاطره‌ای که از محرم دارید چیست؟ تصویرهای مبهم یا شاید واضحی که قدمتش به سال‌ها قبل و کودکی برمی‌گردد…

- اتفاقا خیلی خاطرات من از محرم واضح است. من از کودکی آدمی بودم که به خاطر جو خانوادگی‌ام در این مجالس شرکت می‌کردم. تصاویری که از بچگی در دسته‌ها داشتم یادم است؛ دختر کوچولویی که چادرش را کیپ کرده و با بابا و باباجانش (پدربزرگ) در دسته آقایان راه می‌رود. شب اول محرم پُستی در اینستاگرام گذاشتم که عکس 11 سالگی‌ام در کربلا بود که در دهه اول محرم برای اولین بار به آنجا رفته بودم. شاید این دلچسب‌ترین سفر زیارتی من در این سالها بوده است. این کودکی محض به همراه عشق عجیب و غریبی که بوده و هست و خواهد بود. آن موقع زمان صدام و عزاداری ممنوع بود و شب تاسوعا و عاشورا غربت داشت… حالا که دوستان می‌روند و درباره شور عزاداری در آنجا می‌گویند با خودم فکر می‌کنم من چه حال عجیبی را در کودکی تجربه کرده‌ام.

*و باز هم سفر کربلا قسمتتان شد؟

- دومین بار سال 86 بود. آن زمان دیگر رژیم بعثی نبود و در دوره‌ای رفتم که آمریکا حاکم بود. آن سفر هم خیلی خوب بود. حالا که حرف از زیارت شد باید بگویم مکه امسالم خیلی فوق العاده بود. در شرایطی که من داشتم رفتن به مکه به معجزه شباهت داشت. بنابراین کاملا ایمان آوردم این سفرها نوعی دعوت است. فرد که باید طلبش را داشته باشد اما تا آنها دعوت نکنند اتفاق نمی‌افتد. من سالها در طلب مکه بودم، هر بار طوری کنسل می‌شد و این بار 6 روز قبل از اینکه در مکه باشم خیلی عجیب و غریب سرم خلوت شد و به فاصله‌ای که برای این کار اقدام کردم 6 روز بعد مدینه بودم… خیلی هم سفر دلچسبی بود.

*این سفرها، احساسات و فضاهایی که تجربه کرده‌اید چقدر وارد اجرای شما می‌شود؟

- خیلی زیاد. اول اینکه این نوع مناسباتی که با ائمه اطهار دارم، حال مرا کاملا خوب می‌کند. من یک دوره‌ای “پابوس” را اجرا می‌کردم و همه می‌گفتند این کار را نکن تو مجری اجتماعی و خانوادگی هستی و نگذار برچسب مجری معارفی رویت بخورد. اتفاقا وقتی این برنامه را آغاز کردم که محرم بود. برای من این تفکیک آزاردهنده است. من با همه اعتقاداتم هستم بنابراین جایی اگر بتوانم کمکی کنم که یک برنامه مذهبی بهتر اجرا شود، چرا این کار را نکنم؟ بنابراین رفتم و اجرا هم کردم. بر این تصور هم نیستم که بخشی از مخاطب را دفع کرده‌ام و… آنجا زاویه دیگری از من برای مخاطب نمایان شد و آن تجربه را هم دوست دارم.

*اگر بخواهیم قضاوت مخاطب را در نظر بگیریم که پوشش شما سمت و سوی اعتقادی‌تان را بدون اجرای برنامه معارفی هم مشخص می‌کند.

- دقیقا. دوستان بیشتر به جهت تخصصی بودن حوزه اجرا به این نکته اشاره می‌کردند و می‌گفتند ممکن است به گونه اجتماعی که داری با این کار خدشه وارد شود. من درباره خودم به جهت اینکه می‌دانم چه اعتقاداتی دارم قائل به این تفکیک درباره خودم نبودم. کسی هست که هیچ تخصص مذهبی ندارد و با ورود به یک بحث نمی‌تواند آن را جمع کند، قطعا ورود او درست نیست. اما من در این فضاها بوده‌ام و اطلاعاتش را دارم.

*حالا که حرف به اینجا رسید، دوست دارم درباره اتفاق زیان باری حرف بزنیم که در سیما وجود دارد. مجریانی که در قاب تلویزیون به شکلی دیده می‌شوند و در اجتماع به شکل دیگری…

- شما که مرا می‌شناسید می‌دانید این داغ دل من است. چون چند ضربه اساسی می‌زند. مهم‌ترین ضربه این است که چنین افرادی باعث می‌شوند دید مردم نسبت به تمام مجریان چادری که با اعتقاد خودشان هم هستند، تغییر کند. همین مشهد را برایتان مثال می‌زنم. دعای عرفه که من از حرم بیرون آمدم، باورتان نمی‌شود زوجی جلو آمده‌اند و گفتند خانم تو را به خدا در برنامه‌تان بگویید عرفه در مشهد بودید. مردم بدانند ما مجریان معتقد هم داریم! حضور من در دعای عرفه با حال گریان برای آنها عجیب بود. تصور می‌کردند اگر همه ما از اعتقاداتمان حرف می‌زنیم حتما بیرون اینطور نیستیم… این ضربه با اعتماد و باورهای افراد بازی کردن است و ما نمی‌توانیم درستش کنیم. همین است که بعدا از من می‌پرسند شما بیرون هم چادری هستید؟ حالا چطور می‌توان ثابت کرد که بله من همه جای دنیا چادری هستم. خارج هم بروم همین هستم.

نکته بعدی این است که مردم تصور می‌کنند سازمان چادر را اجبار کرده است در حالی که ما بسیاری مجریان خوب، موفق و درجه یکی داریم که اصلا پوششان چادر نیست و بهترین کارها را هم انجام می‌دهند. اصلا چه اجباری است؟ چه کسی گفته برای آنتن باید چادر سر کنیم؟ من از این موضوع بسیار ناراحتم و فکر می‌کنم مدیران باید جلوی این اتفاق بایستند. دلیلی ندارد کسی که به چیزی اعتقاد ندارد جلوی آنتن به گونه‌ای دیگر باشد. مگر آنتن چه چیزی به انسان اضافه می‌کند که خودش را به خاطر آن تغییر بدهد؟ بالعکس این را هم نمی‌توانم بپذیرم. اینکه کسی چادری باشد و به خاطر آنتن تلویزیون برنامه‌ای را بدون چادر اجرا کند، نمی‌فهمم. کما اینکه در دوران نوجوانی به من پیشنهاد می‌شد برای اجرای برنامه نوجوان از لباس فرم استفاده کنم و چادر نپوشم. من هم می‌گفتم اصلا نمی‌فهمم چرا؟ این نوع پوشش من است. این انتخاب من است و دلیلی برای اینکه مقابل آنتن تغییرش بدهم نمی‌بینم، چون آنتن بخشی از زندگی من است و مردم آن چیزی را می‌بینند که خود من هستم. چرا باید تغییرش بدهم. بعدها در کار “نیمرخ” کبوتر دات کام که آقای احمد درویش علیپور گرانقدر کارگردان بود گفت باشه با چادر باش. چون برایت علی السویه نیست و با آن زندگی می‌کنی. من آن برنامه را با چادر اجرا کردم و بعد از آن به سریال “خبرنگار” پیوستم که در همان 13، 14 سالگی با آقای محمد حسن زاده کار کنم.

*بازیگری را به خاطر همین موضوع کنار گذاشتید؟

- دقیقا. من بعد از “خبرنگار” که 26 قسمت بود، دیدم نمی‌شود. بازیگر باید نقش‌های مختلفی را بازی کند که شرایط متفاوتی می‌خواهد. از طرفی میل من به اجرا هم باعث تمایلم به این سمت و سو شد. در رادیو هم کار من اجرا بود و خواستم در یک حوزه کاملا تخصصی کار کنم.

*به زوجی اشاره کردید که از شما خواسته بودید عقاید خود را روی آنتن علنی کنید. حالا شبکه‌های اجتماعی این فرصت را به افرادی چون شما می‌دهد که بی واسطه‌تر از اعتقاداتتان بگویید. مثل همین اینستاگرام. حضور چهر‌ه‌ها در چنین فضاهایی که افراد قرار است دیگر خود خودشان باشند، چقدر در این الگوسازی موثر است؟

- من فیسبوک ندارم و قراری هم با خودم گذاشتم تا وقتی فیلتر است عضو آن نشوم. به نظرم استفاده از آن فعلا درست نیست. متاسفانه دو صفحه به نام خودم جدا از هواداران و … هستند که به اسم من فعالیت می‌کنند، با افراد دوست می‌شوند و.. هر کاری هم می‌کنم نمی‌توانم این صفحه‌ها را حذف کنم. اما در اینستاگرام هستم. چون موبایلم همیشه دستم است و در لحظه می‌توانم با افراد ارتباط برقرار کنم. برایم خیلی جالب بود که هر روز تعداد دنبال کنندگان صفحه من بیشتر و بیشتر می‌شود. واکنش‌ها و نقدهایشان به برنامه موثر است. البته استفاده از این فضاها یک تیغ دو لب است. یا ممکن است در این فضا ما از آن سمتی بیفتیم که مسائل شخصی‌مان رو شود و بدتر به شخصیت حرفه‌ای‌مان ضربه بزند. یا اینکه کاملا درست جلو برویم. بنابراین هم فرصت است و هم تهدید. کلیشه نیست اگر بگوییم استفاده از این شبکه‌ها کاملا یک احتیاط و هوشمندی فراوان می‌خواهد که یک جاهایی از دست خود من هم درمی‌رود. اما من اصولا به این دلیل که چیزی برای مخفی کردن ندارم و کاملا همینی هستم که مقابل دوربینم، هیچ جای زندگی‌ام چیزی برای تغییر، پنهان یا تبدیل ندارم و ترسی ندارم.

* و درباره الگوسازی؟

- خیلی‌ها بودند آمدند و نظر گذاشتند که ما فکر نمی‌کردیم شما مذهبی باشید فکر می‌کردیم ظاهرسازی می‌کنید و… تعامل‌های بسیاری داشتم با بانوانی که علاقمند بودند چادری شوند. برخی از آنها می‌گفتند دوست دارند حجابی مشابه من داشته باشند اما نمی‌توانند چادر را جمع و جور کنند. حتی تا این حد نظر می‌گذارند که می‌شود مدل شال بستنتان را یاد بدهید؟ حتی حجمی از پیامک‌های برنامه مربوط به این قضیه است.

ادامه مطلب عکسهای جدید و مصاحبه با مژده لواسانی

عکس : الناز شاکر دوست در حال آشپزی

 

الناز شاکردوست بازیگر محبوب سینما در صفحه اینستاگرام خود عکسی را به اشتراک گذاشته که در اولین کامنت آن این متن را منتشر کرده است. به نظر میرسد این هنرمند جز بازیگری از هنرهای دیگری نظیر آشپزی نیز بهره مند می باشد.

الناز آشپز مى شود! اسم این غذاى خوشمزه رو گذاشتم "سوسیس اِلیز تخم مرغ"

  الناز شاکر دوست

 الناز شاکر دوست

مواد لازم=سوسیس+گوجه فرنگى+رب+تخم مرغ+سیب زمینى+فلفل دلمه اى سبز (من نداشتم نریختم در کامنتا لحاظ نکنید+ نمک +فلفل+ادویه به مقدر هرچى بیشتر بهتر+ پنیر پیتزا -در صورت تمایل با سبزى خوردن تازه یا ترشى لیته و نان تازه میل کنید،دوغ فراموش نشه! نوش جان"

ادامه مطلب عکس : الناز شاکر دوست در حال آشپزی

هق هق لیلا حاتمی : گزارشی از چشمان گریان هنرمندان در یادبود ژیلا مهرجویی / تصاویر

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

 

 

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی ساعاتی پیش در خانه هنرمندان با استقبال فراوان سینماگران و مردم برگزار شد. مراسمی که سرشار از غم و اندوه هنرمندان و دوستان ژیلا مهرجویی بود و با سخنان تند داریوش مهرجویی همراه شد که با عصبانیت از شرایط روز گله کرد.

داریوش مهرجویی ، رخشان بنی اعتماد،لیلا حاتمی، محمود کلاری، جعفر پناهی، هایده صفی یاری، نیکی کریمی، علی مصفا، مهتاب کرامتی، باران کوثری، پگاه آهنگرانی، همایون ارشادی،گوهر خیراندیش،فریار جواهریان،فرشته طائرپور،ابولحسن داوودی،آزیتا حاجیان، حسن حسندوست، مانی حقیقی، رضا درمیشیان، امین حیایی، نظام الدین کیایی،هارون یشایایی،مسعود رایگان، پرویز پورحسینی،جهانگبر کوثری، پرویز نوری، وحیده محمدی فر، ملک جهان خزاعی، محسن شاه ابراهیمی، امیرحسین قدسی، حسن توکل نیا، امیر علی دانایی، امیر حسین قدسی، غلامحسن نامی، مونا زندی حقیقی و…از جمله حاضران در این مراسم بودند.


مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

 مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

 مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی

مراسم یادبود مرحوم ژیلا مهرجویی


هنرمندان در یادبود ژیلا مهرجویی

هنرمندان در یادبود ژیلا مهرجویی

هنرمندان در یادبود ژیلا مهرجویی

 هنرمندان در یادبود ژیلا مهرجویی

 هنرمندان در یادبود ژیلا مهرجویی

هنرمندان در یادبود ژیلا مهرجویی

هنرمندان در یادبود ژیلا مهرجویی

ادامه مطلب هق هق لیلا حاتمی : گزارشی از چشمان گریان هنرمندان در یادبود ژیلا مهرجویی / تصاویر

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

 

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

به گزارش فان پرس به نقل از پرشین وی ، اگرچه به نظر می رسد اکثر سلبریتی های هالیوودی اغلب مدل موهای خود را تغییر می دهند، ولی در عین حال عده بسیار کمی از آنها هستند که تقریبا همیشه با یک مدل مو ظاهر می شوند.

برای مثال اریانا گراند ، خواننده ریزنقش در مراسم جوایز MTV با مدل موی دم اسبی نیمه بالا و نیمه پایین با موهای آویخته موج دار ظاهر شد. این مدل خیلی پرنسسی است و صورت جوان او را بیش از پیش نیز جوان نشان می دهد، او تقریبا همیشه با این مدل مو در مراسم ها دیده می شود.

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

اریانا گراند

البته ممکن است عده ای به محض آنکه یک مدل مو که بسیار برازنده آنها باشد و یا استایل آن ساده و راحت باشد را سال ها تکرار کنند ولی بد نبود اگر این ستاره 20 ساله گاهی مدل موهایش را تغییر می داد. البته اریانا گراند تنها ستاره ای نیست که همیشه به یک مدل بسنده کرده است. در زیر لیستی از دیگر ستاره ها که تقریبا همیشه با یک مدل مو ظاهر می شوند را مشاهده می کنید:

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

آنا وینتور

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

کانی بریتون

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

گوینت پالترو

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

زویی دسچنل

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

کیت میدلتون

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

 

ادامه مطلب ستاره هایی که مدل موهایشان هرگز تغییرنمی کند! + تصاویر

واکنش بازیگر زن به پوشش جنجالی‌اش در جشنواره رم+تصاویر

واکنش بازیگر زن به پوشش جنجالی‌اش در جشنواره رم+تصاویر

 

واکنش بازیگر زن به پوشش جنجالی‌اش در جشنواره رم+تصاویر

به گزارش فان پرس ، یکی از بازیگر فیلم “گس” در پاسخ به انتقادهایی که به پوشش برخی از بازیگران این فیلم در مراسم فرش قرمز جشنواره رم شده بود، تاکید کرد که طراحان لباس باید به کمک هنرمندان بیایند تا آنها با بهترین پوشش در رویدادهای بین‌المللی حاضر شوند.

 

شبنم مقدمی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران که به تازگی جایزه بهترین بازیگر را به صورت مشترک با بقیه بازیگران فیلم “گس” از جشنواره فیلم رم دریافت کرده است درباه انتقادهایی که به نوع پوشش برخی از بازیگران این فیلم در جشنواره شده بود به خبرنگار مهر گفت: حضور یک گروه هنرمند ایرانی روی فرش قرمز جشنواره‌ای مانند رُم اتفاق مهمی بوده که البته تحت تاثیر انتقادها به نوع پوشش تعدادی از بازیگران فیلم قرار گرفت.

مقدمی درباره پوشش بازیگران در این فستیوال و نقدها درباره نامناسب بودن لباسهایشان با توجه به کیفیت و اعتبار جشنواره رم توضیح داد: در طول چند روز گذشته بازیگران با انتقادهای زیادی در مورد نوع پوششان روبرو شده‌اند که به اعتقاد من ریشه آن آنجاست در این نوع رویدادهای هنری هنرمندان ایرانی تنها بر اساس نوع سلیقه‌ خود لباس‌هایشان را انتخاب و طراحی می‌کنند و ما در ایران طراح لباس مخصوص این نوع مراسم‌ نداریم.

بازیگر نمایش “مادرمانده” ادامه داد: به دلایل فرهنگی ما شرایط خاصی به لحاظ نوع پوشش داریم و همه جای دنیا هم بانوان ایرانی را با این نوع پوشش می شناسند. به عنوان نمونه وقتی بانوان ورزشکار ایرانی در مسابقات المپیک شرکت می کنند لباسهایشان براساس ضوابط فرهنگی جامعه طراحی می شود در حالی که برای حضور زنان هنرمند در جشنواره هایی از این دست چنین امکانی وجود ندارد.

 

واکنش بازیگر زن به پوشش جنجالی‌اش در جشنواره رم+تصاویر

واکنش بازیگر زن به پوشش جنجالی‌اش در جشنواره رم+تصاویر

 

شبنم مقدمی نفر چهارم از سمت راست

بازیگر سریال “سقوط یک فرشته” با تاکید بر اینکه خوب بود در کنار انتقاد برای بردن این جایزه تبریک هم گفته می‌شد، عنوان کرد: پیشنهاد من این است که طراحان لباس ایرانی به هنرمندان ما پیشنهاد دهند تا برای حضور در چنین رویدادهای بین‌المللی لباس‌هایشان را متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی طراحی کنند چیزی که تا امروز وجود نداشته است. حضور روی فرش قرمز یک فستیوال معتبر قواعدی دارد که باید رعایت شود و باید با لباس رسمی در این مراسم حضور یافت.

مقدمی با اشاره به مسایل اقتصادی و هزینه طراحی لباس بیان کرد: اما نمی‌توانیم از بازیگران جوان ایرانی هم انتظار داشته باشیم که در این شرایط اقتصادی هزینه زیادی بابت دوخت و خرید لباس‌هایشان بدهند پس بهتر است بی انصاف نباشیم و شرایط را هم در نظر بگیریم. اگر ایده و پول در اختیار هنرمندان ما قرار گیرد آنها هم می‌توانند متناسب با مراسم فرش قرمز در یک جشنواره معتبر حضور یابند.

وی در پایان درباره دیگر فعالیت‌هایش گفت: در حال حاضر مشغول بازی در سریال “هفت سنگ” به کارگردانی علیرضا بذرافشان هستم و بیشتر وقتم را برای بازی در این مجموعه گذاشته ام. این سریال تلویزیونی در ارتباط با زندگی چهار خانواده است که روابطشان در هم تنیده شده و مسائل اجتماعی و تربیتی به زیبایی در این سریال مطرح می شود. در” هفت سنگ” من و مهدی سلطانی یکی از این خانواده ها را تشکیل می دهیم. همچنین در این دوره از جشنواره فیلم فجر با ” امروز” ساخته رضا میرکریمی حضور دارم.

 

واکنش بازیگر زن به پوشش جنجالی‌اش در جشنواره رم+تصاویر

واکنش بازیگر زن به پوشش جنجالی‌اش در جشنواره رم+تصاویر

 

فیلم “گس” ساخته کیارش اسدی زاده از ایران در بخش خارج از مسابقه جشنواره فیلم رم حضور داشت که این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر زن/مرد نوظهور شد. این جایزه به گروه بازیگران زن و مرد این فیلم ایرانی همچون صابر ابر، پانته آ پناهی، رویا جاویدنیا، احسان امانی، شبنم مقدمی، مهسا علافر، محمدرضا غفاری، نوال شریفی، صدف احمدی، ماهانا نور محمدی، سیما مبارک شاهی، بهاران بنی احمدی، سیامک صفری، مانی گندمکار، آرشام طالبی اهدا شد. در طول هفته‌های گذشته نسبت به پوشش بازیگران زن این فیلم سینمایی در این فستیوال انتقادی مطرح شد.

ادامه مطلب واکنش بازیگر زن به پوشش جنجالی‌اش در جشنواره رم+تصاویر

بازیگر “سریع و خشمگین” در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

 

بازیگر “سریع و خشمگین” در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

به گزارش فان پرس ، دیگر همه خبر را شنیده‌اند ؛ مرگ پل واکر،بازیگری که در فیلم‌‌های «سریع و خشمگین» مشهور شد و همیشه در این سری فیلم‌ها از تصادف‌های عجیب و غریب بعد از رانندگی با سرعت‌های باورنکردنی زنده بیرون می‌آمد. آخرین تصادف این بازیگر اما در دنیای واقعی پایان خوشی نداشت او در سن ۴۰ سالگی کشته شد.

 

پل واکر، ستاره فبلم‌هایی چون «سریع و خشمگین»، روز شنبه بعدازظهر در سن ۴۰ سالگی، در یک تصادف اتومبیل در منطقه والنسیا کالیفرنیا درگذشت.

به نقل از هالیوود ریپرتر او در یک مراسم خیریه برای سازمان خیریه «Reach Out Worldwide» شرکت جسته بود و سوار ماشین دوست خود بود که تصادف رخ داد. پل واکر مشغول نقش‌آفرینی در قسمت هفتم مجموعه فیلم‌های «سریع و خشمگین» به کارگردانی برایان اوکانر بود. گروه تولید قرار بود برای ادامه فیلمبرداری به ابوظبی سفر کنند.

از فیلم‌های آتی او می‌توان به «Brick Mansions» که بازسازی یک فیلم فرانسوی است و «ساعت‌ها» با موضوع طوفان کاترینا اشاره کرد.

پس از مرگ پل واکر همکاران او در صفحات شخصی‌شان در شبکه‌های اجتماعی، یاد و خاطره پل واکر را گرامی داشتند. بخشی از جملات آنها را که در صفحه توئیترشان منتشر کرده‌اند بخوانید.

وین دیزل (بازیگر و همکار او در مجموعه): برادر. دلم برایت خیلی تنگ خواهد شد. کاملا زبانم بند آمده است. بهشت فرشته‌ی جدیدی را بدست آورد. آسوده بخواب.

دواین جانسن/راک (بازیگر): تمام توان؛ عشق و ایمانم تقدیم به خانواده‌ی پل واکر در این دوران تاسف بار. ما قدرت پایداری‌مان را … در پرتو او پیدا خواهیم کرد. دوستت دارم برادر.

جسیکا آلبا (بازیگر): او انسان دوست‌داشتنی بود. بسیار شیرین و خاکی. با خانواده‌ی او ابراز همدردی می‌کنم.

رولند آمریش (کارگردان): بی‌نهایت از شنیدن خبر مرگ پل واکر غمگین شدم. خدا بیامرزدش.

جیمز وان (کارگردان): من الآن وضعیتی ورای دلشکستگی و این‌ها دارم. چیزی را نمی‌توانم هضم کنم.

رایان فیلیپ (بازیگر): پل رفیق خیلی خوبی بود. وظیفه‌شناس بود و گرفتار هالیوود نشده بود. او می‌دانست چیزی بیش از زندگی وجود دارد و این طور زندگی کرد. خوشحالم که تو را شناختم برادر.

آدام شنکمن (کارگردان و بازیگر): کاش می‌توانستم باهات تماس بگیرم دوستم و یک نور زیبا از جهان رفت. دوستت دارم پل.

تاد لیبرمن (تهیه‌کننده): خاطرات زیادی از پل واکر دارم. قرار بود یک وانت بزرگ با هم بگیریم و دور کانادا بچرخیم و بعد از فیلمبرداری زندگی کنیم. باورش خیلی سخت است.

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

اتومبیل مربوطه قبل از تصادف

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

 

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

بازیگر سریع و خشمگین در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

 

ادامه مطلب بازیگر “سریع و خشمگین” در تصادف اتومبیل درگذشت+تصاویر

اولین تصاویر از سریال جدید «مهران مدیری»+ جزئیات واعلام زمان توزیع

شوخی کردم

 

 

مهران مدیری

سریال جدید «شوخی کردم» آخرین ساخته مهران مدیری از اواخر آذر و اوایل دی ماه در شبکه نمایش خانگی توزیع می‌شود. بنا بر این گزارش، تا به حال بازیگران بسیاری نظیر لاله صبوری، بهنوش بختیاری ، رضا شفیعی جم، مهران غفوریان، رضا فیض‌نوروزی، عارف لرستانی، الیکا عبدالرزاقی و برزو ارجمند در این مجموعه قطعی شده بود. ضمن اینکه در این مجموعه نیز مهران مدیری مانند کارهای قبلی خود یکی از بازیگران اصلی خواهد بود.

مجموعه «شوخی کردم» عنوان فیلم جدید مدیری است، «شوخی کردم» همچون سریال اخیر مدیری «ویلای من» توسط شرکت گلرنگ پخش تهیه و توزیع خواهد شد. این مجموعه بازگشت مدیری به آیتم‌سازی محسوب می‌شود و قرار است ابتدا در چهل قسمت ساخته شود و هر هفته دو قسمت آن در اختیار علاقه‌مندان قرار گیرد.

پس از پایان توزیع این چهل قسمت، 40 قسمت بعدی با لحاظ بازخوردهای بخش‌های قبلی ساخته و توزیع خواهد شد. خشایار الوند و امیرمهدی ژوله از جمله نویسندگان اصلی سریال هستند. مدیری با همکاری مجدد با تیم قدیمی خود سعی کرده است با نگاه نوستالژیک مردم را به دیدن مجموعه جدید خود مشتاق کند.

 پس از قطعی شدن بازی رضا شفیعی جم که از سال 85 با مجموعه «باغ مظفر» در نقش گل مراد، همکاری اش با مدیری ادامه نیافت و مهران غفوریان که آخرین بار در جنگ هایی که مدیری در دهه 70 می ساخت، از جمله نوروز 76 بازی کرد،صبوری هم به این گروه پیوسته تا نشان دهد مدیری به بازیگران قدیمی خود رجوع کرده است. مدیری که چند سالی است همکاری با تلویزیون را قطع کرده است با ساخت مجموعه های مختلف در شبکه خانگی سعی کرده است فعالیت های خود را متوقف نکند و مخاطبان خود را حفظ کند.

شوخی کردم  شوخی کردم  شوخی کردم  شوخی کردم

 شوخی کردم   شوخی کردم شوخی کردم شوخی کردم

 

فارس

ادامه مطلب اولین تصاویر از سریال جدید «مهران مدیری»+ جزئیات واعلام زمان توزیع

فرزاد حسنی و همسرش آزاده نامداری در شب نشینی به مناسبت تولد آزاده نامداری / عکس

حضور چهره‌های نام آشنا در آیین معارفه شهاب مرادی + عکس

 

 

به گزارش عصر ایران آیین تودیع و معارفه رییس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران یکشنبه، 10 آذرماه در تالار ایوان شمس برگزار شد و امیر خوراکیان، رییس پیشین سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، از این منصب خداحافظی کرد و حجت‌الاسلام و المسلمین شهاب مرادی در این سمت معرفی توسط شهردار تهران معرفی گردید.

 
در این مراسم علاوه بر محمدباقر قالیباف، چهره‌هایی چون منوچهر متکی، حسام الدین آشنا، محسن رضایی، علی دارابی، بهروز شعیبی، مهتاب کرامتی، محمود کریمی، روح الله حسینیان، علیرضا دبیر، مسعود سلطانی‌فر، سید احمد رضا دستغیب، سید مهدی خاموشی، پوریا پورسرخ، فرزاد حسنی، سید کاظم احمد زاده،حسن سلطانی، سید مهدی طباطبایی‌، صفار هرندی، سید رضا نیری، سید مصطفی میرلوحی، بهداد سلیمی و بسیاری چهره های دیگر نیز حضور داشتند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب حضور چهره‌های نام آشنا در آیین معارفه شهاب مرادی + عکس

سلنا گومز عکس بدون آرایش خود را منتشر کرد

سلنا گومز عکس بدون آرایش خود را منتشر کرد

 

سلنا گومز عکس بدون آرایش خود را منتشر کرد

به گزارش میهن دی ، سلنا گومز ساعتی پیش عکسی به اینستاگرام ارسال کرد که در اون توضیح داده که از ارایش بر روی چهره اش استفاده نکرده است :

عکس سلنا گومز بدون آرابش

سلنا گومز عکس بدون آرایش خود را منتشر کرد

سلنا گومز عکس بدون آرایش خود را منتشر کرد

عکسهای سلنا گومز با آرایش

سلنا گومز عکس بدون آرایش خود را منتشر کرد

سلنا گومز عکس بدون آرایش خود را منتشر کرد

سلنا گومز عکس بدون آرایش خود را منتشر کرد

سلنا گومز عکس بدون آرایش خود را منتشر کرد

 

سلنا ماری گومز (به انگلیسی: Selena Marie Gomez)‏ (زاده ۲۲ ژوئیه ۱۹۹۲) بازیگر و خواننده اهل آمریکا است.

زادروز : ۲۲ ژوئیهٔ ۱۹۹۲

گرند پریری، تگزاس، آمریکا

اهل کشور : ایالات متحده آمریکا

سبک‌ها : پاپ-راک، دنس پاپ، الکتروپاپ، آر اند بی، پاپ

کار(ها) : بازیگر، خواننده، نوازنده، ترانه‌سرا، دوبلر، رقاص

ساز(ها) : آواز، پیانو، گیتار، درام

مدت کار: ۲۰۰۲ – تاکنون

آلبوم سرشناس : وقتی خورشید غروب می کنه

عضو گروه : سلنا گومز و سن

ناشر(ها) : هالیوود

وب‌گاه : www.selenagomez.com

سلنا ماری گومز (به انگلیسی: Selena Marie Gomez)‏ (زاده ۲۲ ژوئیه ۱۹۹۲) بازیگر و خواننده اهل آمریکا است. او در جوانی از نیویورک به گرند پرایری در تگزاس رفت. او بیش‌تر به خاطر بازی در نقش آلکس روسو در مجموعهٔ کمدی جادوگران محلهٔ لرزان از شبکهٔ دیزنی به شهرت رسیده است. اولین فعالیت او بازی در فیلم بچه‌های جاسوس بود.

او عضو اصلی گروه سلنا گومز و صحنه است و تا به امروز همراه با گروهش سه آلبوم استودیویی با نام‌های ببوس و بگو، سالی بی باران و وقتی خورشید غروب می‌کند را منتشر کرده است. وی در ژانویهٔ سال ۲۰۱۲ اعلام کرد که از گروه خود (برای مدتی) جدا خواهد شد و می‌خواهد بر بازیگری‌اش تمرکز داشته باشد. او موسیقی متن فیلم‌های جادوگران در محلهٔ لرزان، تینکر بل، داستان سیندرلای دیگر و بلرزانش را خوانده است.

وی در سال ۲۰۰۸ سفیر سازمان یونیسف شد. او در تاریخ هفتم آوریل سال ۲۰۱۳ ترانه‌ای با نام بیا و آن را بگیر، جدا از گروه موسیقی “سلنا گومز و صحنه” خوانده است. این اولین بار بود که آهنگی از او جزو ۱۰ آهنگ برتر ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد قرار داشت و توسط انجمن صنعت ضبط موسیقی ایالات متحده آمریکا گواهینامهٔ طلا گرفت. دومین تک آهنگ او با نام کاهش سرعت در ماه ژوئن سال ۲۰۱۳ منتشر شد. همچنین آلبوم خود با نام رقص ستاره‌ها را در تاریخ ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۳ منتشر خواهد کرد.

زندگی شخصی

نام مادر وی مندی تیف بوده و اصالتاً ایتالیایی تبار است. مادر گومز دارای سابقهٔ بازیگری نیز بوده پدر وی، ریکاردو گومز، اصلیتی مکزیکی دارد. پدر و مادر سلینا وقتی که وی ۵ ساله بوده از هم جدا شدند. مادر وی دوباره در سال ۲۰۰۶ ازدواج کرد سپس در دسامبر ۲۰۱۱، مادر او گزارش داد که حامله شده‌است،امّا در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱ بچهٔ خود را از دست داد.

ثروت او را بین ۴ و ۵٫۵ میلیون دلار تخمین زده‌اند.

وی دارای روابطی با خوانندهٔ کانادایی جاستین بیبر بوده‌است. او هم‌چنین فعالیت‌هایی با سازمان یونیسف داشته است.

سلنا دیپلم دبیرستان خود را در مه ۲۰۱۰ از طریق تحصیل در منزل دریافت کرد. او مسیحی کاتولیک است و در سن ۱۲ سالگی حلقهٔ خلوص مسیحیان (Purity ring) را بدست کرد ولی در سال ۲۰۱۰ آن را دراورد. پنج سگ نجات یافته دارد و خود را «عاشق حیوانات بزرگ» می‌داند.

فعالیت‌های شغلی

سلنا گومز، فعالیت‌های بازیگری، خوانندگی، نوازندگی و هم‌چنین شاعری و دوبلوری دو کارتون هتل ترانسیلوانیا و هورتون صدای یک هو را می‌شنود! را دارد. بازی در نقش مری سانتیاگو در فیلم “یک داستان دیگر از سیندرلا” موجب شد تا وی شهرت بسیاری پیدا کند.

اکنون وی به یکی از بزرگ‌ترین ستارگان جوان آمریکا تبدیل شده‌است.

بازیگری

وی شغل بازیگری خود را در سن ۷ سالگی با بازی در فیلم بارنی و دوستان آغاز کرده است؛ سپس عهده دار نقش مکملی در فیلم بازی تمام شده شد. در سال ۲۰۰۴ استعداد وی مورد توجه عوامل شبکه والت دیزنی قرار گرفت وی ابتدا به عنوان بازیگر مهمان در چند فیلم از جمله هانا مونتانا و مجموعه زندگی زک و کدی بازی کرد. سپس عهده دار نقش اصلی در مجموعه جادوگران در محلهٔ لرزان شده حضور وی در این مجموعه در سال ۲۰۰۹ سبب شد تا این مجموعه به بیش از ۱۱٫۴ میلیون بیننده در اولین قسمت خودش دست یابد. از دیگر کارهای وی، بازی در نقش اول “یک داستان دیگر از سیندرلا” و بازی در نقش اول فیلم حفاظت از شاهزاده که نقش اول را با دمی لواتو با هم بازی می‌کردند. وی فیلمی به نام رومانا و بیزوس که جویی کینگ در آن نقش رومانا و سلنا نقش خواهر بزرگترش بیزوس را بازی می‌کند. این فیلم سینمایی برگرفته از رمان‌های متعدد رومانا و بیزوس ساخته شده‌است که به تازگی نیز به روی پرده رفته است.

مونت کارلو فیلم دیگری است که در تابستان ۲۰۱۱ به روی پرده رفت. فیلم مونت کارلو اول ژوئیه به روی پرده سینما رفت و تقریباً بعد از یک هفته با ۷،۶۰۰،۰۰۰ میلیون دلار فروش رتبهٔ پنجم را به دست‌آورد.

در فوریه ۲۰۱۲ گویندگی فیلم هتل ترانسیلوانیا به جای مایلی سایرس به سلنا گومز داده شد و همچنین در فیلم تعطیلات بهاری که جیمز فرانکو و ونسا هاجنز هم در آن بازی کرده‌اند نقشی منفی را بازی کرد.

فعالیت گروهی

سلنا گومز عضو گروه پاپ نوجوانان (به انگلیسی: Selena Gomez & the Scene)‏ است. این گروه تا به حال ۳ آلبوم استودیویی به نام‌های (ببوس و بگو _ سالی بی باران _ وقتی خورشید غروب می‌کند) منتشر کرده‌است. آلبوم ببوس و بگو در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹ از طریق کمپانی ضبط هالیوود رکوردز منتشر شد که در ۵ مارس ۲۰۱۰ موفق به گواهینامه گلد از طرف انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا(RIAA) شد. تک آهنگ “طبیعتاً” آلبوم نیز در ۱۵ ژوئیه همان سال نشان پلاتینیوم(RIAA) را از آن خود کرد.

این گروه دومین آلبوم خود، سالی بی باران را در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۰ منتشر کرد که در همان آغاز با ۶۶،۰۰۰ نسخه فروش چهارمین آلبوم پرفروش در لیست بیلبورد ۲۰۰ آمریکا شد.

سومین آلبوم گروه با نام «وقتی خورشید غروب می‌کند» در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱ منتشر شد. این آلبوم رتبهٔ چهارم را در بیلبورد ۲۰۰ آورد.

آهنگ “دوستت دارم مانند یک ترانهٔ عاشقانه” رتبه‌های خوبی کسب کرد. او در سال ۲۰۱۱ پس از بیرون آمدن آلبوم سومش تور خود را به نام “امشب مال ماست” آغاز کرد. وی برای مدتی از گروه جدا شد.

فعالیت در یونیسف

سلنا گومز در سال ۲۰۰۸ میلادی سفیر یونیسف شد.

او جوان ترین سفیر یونیسف است. در اولین کار او در یونیسف برای کمک کردن به کودکان به غنا سفر کرد. وی در یونیسف برنامه‌ها و کنسرت‌های خیریه اجرا کرده است.

آلبوم شناسی

همراه با گروه

•             ببوس و بگو _ ۲۰۰۹ ( Kiss And Tell )

•             سالی بی باران _ ۲۰۱۰ ( A Year Without Rain )

•             وقتی خورشید غروب می‌کند _۲۰۱۱ ( When The Sun Goes Down )

بدون همکاری با گروه

•             رقص ستاره‌ها _۲۰۱۳ ( Stars Dance )

فیلم‌شناسی

•             بارنی و دوستان (۲۰۰۲-۲۰۰۳) (سریال تلویزیونی)

•             بچه‌های جاسوس (۲۰۰۳)

•             قدم زدن در تگزاس (۲۰۰۵)

•             مغز پاک شده (۲۰۰۶)

•             هورتون صدای یک هو را می‌شنود! (۲۰۰۶)

•             یک داستان دیگر از سیندرلا (۲۰۰۸)

•             برنامهٔ حفاظت از شاهزاده (۲۰۰۹)

•             جادوگران در محلهٔ لرزان (۲۰۰۹)(۲۰۱۰)(۲۰۱۱)

•             رامونا و بیزوس (۲۰۱۰)

•             آرتور۳ (۲۰۱۰)

•             مونته کارلو (۲۰۱۱)

•             بچهٔ دوست داشتنی (۲۰۱۲)

•             هتل ترانسیلوانیا (۲۰۱۲)

•             ظرف داغ (۲۰۱۲)

•             پس‌لرزه (۲۰۱۲)

•             تعطیلات بهاری (۲۰۱۳)

•             رفتار بد (۲۰۱۳)

•             گریز (۲۰۱۳)

•             سکان هواپیما (۲۰۱۳)

ادامه مطلب سلنا گومز عکس بدون آرایش خود را منتشر کرد

قرار های عاشقانه تام کروز با لورا پرپسون

دختر تام کروز , تام کروز , سوری دختر تام کروز , سوری , طلاق , کتی هولمز , نامزدی تام کروز , لورا پرپسون , علم گرایی , ساینتلوژیست

 

 

 

 

مجله Grazia ادعا کرده است که تام کروز با دوست قدیمی خود لورا پرپسون قرار می گذارد!

 

 

 

 

مجله Grazia ادعا کرده است که تام کروز با دوست قدیمی خود لورا پرپسون قرار می گذارد! تام ، لورا را از چندین سال قبل می  شناسد و در حال حاضر همه آنها از جمله جان تراولتا و همسرش کلی پرستون در یک گروه اجتماعی علم گرایی حضور دارند. به نظر تام کروز از زمانی که لورا پرپسون در سریال Orange Is the New Black بازی کرده مجذوب او شده است و به نظر او خواسته است این علاقه و توجه خود را در یک قرار رسمی به لورا نشان دهد.

قرار رسمی! با توجه به حقایق موجود اولین بار که کروز ۵۱ ساله  با کیت هلمز (همسر قبلی) قرار گذاشت بسیار به زحمت افتاد! سوشی در هواپیمای اختصاصی و موتور سواری در کنار ساحل!  که در نهایت بعد از هفت سال زندگی با سوظن ها ومشکلات بین آن دو بخصوص بخاطر دخترشان که تام اصرار بر فرستادن او به مدرسه شبانه روزی علم گرایی داشت به طلاق کشیده شد.

برطبق اطلاعات Grazia  تام کروز دو بار پرپسون ۳۳ ساله را به رستورانی در کلیسای ساینتولوژی (علم گرایی) در لس آنجلس برده است. مجله به جزئیات نیز اشاره کرده است. ” تام کروز او را با ماشینی به سبک قدیم (مدل قدیمی) که به نظر مورد علاقه لورا است به رستوران آورد.” تام از قبل دستور غذا یک بطری مرلو ۱۹۷۹ را سفارش داده بود و روی میز آنها بود ، آنها در ۳ ساعت حضور خود مشغول شوخی و خنده بودند. این مجله از قرار دوم آنها نیز می گوید که در رستوران و در روز یکشنبه برگزار شده بود همچنین مجله می گوید چند روز بعد لورا تام را به خانه جان تراولتا برای یک مهمانی دعوت کرد. لورا سابقا نیز با ساینتلوژیت دیگر کریتفر مسترسون ( بازیگر) قرار می گذاشته است.

ادامه مطلب قرار های عاشقانه تام کروز با لورا پرپسون

علاقمندی دانیل ماسارو به ترانه های مازیار فلاحی +عکس

Maziar Fallahi Daniel Masarro www OverDoz IR1 علاقمندی دانیل ماسارو به ترانه های مازیار فلاحی +عکس

 

علاقمندی دانیل ماسارو به ترانه های مازیار فلاحی +عکس

Maziar Fallahi Daniel Masarro www OverDoz IR1 علاقمندی دانیل ماسارو به ترانه های مازیار فلاحی +عکس

ستارگان میلان روز پنج شنبه همراه با هنرمندان موسیقی و سینما در شیرخوارگاه آمنه حضور یافتند. در این دیدار ، مازیار فلاحی خواننده خوب موسیقی پاپ که طرفدار دو آتیشه تیم  پرسپولیس است و در کنسرت هایش بارها علاقمندی خود به این تیم بزرگ را اعلام کرده است  نیز حضور داشت.

Maziar Fallahi Daniel Masarro www OverDoz IR 1 علاقمندی دانیل ماسارو به ترانه های مازیار فلاحی +عکس

پس از این برنامه مازیار فلاحی به همراه مجری «ویتامین ۳» علی ضیا در ورزشگاه آزادی به تماشای این بازی نشست.

ادامه مطلب علاقمندی دانیل ماسارو به ترانه های مازیار فلاحی +عکس

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

 

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

به گزارش فان پرس ، عید شکرگزاری که یکی از اعیاد مهم و خانوادگی دنیای غرب، به خصوص امریکایی هاست، همه ساله در چهارمین پنجشنبه ی ماه نوامبر، برگزار می شود. در این روز اکثرا، افراد خانواده دور هم جمع می شوند و نعمت هایی که به آنها در طی سال عطا شده را شکر می گویند. غذای مرسوم این عید، بوقلمون است. بسیاری از مردم، خصوصا سلبریتی ها و ستارگان هالیوود، در این روز در مراسم خیریه شرکت کرده، و برای غذا رسانی میان افراد فقیر و مستضعف، فعالیت می کنند. در ادامه این گزارش، گزیده ای از تصاویر حضور ستارگان در مراسم مختلف خیریه، در روز شکرگزاری را می بینید.

“پاتریک نیل هریس”، ستاره ی سریال “چگونه با مادرت آشنا شدم”، همه ساله در روز شکرگزاری، در یک رستوران که به افراد بی خانمان غذا می دهد، کار می کند…

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

” کوین بیکن” ، معمولا به طور داوطلبانه، در روز عید شکرگزاری ، با موسسه بانک غذا در محله هارلم نیویورک فعالیت می کند، تا ۱۰۰۰ بوقلمون برای افراد بی بضاعت، بپزند.

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

” جس مت کلف”، این بازیگر جوان هم، در سازمان بانک غذای شیکاگو فعالیت می کند، تا به افراد فقیر در این منطقه، کمک رسانی بهتری شود.

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

” گرچن روسی” ، که به دلیل شرکت در ریلتی شوی “زنان خانه دار” مشهور شده هم، به همراه نامزدش، در لس آنجلس، به صورت داوطلبانه برای پخش غذا به افراد بی بضاعت، کمک می کند.

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

” میلا کونیس” ، این بازیگر سی ساله، به همراه مادر نامزدش” اشتون کوچر”، به خرید رفته. تا احتمالا برای شام خانوادگی شب، با همدیگر آشپزی کنند.

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

” روما دانوی” بازیگر سریال های تلویزیونی هم، از مردم خواسته به افراد فقیر کمک کنند، و خودش در سازمان خیریه ای در لس آنجلس ، مشغول است.

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

 

ادامه مطلب ستارگان هالیوود در عید شکرگزاری چه می کنند؟ + تصاویر

بدرقه ژیلا مهرجویی بدون حضور پیکرش+عکس حضور بازیگران مشهور در خانه سینما

 

 

مجله مهر: نام ژیلا مهرجویی را در تیتراژ بیشتر فیلم های داریوش مهرجویی دیده بودیم. طراح صحنه و لباسی که بارها مورد تقدیر قرار گرفت و دیروز با خبر درگذشتش خبر ساز شد و امروز هنرمندان و سینماگران بدون حضور پیکرش او را بدرقه کردند.

 ژیلا مهرجویی دیروز صبح و در بیمارستان در گذشت. پس از اینکه تحت جراحی قلب قرار گرفت و افت فشار خون پیدا کرد. همان دیروز خبر دادند که ژیلا مهرجویی امروز از جلوی خانه سینما تشییع می شود و سپس در طالقان به خاک سپرده می شود اما امروز که هنرمندان برای همدردی با خانواده مهرجویی و خداحافظی با این هنرمند قدیمی، به خانه سینما رفتند، متوجه شدند که پیکر او مستقیم به طالقان رفته است.


بدرقه ژیلا مهرجویی بدون حضور پیکرش

 بدرقه ژیلا مهرجویی بدون حضور پیکرش

بدرقه ژیلا مهرجویی بدون حضور پیکرش

بدرقه ژیلا مهرجویی بدون حضور پیکرش

 بدرقه ژیلا مهرجویی بدون حضور پیکرش

بدرقه ژیلا مهرجویی بدون حضور پیکرش

 

در واقع اولین مراسم تشییع پس از بازگشایی خانه سینما، قرار بود برای ژیلا مهرجویی برگزار شود و هنرمندان زیادی مانند بهمن فرمان آرا، رضا کیانیان،رخشان بنی اعتماد، فرهاد توحیدی، باران کوثری، نگار جواهریان، فرشته طائرپور، مانی حقیقی و علی مصفا هم برای این مراسم آماده شده بودند اما در نهایت تنها بمن فرمان آرا و پروین صفری، سخنرانی کردند و به این ترتیب هنرمندان با دوست قدیمی خود از راه دور خداخافظی کردند.

 

 

بهمن فرمان‌آرا گفت: سالیان دراز است که او را می‌شناختم و می‌دانم چقدر تراژدی و سختی در زندگی خود تحمل کرده است.ژیلا مهرجویی به همه انرژی می‌داد و مهمترین چیزی که می‌توان درباره‌ی او گفت، این بود که او آدم خوبی بود. البته سخت است که این را بگویم اما تعداد این افراد زیاد نیست.جای ژیلا مهرجویی که به سینمای ما انرژی می‌داد، خالی است.

 

 

پروین صفری مدیر انجمن طراحان فیلم هم گفت: نمی‌خواهم درباره سابقه حرفه‌ای ژیلا مهرجویی صحبت کنم، فقط این را می‌گویم که سینمای ایران یکی از شریف‌ترین و فعال‌ترین همکاران خود را از دست داد.از زمان‌های دور که او را می‌شناختم همواره کار می‌کرد و اگر در فیلمی حضور نداشت به طراحی لباس و ترجمه کتاب مشغول بود. ژیلا مهرجویی هنرمندی بود که لحظه‌ای آرام نداشت اما متاسفانه سینمای ایران خیلی زود یکی از هنرمندان سخت‌کوش خود را از دست داد.

 بدرقه ژیلا مهرجویی بدون حضور پیکرش


از کارگردانی تا طراحی صحنه و لباس

ژیلا مهرجویی در 68 سالگی در گذشت. او در تهران متولد شده بود و در رشته های کارگردانی در مرکز آموزش مدرسه عالی سینما و تلویزیون و جامعه شناسی علوم آموزشی (مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه اوتساتود فرانسه) تحصیل کرد. دستیار کارگردان و برنامه ریز، منشی صحنه و مونتورو در نهایت طراح صحنه و لباس، در کارنامه کاری او ثبت شده همچنین ساخت فیلم های مستند (۱۵ فیلم)، کوتاه داستانی و تبلیغاتی .

البته بیشتر او را به طراحی صحنه و لباس فیلم هایی چون دایره مینا ‌، اجاره‌نشین‌ها، ‌فیل در تاریکی‌، هامون‌ ، بانو، سارا‌ ، لیلا‌ ، باد ما را خواهد برد‌، بوی کافور عطر یاس‌، مارال‌، چتری برای دو نفر‌،خانه‌ای روی آب‌،این زن حرف نمی‌زند، ‌تارا و تب توت‌فرنگی‌، روایت سوم ننه گیلانه، صبحانه برای دو نفر ، می شناختند. به خصوص طراحی لباس فیلم هامون که اولین تجربه همکاری او با برادرش هم بود.

علاقه او به این رشته باعث شد دو بار در فرانسه نمایشگاهی در زمینه نمایش لباس های سنتی ایرانی برگزار کند. ضمن اینکه با همین تخصص مزون لباس بزرگ و مشهوری در تهران راه اندازی کرده بود.

مهرجویی با طراحی صحنه یکی از فیلم ها خبرساز هم شد. فیلم آتش سبز به کارگردانی محمدرضا اصلانی که در آن پگاه آهنگرانی با کیسه توری که در آن قرار گرفته بود، افتاد و آسیب دید.شورای صیانت خانه سینما همان زمان بیانیه ای صادر و اعلام کرد که ژیلا مهرجویی مسوول طراحی صحنه فیلم به دلیل مسوولیت مستقیمش در به كارگیری طناب كهنه‌ای كه پاره شدن آن منجر به وقوع حادثه شد، مقصر است.

ژیلا مهرجویی همان موقع به این بیانیه و مقصر اعلام شدنش اعتراض کرد و گفت: اینکه در ماجرای مصدومیت پگاه آهنگرانی به عنوان مقصر اصلی شناخته شده‌ام آن هم براساس اطلاعات کذبی که بنده را مدعی و مسئول جلوه‌های ویژه‌ فیلم معرفی کرده برایم بسیار تعجب‌آور و متاسف کننده بود. متاسف هستم که جنجالهای مطبوعاتی در حاشیه‌ این اتفاق شکل بررسی آن را بگونه‌ای ساخته است که همه به جای پرداختن به اصل مشکل و حل آن، ناچار شده‌اند به فشارهای افکار عمومی ـ به قول یکی از مسئولان شورا ـ بپردازند و در این مسیر با اعتبار حرفه‌ای امثال من بازی شود.

پرونده ای که بررسی آن به همین جا ختم شد و دیگر صحبت چندانی از آن نشد.

ژیلا مهرجویی در طول دوران فعالیتش، حدود 20 سناریوی بلند و سریالی نوشت و دو کتاب هم از زبان های فرانسه و انگلیسی ترجمه کرد و برای حرفه اصلی اش، در دوره های هجدهم و بیستم جشنواره فیلم فجر برای فیلم های «بوی کافور عطریاس» و «خانه ای روی آب»، جایزه گرفت.

ادامه مطلب بدرقه ژیلا مهرجویی بدون حضور پیکرش+عکس حضور بازیگران مشهور در خانه سینما

قطع هر دو پای بازیگر معروف سریال «آرایشگاه زیبا»! / عکس

 

 

بانی فیلم: حمید مهرآرا از بازیگران قدیمی تلویزیون که بیش از هر چیز به واسطه ایفای نقش در «آرایشگاه زیبا» و در قامت یکی از رفقای نزدیک «اسد خمارلو» شناخته می شد، این روزها از شدت یافتن بیماری دیابت خود رنج می‌برد.

همسر این بازیگر گفت: هشت سال است که حمید مهرآرا دچار بیماری شده است. او ابتدا دچار بیماری افسردگی شده بود و بعد از دو سال گرفتار دیابت شد.

حمید مهرآرا

او افزود: اوضاع جسمی وی در حال حاضر اصلاً خوب نیست. سال گذشته پزشکان به دلیل بیماری دیابت ناچار به قطع پای چپ او شدند متأسفانه بیماری دیابت وی کنترل نشد و امروز هم پای راست او را قطع می‌کنند.

او درخصوص اوضاع مالی و شرایط زندگی‌شان در طول سال‌های گذشته گفت: مگر می‌شود به مشکل مالی برنخورده باشیم؟ اما از آنجا که همسرم فرهنگی بوده تاکنون از منبع مالی فرهنگی‌ ایشان استفاده کرده‌ایم.

 او گفت: از وقتی که همسرم دچار بیماری شد، دیگر در کارهای هنری بازی نکرده و روحیه‌اش کاملاً دچار آسیب شده است. در این سال‌ها برخی از همکارانش به عیادتش می‌آمدند، اما روز گذشته حسن فتحی به بیمارستان آمد و از همسرم ملاقات کرد.

حمید مهرآرا که هم اکنون 70 سال سن دارد، در سریال‌های پرمخاطبی چون «امیر کبیر»، «پهلوانان نمی‌میرند» و «روزگار جوانی» بازی داشته است

ادامه مطلب قطع هر دو پای بازیگر معروف سریال «آرایشگاه زیبا»! / عکس

عکس/ علی‌ضیاء و مازیارفلاحی‌ در آزادی

عکس: ژیلا مهرجویی , خواهر داریوش مهرجویی درگذشت

ژیلا مهرجویی

 

 

ایسنا،این هنرمند که به تازگی تحت جراحی قلب قرار گرفته و در بیمارستان بستری بود، به دلیل افت فشار جمعه هشت آذر در سن ۶۸ سالگی در تهران درگذشت. او متولد ۱۳۲۴ و خواهر داریوش مهرجویی بود.

گفته می‌شود پیکر ژیلا مهرجویی شنبه ۹ آذر در طالقان به خاک سپرده خواهد شد.

 

 ژیلا مهرجویی

مهرجویی فارغ التحصیل رشته کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما در سال ۱۳۵۱ و فوق لیسانس رشته جامعه‌شناسی سینما از دانشگاه اوت اتور پاریس بود.

او فعالیتش را در سینما به عنوان منشی صحنه با فیلم «چشمه» آربی آوانسیان آغاز کرد.

ژیلا مهرجویی بعد‌ها به عنوان طراح صحنه و لباس و در برخی موارد منشی‌صحنه در فیلم‌هایی چون «دایره مینا» ‌، «اجاره‌نشین‌ها»، ‌ «فیل در تاریکی‌«، «هامون‌ «، «بانو»، «سارا‌ «، «لیلا‌ «، «باد ما را خواهد برد‌«، «بوی کافور عطر یاس‌«، «مارال‌«، «چتری برای دو نفر‌«، «خانه‌ای روی آب‌«، «این زن حرف نمی‌زند»، ‌ «تارا و تب توت‌فرنگی‌«، «روایت سوم ننه گیلانه»، «صبحانه برای دو نفر» با کارگردان‌های مطرحی چون داریوش مهرجویی، بهمن فرمان‌آرا، عباس کیارستمی، رخشان بنی‌اعتماد و… همکاری کرد.

ژیلا مهرجویی برای «بوی کافور عطر یاس» از هجدهمین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس گرفت.

ادامه مطلب عکس: ژیلا مهرجویی , خواهر داریوش مهرجویی درگذشت

ژن آدم معروف ها


ژن آدم معروف ها

 

مجله همشهری جوان : موروثی بودن شغل و حرفه و کاسبی در فرهنگ ایرانی تاریخچه نسبتا دور و درازی دارد و تا مدت ها این امر فرض محسوب می شده. چوپان زاده چوپان بوده و حکیم زاده حکیم باشی؛ ولیکن بالا زدن از مقام و مرتبه پدر در دوره حیات او مقبوح تلقی می شده. با این وجود، اعتقاد «پسر کو ندارد نشان از پدر، تو بیگانه دانش نخوانش پسر» به طور جدی مطرح بوده است. حالا هم با وجود همه اتفاقات عجیب و غریب مدرنیتی (!) بخشی از این تاریخچه فرهنگی همچنان با ما همراه شده. گیریم که غالبا پدرها (و البته مادرها) کوتاه آمده اند و به فرض که انتخاب حرفه را به دل فرزند گذاشته اند اما در برخی حرفه ها اینقدر فاکتورهای جذاب وجود دارد که با وجود اختیار، فرزندان رو به حرفه پدر و مادر بیاورند و دنباله رو شوند. شغل بازیگری که شهرت و تا حدی ثروت (دو فاکتور مهم وسوسه کننده برای فرزندان) را با هم دارد، به درد پیروی می خورد؛ ببینید!

داریوش و انوشیروان/ امیر یل و برزو ارجمند

امیر یل پسر داریوش ارجمند بیش از اینکه بازیگر باشد، خواننده است و این اواخر آلبوم «شب های ترانه» را آماده نشر کرده. البته هنر موسیقی در این خانواده به همان اندازه یا بیش از بازیگری دنبال می شود. همچنان که پسرعمویش برزو ارجمند هم در این کار دستی دارد. تفاوت او با پسرعمو در شهرت و محبوبیت است.

برزو بازیگر دوست داشتنی و نسبتا پرکاری است که اغلب در تلویزیون دیده می شود تا مدت ها – به اشتباه – به عنوان پسر داریوش ارجمند شناخته می شد اما حالا دیگر عمو را هم پشت سر گذاشته و جا پای محکمی برای خودش دست و پا کرده. به قول خودش ابتدا از خانواده و با دیدن بازی فرامرز صدیقی در فیلم «دندان مار» به صورت جدی تصمیم گرفت بازیگر شود.

عبدالرضا اکبری/ پندار اکبری

 متولد آذر 61 است و فارغ التحصیل عکاسی و تصویربرداری است و علاوه بر بازیگری، تدوین هم می کند. بازیگری را نه فقط از پدر که از علیرضا اسیوند. رضا فیاضی و فریبا متخصص آموخته؛ ولی هنوز شانس این را نداشته که کارنامه هنری اش را با آثار قابل اعتنا پر کند و اغلب در آثاری حاضر شده که پدرش هم نقش اول را به عهده گرفته. مهمترین تصویری که از او به یاد می آوریم بازی در سریال «فاصله ها» است.

سعید امیرسلیمانی/ کمند و سپند امیرسلیمانی

 مصاحبه و تصاویر متفاوت از سپند امیر سلیمانی و همسرش

کمند با بازی در سریال «پدرسالار» شناخته شد و گل کرد. هنوز هم که هنوز است با همان نقش، و البته نقشش در فیلم «قرمز» جیرانی شناخته می شود و نتوانسته موفقیتی بالاتر از آنها کسب کند. هر چند که کار هنری اش را از هفت سالگی یعنی سال 59 با بازی در نمایش «سنجاب ها» شروع کرد و یک سال بعد هم در تلویزیون حضور پیدا کرد و برخلاف علاقه پدرش، در این کار باقی ماند. بعد از او سپند وارد هنر بازیگری شد و او هم فارغ از پدر و خواهر، راه خودش را در پیش گرفت. هر چند که خانواده به او هم بیشتر در زمینه موسیقی امید داشتند تا بازیگری.

رضا بنفشه خواه/ بیژن بنفشه خواه

این بازیگر کم کار برخلاف خیلی از دختران و پسران هنرمند، از همان ابتداو خیلی سریع، از خود چهره ای محبوب و جذاب ساخت تا یکی دو قدم جلوتر از پدر بیفتد. شاید یکی از دلایل موفقیتش حضور در آثار طنز موفق بوده باشد اما به هر حال، با وجود اینکه حضور جدی و مستمری نداشته، اما توانست تصویر محبوبی در ذهن مخاطب برای خود دست و پا کند. او با بازی در سریال پژمان نشان داد که علاوه بر شخصیت های طنز می تواند تا حدودی جدی هم باشد.

علی حاتمی/ لیلا حاتمی

دختر شیرین علی حاتمی وزری خوشگام به خاطر چهره معصومش برای اولین بار در سن شش سالگی در فیلم «کمال الملک» پدر حاضر شضد و در نقش کودکی کمال الملک ایفای نقش کرد و به خاطر همین معصومیت در نگاه و بازیش توانست به خوبی دیده شود (البته حواسمان هست که قبل از این، در هزار دستان در حد یک پلان بازی داشت). بعد از آن هم در «دلشدگان» تایم های بازیش افزوده شد تا این معصومیت در فیلم های پدر جا بیفتد. متولد مهر 52 است و دوست و رفیق قدیمی لیلی رشیدی. در سال 61 هم در سری اول برنامه «زیر گنبد کبود» در کنار هم بازی کردند. اولین بازی او در یک کار سینمایی به جز برای پدرش «لیلا» (داریوش مهرجویی) بود و برایش دیپلم افتخار به همراه داشت و همکاریش را با این کارگردان تا نارنجی پوش (جسته و گریخته) تمدید کرد. با این وجود برخی معتقدند هر قدر هم که خوب باشد و بدرخشد، باز نام پدر بالاتر از نام او قرار می گیرد.

آتیلا پسیانی/ خسرو و ستاره پسیانی

 

خانواده هنری آتیلا و فاطمه تقوی (بازیگری که از «محله بروبیا» می شناسیمش)، دو فرزند دارند. ستاره پسیانی قبل تر از آنکه با «ورود آقایان ممنوع» یا «فرشتگان قصاب» شناخته شود. همراه برادرش خسرو روی صحنه تئاتر می رفت و تئاتر بین های حرفه ای در کارهای پدر، آنها را دیده اند (البته خسرو را هم همین چند وقت قبل در «پل چوبی» دیده بودیم). ستاره در ادامه فعالیت های تئاتریشان 4 سال قبل جایزه بهترین بازیگر زن بیست و هشتمین جشنواره تئاتر فجر را گرفت تا نشان دهد بازیگری در سینما و شهرت بیشتر جایی در نقشه راه زندگی برادر و خواهر ندارد.

منیژه حکمت / پگاه آهنگرانی

اولین بار در «گربه آوازخوان» پرتوی بازی کرده اما دختری با «کفش های کتانی» (رسول صدرعاملی) او را در حرفه بازیگری تثبیت کرد تا در سن 15 سالگی، جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم قاهره را هم به دست آورد. با اینحال او تا به امروز نتوانسته از زیر سایه آن نقش بیرون بیاید و حتی حضور در سه نقش فیلم «زندان زنان» مادرش هم کمک چندانی نکرد اما موفق ترین حضور او را باید در فیلم «دربند» دانست که برایش یک عدد سیمرغ بلورین به ارمغان آورد.

علیرضا داودنژاد/ رضا و زهرا داودنژاد

خانواده داودنژاد همگی بازیگر محسوب می شوند از جمله زهرا و علی داودنژاد که دومی به تازگی در کلاس هنرپیشگی دیده شده است. رضا اما پرکارتر و جدی تر از بقیه است و نه فقط در کارهای پدر، که در دیگر کارها هم ایفای نقش کرده و در دیگر سمت ها هم تجربیاتی داشته. او نگارش فیلمنامه را با «بچه های بد» شروع کرد و با فرار از زیر سایه پدر، کم کم تبدیل به چهره ای پولساز در سینما و جذاب در تلویزیون شد. او از شش سالگی بازی را در فیلم «بی پناه» پدر شروع کرد و برای «مصائب شیرین» (که دومین حضورش بعد 12 سال بود) توانست نامزد بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره شود.

سید ضیاءالدین دردی/ نوید و آناهیتا دری

دری در دومین سریالش، اهمیت ویژه ای به خانواده اش داد؛ نوید ابتدا منشی صحنه و سپس دستیار اول کارگردان این سریال بسیار بلند بود، در تدوین هم کمک می کردو نقش محمد علی (پسر آسیابان شهر، جوان مذهبی و خوش برخورد و مهربان) را هم به عهده داشت. آناهیتا اما سابقه بیشتری از برادر کوچکترش دارد؛ او قبلا در کودکی و نوجوانی در سریال و فیلم های پدر بازی کرده و در این سریال هم تنها نقش تهمینه (دختر همکار فروغ، مریلا زارعی، در مدرسه که بعدها بی حجاب می شد و دوباره به اصل خویش برمی گشت) را به عهده داشت.

داود رشیدی/ لیلی رشیدی

 

9 ساله بود که از طریق خاله اش مرضیه برومند در برنامه ای به کارگردانی او «زیر گنبد کبود» حضور پیدا کرد. مهمترین نقشش در تلویزیون را شاید بشود در مجموعه «زی زی گولو» عنوان کرد که او را بازیگری دوست داشتنی با صدایی لطیف و چهره ای مهربان کرد. دختر داود رشیدی بودن هم به اینها اضافه شد تا محبوبیتش افزون شود و مهربان بودنش مسجل. با این وجود کم کارتر از پدر بوده و کمتر سراغ کار سینمایی رفته (یا برایش پیش آمده) و بیشتر کار روی صحنه تئاتر و تلویزیون را ترجیح داده. گویا با وجود محبوبیت، به دنبال رسیدن به جایگاه و موفقیت پدر نیست.

محمدرضا شریفی نیا، آزیتا حاجیان، مهراوه و ملیکا شریفی نیا

فرزند بزرگ خانواده شریفی نیا و حاجیان، مهراوه، هشت سال که از تولدش گذشت، (سال 68) اولین تجربه بازیگریش را کنار مادرش در فیلم «دزد عروسک ها» تجربه کرد. فیلمی که هنوز هم برای دهه شصتی ها نوستالژی ترسناک و شیرینی محسوب می شود. بعد از آن کودکی قطام را در سریال امام علی (ع) تجربه کرد و همینطور آمد تا جلوی چشم ما بینندگان بزرگ شود. برخلاف خواهرش ملیکا آرام تر است اما در بازیگری، هیچ کدام تا به این لحظه نتوانسته اند به پای هنرمندی مادر برسند و قدمی بزرگتر یا در حد او بردارند.

رسول صدرعاملی/ میلاد صدرعاملی

با دستیاری در فیلم «دختری با کفش های کتانی» پدر شروعبه فعالیت هنری کرد و بعد هم در «من ترانه 15 سال دارم» جلوی دوربین رفت و با بازی خوبش در نقش همسر نامتعادل و کتاه مدت ترانه، نفرت بسیاری را برانگیخت! بازیگر کم کاری است و اگر به همین منوال پیش برود، دیگر خاطره اش هم محو خواهد شد. شاید هم منتظر است ببیند پدر چه می کند تا در سایه او حرکت کند. می گویند بیشتر در میلاد فیلم، کارها و ساخته های پدرش را پیگیری می کند.

سید کمال طباطبایی / سید علی طباطبایی

علی سال 83 برای اولین بار در فیلم «سالاد فصل» حضور پیدا کرد که تهیه کننده اش پدرش بود. بعد از آن در سریال های آشپزباشی و قلب یخی دیده شدو این روزها هم سریال بچه های بد را روی آنتن دارد که وجه مشترک همگی، تهیه کنندگی پدرش است. به نظر می رسد که پدرش در ورود به دنیای بازیگری نقش مهم و موثری داشته است! بنابراین این بازیگر بیبی فیس که متولد 62 است، حضورش را قبل و پیش از توانایی هایش مدیون وجود چنین پدری در چنین سمتی است.

امیر سماواتی/ فرید سماواتی

 

پسر تهیه کننده با نفوذی است و هنوز تازه کار. اولین کار جدی او در زمینه بازیگری حضور در فیلم سینمایی «دربند» به کارگردانی شهبازی و تهیه کنندگی پدرش است و حالا هم در فیلم «ساکن طبقه وسط» مشغول بازی است. بنابراین به نظر می رسد پدر و پسر تصمیمشان را برای ماندن ماندن در دنیای بازیگری گرفته اند.

اکبر عبدی/ المیرا عبدی

به گفته خودش از سال 81 فعالیتش را در زمینه بازیگری در تئاتر شروع کرده و در سال 85 هم با پدرش در نمایش «اکبر آقا آکتورتیاتر» حضور داشته ولی هنوز تازه کار محسوب می شود. «یکی برای همه» اولین تجربه اش در قاب سینما بوده و «جابه جا» هم کار دیگری از اوست. با توجه به حضور تازه اش هنوز نمی شود گفت که آیا از توانایی های پدر چیزی به ارث برده یا فقط از نام او بهره می برد؛ به خصوص که او هم خودش را بازیگر نمی داند و گفته این دو فیلم را هم که کار کرده، به خاطر همبازی شدن با پدر بوده.

جهانگیر کوثری، رخشان بنی اعتماد/ باران کوثری

«بهترین بابای دنیا» اولین تجربه بازیگری اوست که در سن 4 سالگی اتفاق افتاد و نقش دختر مهدی هاشمی را به کارگردانی داریوش فرهنگ بازی کرد. بعد آن تا سال 80 در خدمت مادرش رخشان بنی اعتماد بود و در این مدت بازی روی صحنه تئاتر را هم تجربه کرد. از آنجا که مادر چندان پرکار نیست، توانسته فارغ از نام مادر و البته پدر، برای خودش تبدیل به یک بازیگر مشهور و پرکار شود. بازی خوبش در «صاحبدلان»، «خون بازی» و «اسب حیوان نجیبی است» او را به چهره ای شناخته شده تبدیل کرد.

مسعود کیمیایی / پولاد کیمیایی

اعتقاد دارد که به خاطر بازیش در جرم لیاقت دریافت سیمرغ بهترین بازیگری جشنواره را دااشته. جدای از اینکه آیا داشته یا نه، تا سال ها تنها در زیر سایه پدر دیده شد. بنا به گفته خودش «قهرمان سینمای کیمیایی بودن خودش بزرگترین فرصت است، چون این فرصت آرزوی خیلی از ستارگان سینماست اما برای من در جاهایی هم فرصت های زیادی را گرفته

این فارغ التحصیل رشته digital media art کانادا، که نوازنده پیانو هم هست تا مدت ها فقط در کارهای پدرش بازیگری کرد و تازه چند سالی است که همکاری با دیگر کارگردان ها را هم تجربه می کند.

سعید سهیلی/ ساعد سهیلی

 

از 14 سالگی بازیگری را در «شب برهنه» شروع کرده و بعد از آن اغلب فیلمبردار پشت صحنه کارهای پدر بوده. تا «گشت ارشاد» چهره شناخته شده ای نبود اما بازی خوبش در کنار فرخ نژاد او را به عنوان بازیگر شناساند. او درست مثل پدرش عشق کارهای کیمیایی است ودر کنار پسر کیمیایی اخیرا در فیلم «متروپل» هم بازی کرده. در عوض احتمالا پولاد هم در «کلاسینکف» پدرِ ساعد بازی خواهد کرد!

بهزالد فراهانی/ شقایق فراهانی

دختر بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم نیا (بازیگر سریال مادرانه که نقش مادر شقایق را ایفا کرد) از سال 75 بازیگری را شروع کرده و اگر خوب فکر کنید، او را در نمایی از فیلم سینمایی لیلا (داریوش مهرجویی) به خاطر خواهید آورد که صورتش را به شیشه ماشین مصفا تکیه داده و از مقابل لیلا رد می شوند تا لیلا هوویش را ببیند و بپسندد. بعد از آن گرچه حضور جدی تری در سینما و تلویزیون داشت اما نتوانست موفقیت و محبوبیت پدر یا خواهرش را تجربه کند. شاید تنها بازی قابل توجه او بازیش در «چتری برای دو نفر» باشد. او در کلاه پهلوی هم بازی کرد. بسیار تلاش کرد ولی در قامتِ متوسط این سریال دیده نشد.

جلیل فرجاد/ مونا و مارال فرجاد

انگار دختر بزرگتر خانواده فرجاد شانس یا علاقه بیشتری برای حضور در مقابل دوربین دارد. مارال فرجاد که بزرگتر هم هست (متولد 61) و فارغ التحصیل رشته عکاسی، اولین بار وقتی سه ساله بود. در تله تئاتر «من هستم، اما یک سیاه» اسماعیل شنگله بازی کردو بعد هم وارد تئاتر شد اما برای جدی تر شدن ماجرا کلاس های درس مرحوم سمندریان را تجربه کرد. مونا یک سال زودتر از او یعنی در سن دو سالگی بازی را در مجموعه «بهاران» شروع کرد ولی بعدا بازیگری را کنار گذاشت و مستندسازی را تجربه کرد تا 18 سالگی که دوباره کارش را از سر گرفت، لعلا که بیشتر بازیگران تلویزیونی اند.

اصغر فرهادی، پریسا بخت آور/ سارینا فرهادی

هرچند شاید هنوز زود به نظر برسد اما با درخشش در فیلم «جدایی نادر از سیمین» نشان داد که می تواند بازیگر قابلی شود. متولد 76 است و از چهار سالگی کم و بیش حضور مقابل دوربین را تجربه کرده. اولین حضورش در «پشت کنکوری ها» بود و بعد از آن در فیلم های «چهارشنبه سوری» و «دایره زنگی» (هر دو از آثار پدر و مادر) بازی کرد. او نوجوانی است که با اولین حضور جدیش توانسته خرس نقره ای بهترین بازیگر زن را (به طور مشترک با لیلا حاتمی و ساره بیات) از جشنواره برلین 2011 برای «جدایی نادر از سیمین» کسب کند و در جشنواره فیلم فجر هم که کاندیدای بهترین بازیگر نقش مکمل شود. با اینحال هنوز دختر اصغر فرهادی و پریسا بخت آور است تا یک بازیگر. تا بعد چه پیش آید.

فرامرز قریبیان/ محمد سام قریبیان

 

فرزند خلف فرامرز قریبیان و مینا خیامی (فیلمنامه نویس) است که این روزها با فیلم سینمایی گناهکاران اسمش سر زبان ها افتاده. فیلمی که قرار بوده آن را به هالیوود بفروشد اما بخت یارش نبود و در نهایت با تهیه کنندگی پدرش آن را ساخت تا در جشنواره سال گذشته، او در کنار پدر موردتشویق و تحسین قرار گیرد. البته ما محمد سام را از سال 77 با اجرایش در «بیست» برنامه کودک و نوجوان می شناسیم که محبوبیت پیدا کرد. هر چند که از سال 64 با بازی در فیلم «گردباد» کار هنری اش را شروع کرد و پا در مسیبر پدر گذاشته بود اما چندان دیده نشد تا همین برنامه نوجوانانه.

مهدی هاشمی، گلاب آدینه/ نورا هاشمی

با توجه به وضعیت خاص جامعه سینمایی ما، به نظر می رسد کسی که دو هنرمند مثل گلاب آدینه و مهدی هاشمی را به عنوان پدر و مادر در کنار خوددارد، باید نام آشناتر از این باشد که حالا هست اما گویا محبوبیت و تواضع پدر و مادر به فرزند هم رسیده که با وجود حضورش در دنیای بازیگری، چندان چهره شناخته شده ای نیست. با اینحال در جدیتش در بازیگری همین بس که بدانیم از هفت سالگی در کلاس های بازیگری شرکت می کرده است. ضمنا او همسر سیاوش اسعدی کارگردان هم هست و اگر بخواهد قطعا می تواند حضور جدی تری را تجربه کند.

داود میرباقری/ حامد میرباقری

 

پسرداودمیرباقری تاکنون تنها در آثار پدر بازی کرده، ولی علاقمند است راه او را ادامه دهد و کارگردانی کند. برای همین هم در «مختارنامه» دستیار دوم کارگردان بود و علاوه بر دستیاری در دو نقش وهب نصرانی و ثابت پسر مختار هم ایفای نقش کرده و به گفته خودش توانسته نظر مساعد پدر را درباره بازیش به دست بیاورد. سال پیش او را در سریال مناسبتی «یلدا» دیدیم که نوشته پدرش بود و کارگردانی شده توسط عمویش. حالا هم در حال بازی و دستیاری در سریال «شاهگوش» است.

پیمان قاسم خانی، بهاره رهنما / پریا قاسم خانی

مثل سارینا فرهادی، نمی شود بازیگرش خواند چون سنش کمتر از آن است که به تصمیم رسیده باشد ولی سابقه حضورش در برابر مخاطبان به آثاری برمی گردد که پدر و مادر در آن حضور داشته اند؛ دایره زنگی، مرد هزار چهره. جالب است بدانیدپریا که متولد 77 است، روی صحنه تئاتر هم حضور داشته و در «پنجره ها» (فرهاد آئیش) حضور داشت.

 


 

ماحصلان پدران فاضل!

پدیده آقازادگی نه تنها فقط مختص به ایران نیست که از قضا در خارجه (!) با شدت وحدت بیشتری در جریان است و کم نیستند افرادیکه فضل پدر را به حق و ناحق دستمایه شهرت خودشان قرار داده اند.

خاندان کاپولا

فرانسیس فورد کاپولای کبیر در قضیه وارد کردن خانواده اش به حیطه کسب و کار و زیر پر و بال آنها را گرفتن، دست مرحوم دون کورلئونه را هم از پشت بسته. دخترش سوفیفا کاپولا که در حیطه بازیگری آش دهان سوزی نشد، مثل پدرش به پشت دوربین کوچ کرد و اتفاقا یکی دوتا فیلم حسابی هم ساخت. نیکلاس کیج مشهور هم برادرزاده فرانسیس خان است که برای فرار از بار سنگین «کاپولا» بودن نام خانوادگی اش را عوض کرد، ولی زمین و زمان می دانستندکه بازیگر جوانقسمت سوم پدرخوانده، محصول کارخانه هنرمندسازی کاپولاهاست. کاپولاها چند عضو مشهور دیگر هم دارند و همگی در رشته های مختلف سینمایی نامزد اسکار بوده اند.

جان وویت/ آنجلینا جولی

«جان وویت» قد بلند و خوش چهره علاوه بر تربیت کردن دو فرزند بازیگر و تهیه کننده به نام های آنجلینا و جیمز و داشتن دامادی به نام برد پیت، یک اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد و چندین و چند جایزه ریز و درشت دیگر هم در خانه دارد. آنجلینا جولی بسیاری از فعالیت های بشردوستانه و ضد جنگش را از آقای پدر به ارث برده است.

کرک داگلاس/ مایکل داگلاس

 

در ایامخ حیات پدران ما «داگلاس» هنوز ومایکل نبود، کرک بود. کرک داگلاس که هنوز هم سایه اش بالای سر پسر و عروس مشهورش هست، یکی از استخوان دارترین و با نفوذترین بازیگران و تهیه کنندگان هالیوود بود که قبل از پسرش توانست یک مجسمه اسکار دشت کند. کرک داگلاس چند پسر دیگر هم داردکه همه آنها در سمت های مختلف در هالیوود اسمی در کرده اند. البته نه به اندازه مایکلشان.

هنری فوندا/ جین و پیتر فوندا

 

هنری (پدر) بازیگر سرشناس سینماست که به اعتقاد عده ای می شود او را ششمین هنرپیشه مرد برتر همه دوران دانست. او غیر از این موفقیت ها دو فرزند هم به سینمای هالیوود معرفی کرد که هر کدام در حوزه کاریشان – نه در حد پدر – موفق بوده اند. نوه پسری مرحوم هنری، بریجت، هم مشغول کار بازیگری شده و فعلا که زیر سایه پدر و پدربزرگ است.

تعدادی دیگری از آقازاده های مشهور: چارلی و جرالدین چاپلین – مارتین و چارلی شین، ویل و جیدن اسمیت، بروس و براندون لی، دونالد و کیفر ساترلند. تام و کالین هنکس.

 


 

فوتبالی ها هم پیرو قاعده انتقال استعداد از طریق ژن هستند

فرزندان خلف

جریان آقازادگی در ورزش پیشینه ای طولانی دارد. هم در ایران، هم در خارج از کشور و به خصوص در حیطه فوتبال. این چند اسم مشهور و آشنا، سند حرف های ماست.

علی پروین/ محمد پروین

سلطان از همان دوران کودکی محمد، آقازاده اش را آنقدر روی نیمکت پرسپولیس نشاند تا بالاخره فرزندخلفش هم نمک گیر زمین های چمن شد و پا جای پای پدر گذاشت. محمد پروین درابتدای کار چشمه های کمرمقی از توانایی های پدر را احیا کرد، ولی خیلی زود تبدیل شد به یک بازیکن معمولی زیر سایه نام سنگین پروین.

ناصر حجازی/ آتیلا حجازی

آتیلا حجازی هم مثل پدرش باوقار و با شخصیت بود اما در زمینه فوتبال به یک دهم شهرت افسانه ای پدر هم نرسید و دوران اوج فوتبالش به پنالتی زدن در یکی از استقلال های کم افتخار تاریخ گذشت باید ببینیم از آتیلای مربی چیزی درمی آید یا نه.

احمدرضا عابدزاده/ امیر عابدزاده

برای قضاوت هنوز کمی زود است. دروازه بان مشهور و محبوب تیم ملی و پرسپولیس و استقلال هم از همان دوران کودکی فرزندش را با فوتبال و چارچوب دروازه آشنا کرد و تحت تعالیم سخت دروازه بانی خودش قرار داد. بنا بر شنیده ها حاصل کارش هم امیدوارم کننده از آب درآمد. منتها شنیدن کی بود مانند دیدن؟ امیر عابدزاده فعلات روی سکوهای ورزشگاه آزادی سنجاق شده و دروازه بان سوم پرسپولیس است.

عزت جانملکی/ علی جانملکی

دفاع چپ جنگنده و شش دانگ باشگاه استقلال که با این تیم قهرمان آسیا شده بود، خیلی زود بر اثر بیماری تلخ وسخت MS از دنیا رفت. ولی از خودش پسری به نام علی به جا گذاشت که در دهه 70 از بازیکنان خیلی خوب تیم طلایی پاس آن دوران بود.

* بعضی از نمونه های خارجی: سر الکس و دانکن فرگوسن، چزاره و پائولو مالدینی، یوهان و یوردی کرایوف، پابلو و دیه گو فورلان، مارتین و رونالد کومان.

 


 

انگار در حوزه موسیقی ارتباط تنگاتنگی بین استعداد و وراثت وجود دارد

ژن های صدادار

با گشت و گذاری کوتاه بین اهالی موسیقی می توان تاثیر «ژن» را در روند تکامل کاری پدر و پسرهایی که در این حوزه فعالیت می کنند، به خوبی دریافت. البته در این حوزه نقش طبیعت و وراثت پررنگ تر و اثبات شده تر است؛ مثل شباهت ظاهری پدر و پسر.

شجریان ها

پسر استاد مسلم آواز ایران که در اوایل دوران کاریش، تحریرها و لحن ارائه آثارش، ریز به ریز وام گرفته از پدر به حساب می آمد، حالا سعی داردکمی از این فضا فاصله بگیرد؛ او با تجربه های مختلفش در حوزه موسیقی و همکاری با آهنگسازان متنوع می خواهد راهش را در 38 سالگی از پدر جدا کندو با همه شاگردی هایش، اعلام استقلال کند. هر چند درآمدن از زیر نام پدر به این راحتی ها نیست؛ هست؟

خواجه امیری ها

 

نمونه پاپ برای بیان تاثیرلات یک پدر هنرمند و خوش صدا برای انتقالِ نسل به نسل یک هنر. به هر حال فرزند «ایرج» بودن هم برای خودش ماجرایی دارد و ریسک خواندن و ورود به عرصه صدا و خانندگی، می تواند عواقب خطرناکی را برای خواجه امیریِ پسر در پی داشته باشد اما احسان از آهنگسازی و انتشار آلبوم مشترک با پدرش شروع کرد (آلبوم من و بابام) و به مرور هوس خواندن جداگانه به سرش زد و بعد از چند تیتراژ موفق، دیگر برای خودشمهر و امضا و کاراکتری ساخت و حالا جزو ستاره های بی کتمان موسیقی پاپ در کشور به شمار می رود. هر چند سبکی که احسان در آن فعالیت می کند، هیچ ربطی به آثار پدر ندارد اما به قول خودش، اگر راهنمایی های پدر و شاگردی او در کلاس های آواز پدرش نبود، بدون شک نمی توانست به این موفقیت ها برسد.

ناظری ها

دیگر «آقازاده» موسیقی ایران است که قطعا اگر در هر خانواده دیگری زاده می شد، نمی توانست موفقیت ها و شهرت کنونی اش را داشته باشد. «حافظ» را در قدرت صدا و نبوغ آهنگسازی، بایدش کل امروزی و تکامل یافته تر پدرش لقب داد. او که این روزها درصدد انتشار «سمفونی رومی» است، در همه حال دنباله رو راه پدرش بوده و همانند «همایونه» پس از تکاملی نسبی سعی در اعلام استقلال کاری و جدا کردن مسیرش از بزرگ خاندان دارد. اتفاقی که شاید با انتشار «سمفونی رومی» در 34 سالگی رخ دهد.

یغمایی ها

«کاوه یغمایی» دیگر چهره آشناست که شاید او را بتوان یکی از اصلی ترین پسران نشان دار از هنر پدرش در عرصه موسیقی دانست. او در آلبوم مستقل منتشر کرده و پیش از این نیز در آثار پدر تجربه حضور به عنوان نوازنده دارد و به هر حال فعالیت در موسیقی «راک» آن هم از نوع ایرانیزه شده اش، خیلی بیشتر از این صحبت ها نیاز به استفاده از تجربیات قدیمی ترها دارد که کاوه به مرور توانست به آنها دست پیدا کند. «یغماییِ پسر» در تدارک انتشار آلبوم جدید خود در داخل کشور است و نکته جالب این آلبوم، آهنگسازی پدرش در یک قطعه است که می تواند هیجان این آلبوم را چند برابر کند.

ادامه مطلب ژن آدم معروف ها

بازیگر مشهور پزشک دهکده برای پنجمین بار ازدواج کرد!+تصاویر

بازیگر مشهور پزشک دهکده برای پنجمین بار ازدواج کرد!+تصاویر

 

بازیگر مشهور پزشک دهکده برای پنجمین بار ازدواج کرد!+تصاویر

به گزارش فان پرس ، جین سیمور بازیگر انگلیسی است که در سال 1951 به دنیا آمد. او هم اینک 61 سال سن دارد اما چهره و اندام او هیچ شباهتی به زنان سالخورده ندارد.

او در ایران با سریال پزشک دهده به شهرت رسید.

جین تا کنون 4 مرتبه ازدواج کرده است و به زودی برای پنجمین بار طعم ازدواج را خواهد چشید! نامزد جدید او بری بلومبرگ است.

عکسهای جین سیمور و بری بلومبرگ

بازیگر مشهور پزشک دهکده برای پنجمین بار ازدواج کرد!+تصاویر

بازیگر مشهور پزشک دهکده برای پنجمین بار ازدواج کرد!+تصاویر

بازیگر مشهور پزشک دهکده برای پنجمین بار ازدواج کرد!+تصاویر

بازیگر مشهور پزشک دهکده برای پنجمین بار ازدواج کرد!+تصاویر

بازیگر مشهور پزشک دهکده برای پنجمین بار ازدواج کرد!+تصاویر

بازیگر مشهور پزشک دهکده برای پنجمین بار ازدواج کرد!+تصاویر

 

ادامه مطلب بازیگر مشهور پزشک دهکده برای پنجمین بار ازدواج کرد!+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

به گزارش فان پرس ، ” میلا کانیس” که سال گذشته عنوان جذابترین زن دنیا را از آن خود کرده بود در آستانه ازدواج با ” اشتون کاچر” همس سابق ” دمی مور” ستاره هالیوود قرار دارد. او که به تازگی به خاطر استفاده از لباسهای گشاد و بلند در معرض شایعه بارداری قرار گرفته است در حالی شکار عکاسان شد که به همراه مادر شوهر آینده اش برای خرید به یکی از فروشگاههای بزرگ لوس آنجلس رفته بود.

این ستاره 30 ساله که نامزد دریافت جایزه بزرگ و معتبر ” گلدن گلوب” نیز بوده است در کنار مادر اشتون کاچر در حالی دیده شد که آرایش بسیار کمی داشت و موهایش را به سادگی روی شانه هایش ریخته بود و لباس ساده و اسپورتی به تن داشت. به نظر میرسید این مادر شوهر و عروس برای مراسم شب شکرگزاری به خرید رفته بودند.اخیرا شنیده میشود که ” میلا کانیس” و ” اشتون کاچر” در صدد تشکیل خانواده هستند. یک منبع نزدیک به این زوج هالیوودی به خبرنگار ” پی پل” گفت : هردوی آنها قصد بچه دار شدن دارند. فکر میکنم به زودی و با اتمام مرحله نامزدی رسمی شان بچه دار شوند.

“میلا کانیس” اصالتا اهل اوکراین است و بیشتر در سریالهای تلویزیونی امریکایی ایفای نقش میکند. او سالهای زیادی با ” استیو مک کوالین” بازیگر محبوب نقش “کوین” در فیلم معروف ” تنها در خانه” رابطه عاشقانه داشت که در سال 2010 این رابطه به پایان رسید و بعد از جدایی ” اشتون کاچر” از ” دمی مور” این دو ستاره هالیوودی با هم دیده شدند و شنیده میشود که به زودی ” اشتون” از او خواستگاری رسمی خواهد کرد.

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

 

ادامه مطلب خرید تازه عروس دنیای هالیوود در کنار مادر شوهر+تصاویر

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

به گزارش میهن دی ، بعضی از ستاره ها هستند که فرزندانشان گویی برنده خوش شانس لاتاری ژنتیک هستند. برای مثال، اسکات پسر کلینت ایستوود را در نظر بگیرید که درست همان چشم های آبی، بینی و موهای روشن پدرش را دارد و از آن گذشته طرز نگاهش نیز درست شبیه نگاه پدرش در فیلم “خوب، بد، زشت” است.

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

فرزندان جنیفر گارنز و بن افلک و فرزندان ریس ویثراسپون و رایان فیلیپ هم همینطور هستند. خودتان ببینید و قضاوت کنید:

آلیس، دختر تینا فی

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

اِیوا، دختر ریس ویثراسپون و رایان فیلیپ

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

ساموئل و وایولت، دوتا از فرزندان جنیفر گارنر و بن افلک

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

سرافینا، دختر جنیفر گارنر و بن افلک

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

سوری، دختر کیتی هولمز و تام کروز

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

هارپر، دختر ویکتوریا بکهام و دیوید بکهام

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

لیو، دختر جولیان مور

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

فلین، پسر اورلاندو بلوم و میراندا کر

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

آنر، دختر جسیکا آلبا و کش وارن

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

تابیثا، دختر متیو برادریک و سارا جسیکا پارکر

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

کریشنا، دختر پادما لاکشمی

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

 

ادامه مطلب تصاویر ستاره ها و فرزندانشان، دو نیمه یک سیب

آنا نعمتی با دخترش همبازی میشود + تصاویر

آنا نعمتی با دخترش همبازی میشود + تصاویر

 

آنا نعمتی با دخترش همبازی میشود + تصاویر

به گزارش فان پرس ، نمایشنامه “ماه در آب” نوشته محمد یعقوبی و به کارگردانی بهاره مشیری با حضور بازیگرانی چون آنا نعمتی، علی سرابی، پروین قائم مقامی و رایکا پورعرب 16 آذرماه در فرهنگسرای اندیشه نمایشنامه‌خوانی می شود.

در این اجرا رایکا پور عرب دختر خردسال آنا نعمتی برای اولین بار به عنوان بازیگر در یک اثر نمایشی حضور خواهد داشت. آنا نعمتی، علی سرابی، پروین قائم مقامی، هومن کیایی، هنگامه حمیدزاده، ویدا جوان، علی تاجمیر و خودم بازیگران این نمایشنامه خوانی هستند. علی سرابی علاوه بر نقش خوانی مشاور کارگردان نیز هست و پریا طاهری هم در این کار با ما همکاری دارد.

مشیری درباره دلائل انتخاب این اثر نمایشی گفت: نمایشنامه “ماه در آب” سال 92 منتشر شده است که من قبل از تصمیم برای اجرای آن نمایشنامه را بسیار دوست داشتم. از آنجا که این اثر متنی بسیار روان و ساده دارد و از فضایی خانوادگی برخوردار است. خود من نیز آثار یعقوبی را دوست دارم و آنها را دنبال می کنم از این رو تصمیم گرفتم ” ماه در آب” را برای نمایشنامه خوانی خیریه آماده کنم. برای این کار با خود یعقوبی نیز صحبت کردم و نظر مساعد او را هم گرفته ام.

آنا نعمتی با دخترش همبازی میشود + تصاویر

آنا نعمتی با دخترش همبازی میشود + تصاویر

آنا نعمتی با دخترش همبازی میشود + تصاویر

آنا نعمتی با دخترش همبازی میشود + تصاویر

آنا نعمتی با دخترش همبازی میشود + تصاویر

آنا نعمتی با دخترش همبازی میشود + تصاویر

 

ادامه مطلب آنا نعمتی با دخترش همبازی میشود + تصاویر

فهرست برندگان جوایز موسیقی «AMA» سال 2013

فهرست برندگان جوایز موسیقی «AMA» سال 2013

 

فهرست برندگان جوایز موسیقی «AMA» سال 2013

 

 

فهرست برندگان جوایز موسیقی «AMA» سال 2013

فهرست برندگان جوایز موسیقی «AMA» سال 2013

 

هنرمند مرد محبوب سال، Pop/Rock

جاستین تیمبرلیک

هنرمند زن محبوب سال، Soul/R&B

ریحانا

آلبوم محبوب سال، Country

تیلور سوئیفت، آلبوم Red

آلبوم محبوب سال، Rap/Hip-Hop

مکلمور و رایان لوئیس، آلبوم The Heist

هنرمند محبوب Alternative Rock

Imagine Dragons

هنرمند محبوب لاتین

مارک آنتونی

آلبوم محبوب، Pop/Rock

گروه One Direction، آلبوم Take Me Home

هنرمند جدید سال

آریانا گرانده

هنرمند مرد محبوب، Soul/R&B

جاستین تیمبرلیک

 

فهرست برندگان جوایز موسیقی «AMA» سال 2013

فهرست برندگان جوایز موسیقی «AMA» سال 2013

 

هنرمند زن محبوب، Country

تیلور سوئیفت

تک آهنگ سال

Cruise از Florida Georgia Line، با حضور Nelly

آلبوم محبوب، Soul/R&B

جاستین تیمبرلیک، The 20/20 Experience

هنرمند محبوب، Electronic Dance Music

آویچی

هنرمند مرد محبوب، Country

لوک برایان

گروه محبوب، Pop/Rock

گروه One Direction

هنرمند سال

تیلور سوئیفت

هنرمند زن محبوب، Pop or Rock

تیلور سوئیفت

 

فهرست برندگان جوایز موسیقی «AMA» سال 2013

فهرست برندگان جوایز موسیقی «AMA» سال 2013

 

گروه محبوب، Country

مکلمور و رایان لوئیس

هنرمند محبوب، Adult Contemporary

Maroon 5

هنرمند محبوب، Contemporary Inspirational

متیو وست

بهترین موسیقی متن

Pitch Perfect

ادامه مطلب فهرست برندگان جوایز موسیقی «AMA» سال 2013

! عکس یادگاری خواننده لس آنجلسی با گروه سون در دبی

 

 

چندی پیش گروه موسیقی سون کنسرتی در شهر دبی داشت که یکی از خواننده های آنجلسی با حضور در پشت صحنه این اجرا، با اعضای گروه سون عکسی یادگاری گرفت!

گروه سون

ادامه مطلب ! عکس یادگاری خواننده لس آنجلسی با گروه سون در دبی

لباس پوشیدن خاص کیتی پری دردسر ساز شد!! + عکس

182174 لباس پوشیدن خاص کیتی پری دردسر ساز شد!! + عکس

 

لباس پوشیدن خاص کیتی پری دردسر ساز شد!! + عکس

 

 

کاترین الیزابت هادسن که با نام کیتی پری شناخته می‌شود؛ خواننده، ترانه‌سرا و بازیگر اهل آمریکا است. او همراه با موسیقی گاسپل (موسیقی مربوط به دین، فرنگ وباورهای مسیحیت) بزرگ شده است.
او روزها مشغول برگزاری تور کنسرت هایش در ژاپن بود و در آنجا لباس های سنتی ژاپنی بر تن کرده بود.
اما کیتی پری در  مراسم موسیقی امریکا لباس زنان خاص ژاپنی به نام زنان گیشا را به تن کرد و همین امر باعث اعتراض بسیار از افراد شد چرا که معتقد بودند این کار نوعی اهانت یا نژاد پرستی به این زنان خاص است!!

 

Katy Perry AMA Geisha 371x600 لباس پوشیدن خاص کیتی پری دردسر ساز شد!! + عکس

 لباس پوشیدن خاص کیتی پری دردسر ساز شد!! + عکس

ادامه مطلب لباس پوشیدن خاص کیتی پری دردسر ساز شد!! + عکس

بازیگر زن ایرانی سرطان گرفت +تصاویر

amir ebrahimi بازیگر زن ایرانی سرطان گرفت +تصاویر

 

بازیگر زن ایرانی سرطان گرفت +تصاویر

 

به نقل از بانی فیلم: متاسفانه شنیده میشود بازیگر مشهور سریالهای تلویزیونی دچار بیماری سرطان شده است. خانم “کتایون امیر ابراهیمی ” در این باره میگوید: در حال حاضر علاوه بر بیماری ام دچار سرما خوردگی هم شده‏ ام و فعلا در حال استراحتم.وی ادامه داد: دوست ندارم دیگر بازی کنم چرا که تهیه کنندگان آثار فکر می کنند به دلیل اینکه من و امثال من سن بیشتری به نسبت دیگر بازیگرها داریم می توانند پول ما را بخورند.

 

amir ebrahimi بازیگر زن ایرانی سرطان گرفت +تصاویر

او با گله مندی خطاب به مسئولین اضافه کرد : متاسفانه برای بازیگران  قدیمی و سابقه دار ارزشی قائل نیستند و کمترین پول را به آنها می دهند.آنها اصلا به این فکر نمی کنند که ما هم مانند دیگر افراد باید هزینه زندگی، دارو و دکتر خودمان را بدهیم و جالب است که فکر می کنند همه این مسائل برای خودشان است.
ناز سلطانی دختر امیرابراهیمی درباره بیماری مادرش گفت: مدتی است که مادرم دچار بیماری سرطان است و تحت نظر پزشک قرار دارد. مغز استخوانشان خون کافی تولید نمی کند و باید تحت نظر دکتر خون تزریق کنند اما متاسفانه در حال حاضر به دلیل اینکه مردم زیاد خون نمی دهند، بالطبع ایشان هم با این مشکل مواجهند. همین جا و از طریق “بانی فیلم” از مردم تقاضا دارم که به پایگاه های انتقال خون مراجعه کرده تا مادر من هم از این موهبت الهی بهره مند شود.
آخرین بازی امیرابراهیمی را در فیلم «ارتباط خانوادگی» به کارگردانی نادر مقدس دیدیم که چندی پیش در سینما اکران شد. او هم چنین در فیلم های ورود آقایان ممنوع،بازنده،تهران در جست و جوی زیبایی و سریال های بدون شرح و من یک مستاجرم ایفای نقش کرده است.

 

amir ebrahimi2 بازیگر زن ایرانی سرطان گرفت +تصاویر

ادامه مطلب بازیگر زن ایرانی سرطان گرفت +تصاویر

مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

ar4 2104  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

 

 مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

 

 

ar4 2104  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

این مدل های بافته که ملهم از مدل موهای عروس هستند، بسیار رمانتیک و ظریف هستند و توجه هر کسی را در همان نگاه اول جلب می کنند. به همین دلیل است که ستاره ها اغلب این مدل ها را برای فرش قرمز انتخاب می کنند و عروس ها نیز این مدل ها را برای روز بزرگ زندگی شان انتخاب می کنند. در اینجا مدل های محبوبمان را جمع آوری کرده ایم.

 

نیکول کیدمن

 

ar4 2105  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

موی موج دار نیکول کیدمن در رشته های باریک بافته شده و پشت سرش بطور مارپیچ شینیون شده است.

فَن بینگ بینگ

 

ar4 2106  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

 

فن که همیشه در دنیای بازیگری و فشن بسیار محبوب است، مدل موی جمع و بافته را برای فرش قرمز انتخاب کرده است. این مدل بسیار رمانتیک و زیباست. بافت ها از جلوی سر او شروع شده و در پشت سرش یک شینیون کوچک درست کرده اند.

شریل کول

 

ar4 2107  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

 

عروس هایی که لباس های پشت باز را دوست دارند می توانند پشت موهایشان را باز بگذارند یا ببافند و آویزان کنند. شریل کول برای فرش قرمز کن، لباس پشت باز زیبایی انتخاب کرده بود و پشت موهایش را در فواصلی با روبان بسته بود.

هیدن پنتیر

 

ar4 2108  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

عروس ها بجای آنکه روی سرشان تاج بگذارند می توانند بافت تل مانند روی سر را انتخاب کنند. قبل از شروع بافت، باید کل موها اتو شده و صاف شوند تا بافتن آنها راحت تر شود. بافت باید به سمت زیر باشد نه رو، تا نیمدایره ای بافته روی سر تشکیل شود.

جسیکا آلبا

 

ar4 2109  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

 

جسیکا مدل کلاسیک شینیون را انتخاب کرده و برای مدرنتر کردن آن، یک بافت به شکل مار از پشت سرش به سمت بالا زده است. برای درست کردن این مدل، اول از بالای گوش موهای پشت را بطور افقی به دو نیم تقسیم کنید و نیمه بالایی را شینیون کنید. بعد نیمه پایینی را به سمت بالا ببافید.

کیتی پری

 

ar4 2110  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

استایلیست موی کیتی پری برای زیباتر کردن موهای مشکی او، از یک برگ طلایی رنگ هم کمک گرفته است. او برای دادن حالت دولچه گابانا به موهای کیتی، یک هدبند طلایی منحصر بفرد به موهای او زده است. برای این مدل، باید موها را بطور عمودی به دو نیم تقسیم کنید و هر دو سمت را بافت فرانسوی بزنید و سپس آنها را به سمت هم تا کنید تا بالای سر جمع شوند و تلی تشکیل دهند.

کِری واشینگتن

 

ar4 2111  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

 

استایلیست کری واشینگتن یک نیمه شینیون برای او درست کرده است. از آنجائیکه مدل بافت روی موهای تیره زیاد معلوم نیست، برای او اکستنشن رنگی هم کار کرده تا توجه را به بافت او جمع کند.

کریستن استوارت

 

ar4 2112  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

مدل موی کریستن حالت زیبایی برای عروسی های ساحلی یا مناطق مرطوب دارد. برای آنکه بافت شما حالت پُرتری داشته باشد باید از محصولات حجم دهنده استفاده کنید. یادتان نرود که بعد از بافت هم باید آن را پوش بدهید تا کلفت تر نشان دهد.

لی میشل

 

ar4 2113  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

این مدل برای عروس های ماجراجویی که چیزهای متفاوت را دوست دارند مناسب است. این مدل هم شیک است و هم برای عروس با تور بلند، راحت تر است. بعد از آنکه عروس تور سرش را درمی آورد، زیبایی این مدل در پشت سر خودش را نشان می دهد.

مینکا کِلی

 

ar4 2114  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

مدل موی مینکا بسیار رمانتیک و مخصوص مراسم اعیانی و تجملی است. برای آنکه روی بافت موهایش تأکید شود، یک عدد گردنبند را باز کرده و روی موهایش سنجاق کرده اند. البته گردنبند مربوطه باید حلقه های زیادی داشته باشد تا سنجاق ها آن را روی سر محکم کنند.

سلما هایک

 

ar4 2115  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

 

دو بافت باریک روی شینیون سلما به موی او حالت رب النوع های یونانی داده اند. برای این مدل شینیون باید بخش های مختلف موها را شل ببافید تا حجم بگیرد و سپس همه آنها را شینیون کنید و دو بافت باریک را از روی کل آنها بگذرانید.

تیلور سوئیفت

 

 

ar4 2116  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

این ستاره موزیک کانتری برای فرش قرمز مدل بافت پریشان را انتخاب کرده است. برای درست کردن این مدل، از دو طرف گوش باید شروع به بافتن کنید و آنها را بالای سر بهم برسانید. بعد باید از زیر موها دو نیم بافت فرانسوی ببافید. یعنی از هر سمت چند رشته مو بردارید و به بافت اضافه کنید تا زیر موها بافته شود و حالت یکنواخت و سبدمانند بگیرد. یادتان نرود که موهای کوتاه را بگذارید پریشان بماند و اسپری نزنید و نخوابانید.

زوئی سالدانا

 

ar4 2117  مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

ادامه مطلب مدل موی ستاره ها در مراسم عروسی

تصاویر: عزت‌الله انتظامی در بیمارستان

 عزت‌الله انتظامی

 

عزت‌الله انتظامی که این روزها به دلیل آلودگی هوا در بیمارستان بستری است، عصر 5 آذر ماه میزبان تعدادی از مسوولان سازمان بهزیستی و هنرمندانی چون رسول نجفیان و خشایار اعتمادی بود.

 

دکتر همایون هاشمی رئیس سازمان بهزیستی با همراهی دکتر رحمت‌الله حافظی رئیس کمیسیون سلامت شهر تهران و تعداد دیگری از مسئولان سازمان بهزیستی به ملاقات این چهره هنری آمدند.

 

 

 عزت‌الله انتظامی

عزت‌الله انتظامی

عزت‌الله انتظامی

انتخاب

ادامه مطلب تصاویر: عزت‌الله انتظامی در بیمارستان

عکس جدید مهناز افشار به همراه برادر زاده اش دسپینا افشار

 

 

 مهناز افشار

عکس جدید مهناز افشار به همراه برادر زاده اش دسپینا افشار

ادامه مطلب عکس جدید مهناز افشار به همراه برادر زاده اش دسپینا افشار

هدیه آنجلینا جولی در تولد ۵۰ سالگی براد پیت: جزیره ای به شکل قلب

Angelina-Jolie-Brad-Pitt-1024x655

 

 

این اولین بار نیست که که آنجلینا جولی هدیه ای مفصل و منحصر به فرد برای پیت می خرد! جولی دو سال پیش نیز یک آبشار را به همراه املاک اطراف در کالیفرنیا را برای پیت خریداری کرد.

 

 

شما برای مردی که در ۵۰ سالگی عمر خود قرار دارد چه چیزی بعنوان هدیه می خرید؟ ۱۰۰ البته که جواب شما درست است! یک جزیره خصوصی به شکل قلب!

بنا به گزارش های رسیده ، آنجلینا جولی جزیره پترا را که در ۵۰ مایلی شهر نیویورک است بعنوان هدیه برای شوهر خود براد پیت خریداری کرده است. براد پیت که در ۱۸ دسامبر به سن ۵۰ سالگی می رسد به معماری و طراحی علاقه زیادی دارد و از مریدان و علاقه مندان فرانک لوید رایت است. و زمانی که آنجلینا جولی فهمید که این جزیره توسط لوید رایت طراحی شده است حاضر شد مبلغ ۲۴ میلیون دلار برای آن بپردازد تا بتواند براد را خوشحال کند.

 

Angelina-Jolie-Bys-Brad-Pitt-Island

 

این اولین بار نیست که که آنجلینا هدیه ای مفصل و منحصر به فرد برای براد پیت می خرد! آنجلینا دو سال پیش نیز یک آبشار به همراه املاک اطراف در کالیفرنیا را برای براد پیت خریداری کرد. این منبع می گوید که دیده شده آنجلینا جولی چند بار برای دیدن این جزیره رفته و تحت تاثیر آن قرار گرفته است. خانه ها و محلی مناسب برای گذراندن تعطیلات عاشقانه او و براد پیت و یا راهی برای فرار از دست خبرنگاران و عکاسان و آنجلینا جولی می داند که هدیه ای به شکل یک قلب برای براد معنی های گسترده ای دارد.

به نظر براد پیت از الان برای تولد ۴۰ سالگی آنجلینا به تکاپو بیفتد چون او فقط ۲ سال فرصت دارد تا جزیره ای استثنائی پیدا کند!

ادامه مطلب هدیه آنجلینا جولی در تولد ۵۰ سالگی براد پیت: جزیره ای به شکل قلب

از دروغ جاستین بیبر تا موزیک ویدئوی جدید کانی وست

جاستین بیبر , دوست دختر جاستین بیبر , خواننده هالیودی , آلبوم جدید جاستین بیبر , کنرست جاستین بیبر

 

اسکوتر براون مدیر برنامه های جاستین بیبر می گوید او با مسمومیت غذایی روبرو شد و با وجود تزریق بیش از 8 ساعت مایعات به او، نتوانست در کنسرت عالی برنامه اجرا کند.

 

  • رئیس جمهور مکزیک توئیت جاستین بیبر مبنی بر اینکه او  و خانواده اش با جاستین بیبر ملاقات کرده اند را رد کرد و این موضوع در توییتر جنجال به پا کرده است!  بیبر در صفحه رسمی تویتر خود نوشت: من برخی از بیلبرز های خودم را دیدم ( بیلبرز به طرفدارانی گفته میشود که به جاستین بیبر ایمان دارند!) به همراه ریس جمهور مکزیک و خانواده اس. او که در آرژانتین بدلیل لگد مال کردن پرچم آن کشور در مقابل ۴۵۰۰۰ بیلبرز با انتقادهای تند روبرو شد و در برزیل بدلیل اسپری کردن روی دیورا و نقاشی دیوار مورد پیگرد پلیس برزیل قرار گرفت.او همچنین کنسرت خود را با اجرای فقط یکساعت رها کرد کنسرتی که ارزش هزینه ای که ارژانتینی ها کرده بودند را نداشت. اسکوتر براون مدیر برنامه های جاستین بیبر می گوید بیبر با مسمومیت غذایی روبرو شد و با وجود تزریق بیش از ۸ ساعت مایعات به او، نتوانست در کنسرت عالی برنامه اجرا کند. او با اینکار ارژانتینی ها را بیشتر عصبانی کرد. همچنین یک وکیل ارژانتینی بیبر را متهم کرده محافظان خود را برای کتک زدن یک عکاس کلوپ شبانه خارج از بوینس ایرس تشویق کرده است.

کانی وست , آلبوم جدید کانی وست , کنسرت کانی وست , خواننده هالیودی

  • بر روی موتور سیکلت کیم کارداشیان و همسرش خواننده هیپ پاپ کانی وست برای آهنگ Bound 2 ، تصویری از موزیک ویدئوی جدید کانی وست است. در این موزیک ویدئو آنها سوار بر موتور هستند و غروب آفتاب در بیابان روبروی انها قرار دارد که کیم اقدام به دراوردن پیراهی خود می کند! اما سایه غروب آفتاب او را پوشش می دهد. این اهنگ بسیار رمانتیک است و در آن نیز از واژه های نچندان مطلوب استفاده شده است.

ادامه مطلب از دروغ جاستین بیبر تا موزیک ویدئوی جدید کانی وست

صفحه 1 از 3123


با کلیک بر روی 1+ از ما حمایت کنید
به اين صفحه امتياز دهيد
X بستن تبليغات
X بستن تبليغات